کلمه جو
صفحه اصلی

soakage


معنی : خیس خوری
معانی دیگر : خیس شدگی، خیس کردگی، خیساندگی، مقدار مایع جذب شده بوسیله خیس خوری

انگلیسی به فارسی

خیس خوری، مقدار مایع جذب شده بوسیله خیس خوری


خیس شدن، خیس خوری


انگلیسی به انگلیسی

• act of soaking or steeping in liquid; liquid that has seeped out or been absorbed

مترادف و متضاد

خیس خوری (اسم)
soaking, soak, drench, drenching, soakage


کلمات دیگر: