کلمه جو
صفحه اصلی

crucify


معنی : مصلوب کردن، مصلوب ساختن، بر صلیب اویختن، بدار اویختن
معانی دیگر : به چهار میخ کشیدن، بر صلیب آویختن، شکنجه دادن، به صلابه کشیدن، دمار از روزگار کسی درآوردن، (از راه ممارست) به خود سختی دادن، ریاضت کشیدن

انگلیسی به فارسی

بر صلیب آویختن، مصلوب کردن، به دار اویختن


مصلوب شدن، مصلوب کردن، مصلوب ساختن، بر صلیب اویختن، بدار اویختن


انگلیسی به انگلیسی

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: crucifies, crucifying, crucified
مشتقات: crucifier (n.)
(1) تعریف: to execute by nailing or tying to a cross.

(2) تعریف: to torment, defame, or persecute, esp. if unjustly.

• put to death by nailing to a cross, torture, persecute
to crucify someone means to kill them by tying or nailing them to a cross and leaving them to die.

مترادف و متضاد

مصلوب کردن (فعل)
crucify

مصلوب ساختن (فعل)
crucify

بر صلیب اویختن (فعل)
crucify, excruciate

بدار اویختن (فعل)
hang, scaffold, crucify, gibbet, noose, scrag, string up

execute; torture near to death


Synonyms: excruciate, hang, harrow, kill, martyr, martyrize, nail to cross, persecute, rack, torment, torture


Antonyms: exalt


browbeat, destroy with words


Synonyms: afflict, agonize, bedevil, bother, harrow, ill-treat, lampoon, pan, ridicule, smite, tear to pieces, torment, torture, try, wipe the floor with


Antonyms: compliment, exalt, laud, praise


جملات نمونه

1. the romans used to crucify criminals
رومیان بزهکاران را بر صلیب میخکوب می کردند.

2. if the teacher sees us, he'll crucify us!
اگر معلم ما را ببیند،پدرمان را در خواهد آورد!

3. He's going to crucify me when he finds out what I've done!
[ترجمه ترگمان]وقتی بفهمه که من چه کار کردم می خواد منو به دار بزنه
[ترجمه گوگل]او زمانی که متوجه شد چه کاری انجام داده است، او را مصلوب می کند!

4. She'll crucify me if she finds you still here.
[ترجمه ترگمان]اگه تو رو هنوز اینجا پیدا کنه، به صلیب می کشه
[ترجمه گوگل]اگر او هنوز اینجا پیدا می کند، من را خواهم کشت

5. So why crucify yourself in public?
[ترجمه ترگمان]پس چرا در ملا عام خودت رو به صلیب می کشی؟
[ترجمه گوگل]پس خودت را در عموم مصلوب کن

6. But the Tories will continue to crucify manufacturing industry, in pursuit of an absurdly high parity in the Exchange Rate Mechanism.
[ترجمه ترگمان]اما محافظه کاران به صلیب کشیدن صنعت تولید، به دنبال برابری absurdly بالای مکانیزم نرخ ارز، ادامه خواهند داد
[ترجمه گوگل]اما Tories ادامه خواهد داد تا صنایع تولید را به صورت مصنوعی ادامه دهد، در دنبال یک پارادایم بی نظیر بالا در مکانیسم نرخ ارز

7. Love crowns you so shall he crucify you.
[ترجمه ترگمان]crowns را دوست بدارید پس او ترا به صلیب خواهد کشید
[ترجمه گوگل]عاشق تاج و تخت شماست

8. Crucify my love . If my love is blind.
[ترجمه ترگمان] به صلیب عشق من به صلیب بکش اگه عشق من کور باشه
[ترجمه گوگل]عشق من را کج کن اگر عشق من کور باشد

9. Mk. 15:13 And again they cried out, Crucify Him!
[ترجمه ترگمان]mk و دوباره فریاد زدند: و دوباره به صلیب بکشید!
[ترجمه گوگل]Mk 15:13 و دوباره آنها گریه می کردند، او را کشت

10. To paraphrase William Jennings Bryan, we must not crucify our economies upon a cross of rubber.
[ترجمه ترگمان]به گفته ویلیام Jennings برایان، ما نباید اقتصادهای خود را بر روی یک صلیب لاستیک به صلیب بکشیم
[ترجمه گوگل]برای ترجمه ویلیام جینگزینگ برین، ما نباید اقتصاد ما را بر روی صلیب لاستیک مصلوب کنیم

11. But then these critics crucify you, journalists try to burn you.
[ترجمه ترگمان]اما بعد از آن این منتقدان شما را به صلیب می کشند، روزنامه نگاران سعی می کنند شما را بسوزانند
[ترجمه گوگل]اما پس از آن این منتقدان شما را مصلوب کردند، روزنامه نگاران سعی می کنند شما را بسوزانند

12. Crucify Him not in thy mind nor in thy bodily activities.
[ترجمه ترگمان]به صلیب بکش نه در ذهن تو و نه در فعالیت های بدنی تو
[ترجمه گوگل]او را در ذهن خود و نه در فعالیت های ذهنی خود نابود نکنید

13. Pilate saith unto them, Shall I crucify your King?
[ترجمه ترگمان]پی لات گفت: شاه شما را به صلیب می کشم؟
[ترجمه گوگل]پیلاطس به آنها گفت: آیا پادشاه را خواهم کشت؟

14. But they continued to shout, saying, Crucify, crucify Him!
[ترجمه ترگمان]اما باز هم فریاد کشیدند: به صلیب بکشید، به صلیب بکشید، به صلیب بکشید!
[ترجمه گوگل]اما آنها همچنان فریاد می زدند: "کشتن، کشتن او!"

the day they crucified Jesus

روزی که حضرت عیسی را مصلوب کردند


if the teacher sees us, he'll crucify us!

اگر معلم ما را ببیند، پدرمان را در خواهد آورد!


پیشنهاد کاربران

به صلیب کشیدن و کشتن ( مصلوب کردن تا مرحله کشته شدن )

بَرصَلیبیدن.

چِلیپاییدن.
بَرچِلیپاییدَن.


کلمات دیگر: