1. cotton swab
گندله ی پنبه (برای پاک کردن زخم و غیره)،پندش،پاغند
2. We have to swab out the sitting - room before your mother comes back.
[ترجمه ترگمان]باید قبل از اینکه مادرت برگرده، از اتاق نشیمن نمونه برداری کنیم
[ترجمه گوگل]ما باید اتاق نشیمن را قبل از اینکه مادرت برمی گردد، بکشیم
3. The crew were ordered to swab down the decks.
[ترجمه ترگمان]به ملاحان دستور داده شد که از عرشه نمونه برداری کنند
[ترجمه گوگل]خدمه دستور داده شد که عرشه را پایین بیاورد
4. "I'm just going to take a swab of your ear, " said the doctor.
[ترجمه Shirinbahari] دکتر گفت می خواهم یک نمونه از ترشحات گوش ت را بگیرم.
[ترجمه ترگمان]دکتر گفت: \" من فقط می خواهم یک سیلی از گوش شما بگیرم \"
[ترجمه گوگل]دکتر گفت: 'من فقط میخواهم سواب گوشم را بگیرم '
5. The doctor took a throat swab to check for infection.
[ترجمه ترگمان]دکتر برای چک کردن عفونت ازش نمونه برداری کرد
[ترجمه گوگل]دکتر یک سواب گلو را برای بررسی عفونت انتخاب کرد
6. He covered my newest wound with a swab of alcohol and a lozenge of gauze.
[ترجمه ترگمان]آخرین زخم من را با مقداری الکل و یک قرص گاز پوشاند
[ترجمه گوگل]او جدیدترین زخم من را با یک سواب الکل و یک لیوان گاز مایع پوشانده است
7. A nasopharyngeal swab or paired serum samples, or both, were collected from healthy subjects.
[ترجمه ترگمان]نمونه های سرم swab یا سرم جفت سرم، یا هر دو، از موضوعات سالم جمع آوری شدند
[ترجمه گوگل]نمونه سوآپ نازوفارنکس یا نمونه های سرم متحرک یا هر دو آنها از افراد سالم جمع آوری شد
8. Direction: Cleanse hair and swab down, apply appropriate amount evenly over hair to mold hairstyle.
[ترجمه ترگمان]جهت زیر: مو Cleanse و کف دست، مقدار مناسبی را به طور مساوی بر سر مو برای مدل موی مدل به کار برد
[ترجمه گوگل]جهت پاک کردن مو و سابین، مقدار مناسب را به طور موازی روی مو برای ایجاد مدل مو استفاده کنید
9. Blade became dirty can swab with soap powder fluid, do not use be brushed forcedly and edge tool goes dirtying.
[ترجمه ترگمان]تیغه با مایع پودر صابون به شدت آلوده شده است و از آن استفاده نکنید و ابزار لبه با استفاده از ابزار لبه باز می شود
[ترجمه گوگل]تیغه کثیف می تواند سواب با مایع پودر صابون، استفاده نمی شود به صورت مجعد زده و ابزار لبه کثیف می شود
10. Clean or wipe ( sth ) with a swab.
[ترجمه ترگمان]پاک کردن یا پاک کردن (sth)با کف دست!
[ترجمه گوگل]پاک کردن یا پاک کردن (sth) با سواب
11. L Direction: Cleanse hair and swab down, apply appropriate amount evenly over hair to mold hairstyle.
[ترجمه ترگمان]جهت زیر: مو Cleanse و کف دست، مقدار مناسبی را به طور مساوی بر سر مو برای مدل موی مدل به کار برد
[ترجمه گوگل]L Direction پاک کردن مو و سواب کردن، مقدار مناسب را به طور موازی بیش از مو برای قالب مو را اعمال کنید
12. You should never acotton swab or other object into the ear canal.
[ترجمه ترگمان]تو هرگز نباید از آب یا شی دیگر در مجرای گوشت استفاده کنی
[ترجمه گوگل]هرگز نباید سابن یا سایتی دیگر در کانال گوش داشته باشید
13. The results indicated that cloacal swab and lung were optimal sample in the strips assay.
[ترجمه ترگمان]نتایج نشان داد که cloacal swab و شش نمونه بهینه در این نوارها بوده اند
[ترجمه گوگل]نتایج نشان داد که سواب و ریه کلاواسک، نمونه ای به صورت مطلوب در آزمایش نوار است
14. Methods Cotton - swab wiping sampling and bacteriological examination methods were used to examine the hand hygiene quality of some medical staffs in abasic hospital.
[ترجمه ترگمان]روش های خشک کردن swab و روش های معاینه bacteriological برای بررسی کیفیت بهداشت دستی برخی از پرسنل پزشکی در abasic مورد استفاده قرار گرفت
[ترجمه گوگل]روش ها روش نمونه برداری نمونه ای از روش نمونه برداری با استفاده از روش نمونه گیری با روش نمونه برداری با استفاده از روش نمونه گیری و باکتری شناسی با استفاده از آزمون های باکتری شناسی مورد بررسی قرار گرفت
15. Your first swab down the barrel must have a few . drops of solvent on i. t. . .
[ترجمه ترگمان]اولین نمونه برداری از بشکه باید تعداد کمی داشته باشه مواد حلال روی من ریخته نه
[ترجمه گوگل]اولین بار خود را در معرض بشکه قرار دهید قطره های حلال در i t