کلمه جو
صفحه اصلی

steer away from

پیشنهاد کاربران

. To avoid interacting with someone
دوری کردن از تعامل ارتباط داشتن با کسی.

دوری کردن از انجام کاری بخاطر دلیلی
مثلا: i tried to steer the conversation away from my terrible exam results.
ب دلیل نتایج یا کارنامه وحشتناک امتحانم تلاش کردم از حرف زدن امتناع کنم

روی گرداندن / دوری گزیدن از کسی یا چیزی

منحرف کردن _ دور کردن
He managed to steer the conversation away from his divorce
او موفق شد بحث رو از موضوع طلاقش منحرف کنه

steer . . . away from

دور کردن . . . از، دور نگه داشتن از

Teachers try to steer pupils away from drugs.

معلمان سعی می کنند دانش آموزان را از مواد مخدر دور کنند.


کلمات دیگر: