صاف کرده، پالوده، ناب، تصفیه شده
clarified
صاف کرده، پالوده، ناب، تصفیه شده
انگلیسی به فارسی
روشن است، روشن کردن، توضیح دادن، واضح کردن، تصریح کردن
پیشنهاد کاربران
کشف کردن
یافتن
فهمیدن
یافتن
فهمیدن
ابهام زدایی کردن
روشن، مبرهن ، واضح
clarified ( علوم و فنّاوری غذا )
واژه مصوب: زلالشده
تعریف: ویژگی مایعی که براثر جدا شدن ناخالصی ها و رسوبات زلالتر شده است
واژه مصوب: زلالشده
تعریف: ویژگی مایعی که براثر جدا شدن ناخالصی ها و رسوبات زلالتر شده است
کلمات دیگر: