کلمه جو
صفحه اصلی

suspensor


معنی : نگاه دارنده، بیضه بند، اویزگر
معانی دیگر : رجوع شود به: suspensory، معلق، موجب تعلیق

انگلیسی به فارسی

اویزگر، معلق، موجب تعلیق، نگاه دارنده، بیضه بند


مترادف و متضاد

نگاه دارنده (اسم)
holder, handler, preservative, suspensor, maintainer

بیضه بند (اسم)
suspensor, jockstrap

اویزگر (اسم)
suspensor

پیشنهاد کاربران

آویزه بند ( در گیاه شناسی )


کلمات دیگر: