کلمه جو
صفحه اصلی

starch


معنی : تشریفات، نشاسته، اهار، اهار زدن
معانی دیگر : آهارزدن، سفت کردن، نشاسته c6h10o5)n)، (جمع) خوراک پر نشاسته، (رفتار) خشکی، خمش ناپذیری، (امریکا-عامیانه) انرژی، حرارت، اشتیاق

انگلیسی به فارسی

نشاسته، اهار، اهارزدن، تشریفات


نشاسته، اهار، تشریفات، اهار زدن


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: an edible carbohydrate found in grains, potatoes, and many other foods.

(2) تعریف: a preparation of this carbohydrate, or a similar preparation, used to stiffen clothing or other fabrics.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: starches, starching, starched
مشتقات: starchless (adj.), starchlike (adj.)
• : تعریف: to apply starch to (clothing or other fabric), so as to stiffen.

• edible complex carbohydrate found in plants; substance used to stiffen fabrics; formality, stiffness of manner
stiffen with starch; make rigid, make stiff
starch is a carbohydrate found in foods such as bread, potatoes, and rice.
starch is also a substance used for stiffening cloth.

دیکشنری تخصصی

[صنایع غذایی] نشاسته : بخش کربوهیدراته در مواد غذایی ماند سسیب زمینی برنج و غیره را گویند.
[نساجی] نشاسته - آهار
[نفت] نشاسته
[پلیمر] نشاسته

مترادف و متضاد

تشریفات (اسم)
service, ceremony, ceremonial, formality, protocol, ritual, starch

نشاسته (اسم)
farina, starch

اهار (اسم)
starch

اهار زدن (فعل)
size, starch

جملات نمونه

1. starch stiffens cloth
آهار پارچه را سفت می کند.

2. Corn starch is used as a thickener in stews.
[ترجمه ترگمان]نشاسته ذرت به عنوان a برای stews استفاده می شود
[ترجمه گوگل]نشاسته ذرت به عنوان ضخیم کننده در بخار استفاده می شود

3. He eats a lot of starch.
[ترجمه ترگمان] خیلی آهار خورده
[ترجمه گوگل]او نشاسته زیادی می خورد

4. You need to cut down on starch.
[ترجمه ترگمان] تو باید نشاسته رو کوتاه کنی
[ترجمه گوگل]شما باید نشاسته را بریزید

5. Sugar and starch are broken down in the stomach.
[ترجمه ترگمان]قند و نشاسته در معده شکسته می شوند
[ترجمه گوگل]شکر و نشاسته در معده شکسته می شوند

6. You eat too much starch.
[ترجمه ترگمان]تو خیلی نشاسته داری
[ترجمه گوگل]شما نشاسته ای بیش از حد می خورید

7. Plants produce sugars and starch to provide themselves with energy.
[ترجمه ترگمان]گیاهان sugars و نشاسته تولید می کنند تا انرژی خود را تامین کنند
[ترجمه گوگل]گیاهان قند و نشاسته را برای تولید انرژی خود تولید می کنند

8. The soup will reduce by adding some cooking starch.
[ترجمه ترگمان]سوپ با افزودن برخی نشاسته پخت وپز کاهش خواهد یافت
[ترجمه گوگل]سوپ با اضافه کردن برخی نشاسته پخت و پز کاهش می یابد

9. There's too much starch in your diet.
[ترجمه ترگمان]در رژیم غذایی شما نشاسته خیلی زیاد است
[ترجمه گوگل]نشاسته بیش از حد در رژیم غذایی شما وجود دارد

10. Starch had not been left on his own right away.
[ترجمه ترگمان]Starch در سمت راست او تنها مانده بود
[ترجمه گوگل]نشاسته در حق خود به سمت خود رها نشد

11. Baked stuffed potatoes are an indulgent starch.
[ترجمه ترگمان]سیب زمینی پخته برای آهار تزیینی هستند
[ترجمه گوگل]سیب زمینی پخته شده یک نشاسته دلپذیر است

12. The dresses, in cotton voile, were scratchy with starch.
[ترجمه ترگمان]لباس ها در پنبه پنبه ای و آهار خورده بودند
[ترجمه گوگل]لباس، در پنبه پنبه، نشاسته خیس بود

13. Shooting starch goes a long way in erasing the barrier between spectator and spectacle.
[ترجمه ترگمان]برای پاک کردن سد بین تماشاگر و تماشاگر یک روش طولانی ادامه دارد
[ترجمه گوگل]تیراندازی نشاسته طول می کشد در پاک کردن مانع بین تماشاگر و عینک

14. They might even be stiffened with starch and painted over to leave a pattern.
[ترجمه ترگمان]آن ها ممکن است حتی با نشاسته یخ زده شوند و بر روی آن نقاشی کنند تا یک الگو را ترک کنند
[ترجمه گوگل]آنها ممکن است حتی با نشاسته تردید کنند و برای تکمیل یک الگوی رنگ زده شوند

15. Mix the potato starch with the remaining half cup water until smooth.
[ترجمه ترگمان]نشاسته سیب زمینی را با باقی مانده آب سرد مخلوط کنید تا صاف شود
[ترجمه گوگل]نشاسته سیب زمینی را با نصف فنجان آب باقی مانده تا صاف کنید

a starched shirt

پیراهن آهاردار


پیشنهاد کاربران

میتوان به عنوان starch powder یعنی پودر نشاسته هم استفاده کرد

( صنایع چوب ) آهار زنی

نشاسته

نشاسته ذرت

نچسب بودن ( رفتار )

✔️نشاسته

. E. g
Sugar and starch are broken down ( =make a substance separate into parts or change into a different form in a chemical process ) in the stomach

آهاریدن.


کلمات دیگر: