1. The swordsman disarmed his opponent and ran him through.
[ترجمه ترگمان]شمشیر حریف را خلع سلاح کرد و به طرف او دوید
[ترجمه گوگل]شمشیرباز مخالف خود را خلع سلاح کرد و او را فرار کرد
2. This swordsman wears red and white, the traditional colours of his province.
[ترجمه ترگمان]این شمشیر به رنگ قرمز و سفید است، و رنگ های سنتی استان او
[ترجمه گوگل]این اسباب بازی قرمز و سفید، رنگ های سنتی استان خود می پوشد
3. He is a grammarian, a swordsman, a musician with a predilection for the fugue.
[ترجمه ترگمان]او یک grammarian، یک استاد شمشیربازی، یک موسیقی دان با a برای the
[ترجمه گوگل]او یک گرامر، شمشیر، یک موسیقیدان است که علاقه مند به فوگ است
4. When the identity is realized, I as swordsman see no opponent confronting me and threatening to strike me.
[ترجمه ترگمان]وقتی که هویت محقق می شود، من به عنوان شمشیر می بینم که هیچ مخالفی با من رو به رو نیست و تهدید می کند که به من حمله می کند
[ترجمه گوگل]وقتی هویت متوجه شدم، من به عنوان شمشیرزن هیچ مشکلی با من روبرو نمی شود و تهدید به حمله به من است
5. He was the more skilled swordsman.
[ترجمه ترگمان]اون بهترین شمشیر زن بود
[ترجمه گوگل]او شمشیر بیشتر مهارت داشت
6. Have at you! shouted the swordsman, striking his opponent.
[ترجمه ترگمان]!! !! !! !! !! !! !! ! شمشیر زن در حالی که حریف را می زد فریاد کشید:
[ترجمه گوگل]در تو باش! اسلحه فریاد زد، با حریفش برخورد کرد
7. Right now, the first swordsman: " This mosquito is male, it won't have had offspring again. "
[ترجمه ترگمان]در حال حاضر، اولین کار این است: \" این پشه مرد است، دوباره بچه نخواهد شد \"
[ترجمه گوگل]در حال حاضر، اولین شمشیرزن 'این پشه مرد است، دوباره فرزند نخواهد بود '
8. There are lots of sword masters in swordsman fiction who have strange appearances.
[ترجمه ترگمان]یه عالمه استاد شمشیر در افسانه ها هست که ظاهر عجیبی دارن
[ترجمه گوگل]بسیاری از اساتید شمشیر در داستانی شمشیر که ظاهر عجیب و غریب دارند
9. Along with "Knight-errant swordsman World" 150 levels of opening, the game will pursue will be richer, presents pursue, the pursue rank grade disassimilation development.
[ترجمه ترگمان]همراه با \"جام شوالیه سرگردان جام جهانی\" ۱۵۰ سطح از باز شدن، این بازی غنی تر خواهد بود، پی گیری خواهد کرد، و به دنبال توسعه disassimilation درجه رتبه است
[ترجمه گوگل]در کنار �Swordsman World Knight-World� 150 سطح از باز شدن، بازی خواهد شد ادامه خواهد یافت غنی تر، هدایا تحقق بخشیدن به، پیگیری درجه عدم تسلیم درجه
10. At an exhibition of the world's best swordsman, the third - place fencer took the stage.
[ترجمه ترگمان]در نمایشگاهی از بهترین شمشیر دنیا، شمشیر بازان دور سوم روی صحنه رفتند
[ترجمه گوگل]در نمایشگاه بهترین اسلحه های جهان، سومین محل برگزاری مسابقه در صحنه حضور یافت
11. He has battled against Nazi villains, a Beduin swordsman and a pit of poisonous snakes.
[ترجمه ترگمان]او در مقابل آدم های شرور نازی، یک شمشیر بدوی و یک گودال دیگر از ماره ای سمی مبارزه کرده بود
[ترجمه گوگل]او در برابر خائنانی نازی، یک شمشیر Beduin و یک گودال مار ها سمی مبارزه کرده است
12. Chivalrous swordsman is popular in Warring States and the Western Han period.
[ترجمه ترگمان]chivalrous chivalrous در ایالات Warring آمریکا و دوران (هان)غربی مشهور است
[ترجمه گوگل]شمشیرباز بانوی محبوب در ایالات جنگجویان و دوره غربی هان محبوب است
13. PSP chivalrous swordsman having several editions on platform stealing hunting vehicle?
[ترجمه ترگمان]جوانمردی و جوانمردی از روی سکو چند نسخه چاپی داره که داره روی سکوی شکار دزدی می کنه؟
[ترجمه گوگل]شمشیربازی مهماندار PSP با انتشار چندین نسخه از خودروی شکار سارقین سرقت کرده است؟
14. The basic virtue of a swordsman is to help the weak and the poor.
[ترجمه ترگمان]فضیلت اصلی یک شمشیر این است که به ضعفا و فقرا کمک کنیم
[ترجمه گوگل]فضیلت اساسی اسلحه کمک به ضعیف و فقیر است
15. He always dreams of being a great swordsman who lives a free life alone.
[ترجمه ترگمان]او همیشه رویای شمشیربازی خوبی است که زندگی آزاد را تنها زندگی می کند
[ترجمه گوگل]او همیشه آرزو می کند که یک شمشیر بزرگ باشد که تنها یک زندگی آزاد داشته باشد