کلمه جو
صفحه اصلی

staleness


کهنگی، شب ماندگی

انگلیسی به فارسی

استالین


انگلیسی به انگلیسی

• lack of freshness, oldness, dryness, moldiness

جملات نمونه

1. But there is no sign of staleness: the performances at the Haymarket are terrific in their strength.
[ترجمه ترگمان]اما هیچ نشانی از staleness وجود ندارد: عملکرد در Haymarket در قدرت آن ها عالی است
[ترجمه گوگل]اما هیچ نشانه ای از استعداد وجود ندارد عملکرد در Haymarket در قدرت خود فوق العاده است

2. The data staleness introduced by the cache needs to be understood by cache users, and can be alleviated by a cache data refresh policy.
[ترجمه ترگمان]اطلاعات ارایه شده توسط حافظه نهان باید توسط کاربران حافظه نهان درک شود و می تواند با یک سیاست تازه سازی داده حافظه نهان درمان شود
[ترجمه گوگل]استقلال اطلاعاتی که توسط حافظه پنهان معرفی شده است باید توسط کاربران حافظه پنهان درک شود، و می تواند با استفاده از یک سیاست بازنگری داده های حافظه پنهان کاهش یابد

3. For each application, there is an acceptable level of "staleness" in the data.
[ترجمه ترگمان]برای هر کاربرد، سطح قابل قبولی از \"staleness\" در داده ها وجود دارد
[ترجمه گوگل]برای هر برنامه، سطح داده قابل قبول است

4. Batch job updates result in staleness of some less important data, but can make data updates much faster and simpler.
[ترجمه ترگمان]به روزرسانی های کار به staleness برخی از داده های مهم کم تر منجر می شوند، اما می توانند به روزرسانی داده ها بسیار سریع تر و ساده تر شوند
[ترجمه گوگل]به روزرسانی های کاری بختیابی منجر به ناپایداری بعضی از اطلاعات مهم کمتر می شود، اما می تواند به روز رسانی داده ها بسیار سریعتر و ساده تر شود

5. Then the staleness of the air drove Shepelev out.
[ترجمه ترگمان]سپس صدای staleness هوا به گوش رسید
[ترجمه گوگل]سپس رکود هوا از شپول خارج شد

6. Tania : That staleness be a byword from the Urals, it makes no significance to me.
[ترجمه ترگمان]به عقیده من این امر موجب عبرت دیگران می شود و اهمیتی برای من نخواهد داشت
[ترجمه گوگل]تانیا: این استعداد، یک کلمه است از اورال، برای من مهم نیست

7. That is the first sign of staleness.
[ترجمه ترگمان]این اولین نشانه of است
[ترجمه گوگل]این نخستین نشانه بی نظمی است

8. She tried to disguise the staleness of the bread by toasting it.
[ترجمه ترگمان]سعی کرد با برشته کردن آن تکه نان را پنهان کند
[ترجمه گوگل]او سعی کرد مانع ناپایداری نانها را با چاشنی آن کند

9. The technology can put off grain staleness and control the insects and moulds, save cost and labour compared with turning grain and achieve good economic and social efficiency.
[ترجمه ترگمان]این فن آوری می تواند دانه های گندم را خاموش کرده و حشرات و قالب ها را کنترل کند، هزینه و نیروی کار را در مقایسه با تبدیل دانه و دستیابی به کارایی خوب اقتصادی و اجتماعی حفظ کند
[ترجمه گوگل]این تکنولوژی می تواند سبب خرد شدن دانه و کنترل حشرات و قالب ها شود، صرفه جویی در هزینه و کار در مقایسه با تبدیل دانه و دستیابی به رفاه اقتصادی و اجتماعی مناسب

10. For others there may be a lack of preferment and other problems of staleness and complacency.
[ترجمه ترگمان]برای برخی دیگر، ممکن است عدم ارتقا و مشکلات دیگر of و complacency وجود داشته باشد
[ترجمه گوگل]برای دیگران ممکن است کمبود ترجیح و مشکلات دیگر استالین و آرامش وجود داشته باشد

11. There is one big difference here: We have to be careful about staleness.
[ترجمه ترگمان]در اینجا یک تفاوت بزرگ وجود دارد: ما باید در مورد staleness محتاط باشیم
[ترجمه گوگل]در اینجا یک تفاوت بزرگ وجود دارد ما باید مراقب باشیم که استعداد

12. The economic crisis or world flu virus are no excuses for staleness . What we are doing is to exceed our past achievement.
[ترجمه ترگمان]بحران اقتصادی یا ویروس آنفلوآنزای جهانی هیچ بهانه ای برای staleness نیست کاری که ما انجام می دهیم این است که از موفقیت گذشته خود تجاوز کنیم
[ترجمه گوگل]بحران اقتصادی یا ویروس آنفولانزای جهان هیچ اتفاقی برای اتکاء نیست آنچه که ما انجام می دهیم این است که از دستاوردهای گذشته خود فراتر برویم

13. The Baroness : [ Snake Eyes is mass their car ] He staleness hit presented up.
[ترجمه ترگمان]بارونس: [ چشم های مار ] [ از مار ] [ their ] [ their ] [ their ] [ their ] است ] او به او ضربه زد
[ترجمه گوگل]بارونس [چشم مار به جرم ماشین خود] او استالین ضربه ارائه شده است

پیشنهاد کاربران

فرسودگی

staleness ( علوم و فنّاوری غذا )
واژه مصوب: بیاتی
تعریف: حالت از بین رفتن تازگی مواد غذایی براثر تغییر ساختار نشاسته


کلمات دیگر: