1. The audience gave her a standing ovation for her performance.
[ترجمه زهرا] تماشاگران بخاطر اجرای او، براش دست زدن و به صورت ایستاده تشویقش کردن
[ترجمه ترگمان]تماشاگران برای او کف زدند و کف زدند
[ترجمه گوگل]تماشاچیان او را برای عملکرد خود به او دادند
2. The Chancellor's entrance was greeted with a standing ovation .
[ترجمه ترگمان]ورود صدراعظم با تشویق برجسته استقبال شد
[ترجمه گوگل]ورودی صدراعظمی با یک آواز ایستاده به سر می برد
3. When she walked onstage she was given a standing ovation.
[ترجمه ترگمان]وقتی روی صحنه قدم گذاشت، همه تشویق شدند
[ترجمه گوگل]هنگامی که او روی صحنه رفت، او یک تخم مرغ را به او داد
4. She received a standing ovation at the end of her speech.
[ترجمه ترگمان]او در پایان سخنرانی تشویق شده بود
[ترجمه گوگل]او در انتهای سخنرانی خود یک بیضه ایستاده را دریافت کرد
5. The singer got a ten - minute standing ovation.
[ترجمه زهرا] خواننده به مدت ده دقیقه به صورت ایستاده توسط حضار تشویق شد
[ترجمه ترگمان]این خواننده یک نمایش ده دقیقه ای با کف دست داد
[ترجمه گوگل]خواننده ده دقیقه ای را پشت سر گذاشت
6. The soloist got a ten-minute standing ovation .
[ترجمه ترگمان]افراد خانواده \"soloist\" یه تشویق کامل برای تشویق کردن دارن
[ترجمه گوگل]سولوئیست یک دهه ای ایستاده بود
7. Dame Joan appeared to tumultuous applause and a standing ovation.
[ترجمه ترگمان]خانم جون با تشویق و تشویق تماشاگران شروع به تشویق جمعیت کرد
[ترجمه گوگل]دیم جوان به طرز شگفت انگیزی تشویق و آواز ایستاده بود
8. Mr Gould was given a standing ovation and loud cheers when he finished his speech.
[ترجمه ترگمان]اقای گولد وقتی سخنرانی خود را تمام کرد تشویق و تشویق بلند شد
[ترجمه گوگل]آقای گولد هنگامی که سخنرانی خود را تمام کرد، به او آواز ایستاده و با صدای بلند بلند شد
9. Her speech was received with cheers and a standing ovation.
[ترجمه ترگمان]سخنرانی او با تشویق و تشویق حضار پذیرفته شد
[ترجمه گوگل]سخنرانی او با تشویق و آواز ایستاده بود
10. He was given a standing ovation and a rendering of 'Happy Birthday'.
[ترجمه ترگمان]او تشویق شده بود و یک هدیه تولد مبارک به او داده شود
[ترجمه گوگل]او یک تخم گذار ایستاده و ارائه 'تولدت مبارک' داده شد
11. Miller got a standing ovation when he entered the game.
[ترجمه ترگمان]وقتی وارد بازی شد، \"میلر\" همه رو تشویق کرد
[ترجمه گوگل]میلر هنگامی که وارد بازی شد، از او آواز می گرفت
12. He received a standing ovation from the entire chamber.
[ترجمه ترگمان]او از همه جا برخاست و کف دستش را از کف اتاق بیرون کشید
[ترجمه گوگل]او از کل محوطه بیرون آمد
13. They gave him a standing ovation from the dugout and promised to present him with the game ball.
[ترجمه ترگمان]آن ها از the کف زدند و قول دادند که او را با توپ بازی حاضر کنند
[ترجمه گوگل]آنها او را از زمین زدگی به او دادند و قول دادند او را با توپ بازی معرفی کنند
14. But the power of a standing ovation from four hundred of her colleagues should not be underestimated.
[ترجمه ترگمان]اما توان کف زدن کف دست از چهار صد تن از همکارانش را نباید دست کم گرفت
[ترجمه گوگل]اما نباید از چهارصد نفر از همکارانش از قدرت بی نظیری نادیده گرفته شود