کلمه جو
صفحه اصلی

concomitantly

انگلیسی به فارسی

هماهنگ


انگلیسی به انگلیسی

• in a concomitant manner, concurrently, attendantly

پیشنهاد کاربران

همزمان

در عین حال

متفقا، توامان، با هم


کلمات دیگر: