1- رازی را افشا کردن، لو دادن 2- نقشه ای را به هم زدن، کار را خراب کردن، خیطی بالا آوردن
spill the beans
1- رازی را افشا کردن، لو دادن 2- نقشه ای را به هم زدن، کار را خراب کردن، خیطی بالا آوردن
انگلیسی به فارسی
پرت کردن لوبیا
انگلیسی به انگلیسی
عبارت ( phrase )
• : تعریف: to inadvertently or purposely disclose a secret.
- We wanted it to be a surprise, but she spilled the beans and it was ruined.
[ترجمه محدثه] میخواستیم که سوپرایز باشد اما او نقشه را لو داد.
[ترجمه ترگمان] می خواستیم غافلگیرش ون کنیم، اما اون لوبیا رو ریخت و خراب شد[ترجمه گوگل] ما می خواستیم این یک شگفتی باشد، اما لوبیا را ریخته و خراب شده است
• disclose the secret
جملات نمونه
1. Trust her to spill the beans, she never could keep a secret.
[ترجمه ترگمان]بهش اعتماد کن که لوبیا رو بریزه بیرون اون هیچوقت نمیتونه یه راز رو نگه داره
[ترجمه گوگل]به او اعتماد نکنید تا لوبیا را از بین ببرید، او هرگز نمیتواند راز نگه دارد
[ترجمه گوگل]به او اعتماد نکنید تا لوبیا را از بین ببرید، او هرگز نمیتواند راز نگه دارد
2. They spill the beans, exposing the practice for what it is.
[ترجمه ترگمان]آن ها لوبیا را می ریزند و عمل جراحی را در معرض آن قرار می دهند
[ترجمه گوگل]آنها لوبیا را نابود می کنند و عمل را برای آنچه در آن قرار می گیرند، نشان می دهد
[ترجمه گوگل]آنها لوبیا را نابود می کنند و عمل را برای آنچه در آن قرار می گیرند، نشان می دهد
3. Come off it, Rosie, spill the beans.
[ترجمه ترگمان]بی خیال رزی، لوبیا رو بریز بیرون
[ترجمه گوگل]بیا، روسی، لوبیا را بریزید
[ترجمه گوگل]بیا، روسی، لوبیا را بریزید
4. Come on, spill the beans.
[ترجمه ترگمان]زود باش، لوبیا رو بریز بیرون
[ترجمه گوگل]بیا، لوبیا را بردارید
[ترجمه گوگل]بیا، لوبیا را بردارید
5. You know, spill the beans.
[ترجمه ترگمان] می دونی، بی خیال لوبیا میشی
[ترجمه گوگل]می دانید، لوبیا را ریخته
[ترجمه گوگل]می دانید، لوبیا را ریخته
6. Don't spill the beans. It's supposed to be a secret.
[ترجمه ترگمان] لوبیا رو بیرون نکش قرار بود یه راز باشه
[ترجمه گوگل]لوبیا را نزنید قرار است یک راز باشد
[ترجمه گوگل]لوبیا را نزنید قرار است یک راز باشد
7. Play hooky. I won't spill the beans.
[ترجمه ترگمان] کلک بازی کنیم من لوبیا بر نمی دارم
[ترجمه گوگل]بازی قلبی من نخود را نخواهم ریخت
[ترجمه گوگل]بازی قلبی من نخود را نخواهم ریخت
8. Mecke couldn't bring himself to spill the beans.
[ترجمه ترگمان]نمی توانست خودش را جمع و جور کند
[ترجمه گوگل]مکه نمیتواند خود را به لانههای نابود کند
[ترجمه گوگل]مکه نمیتواند خود را به لانههای نابود کند
9. OK, it's time for one of you to spill the beans. Who broke my lamp?
[ترجمه ترگمان]بسیار خوب، وقتشه که یکی از شما لوبیا بریزه کی چراغ منو شکست؟
[ترجمه گوگل]خوب، وقت آن است که یکی از شما نان را از بین ببرد چه کسی لامپ من را شکست؟
[ترجمه گوگل]خوب، وقت آن است که یکی از شما نان را از بین ببرد چه کسی لامپ من را شکست؟
10. This is a secret, Don't spill the beans to anybody.
[ترجمه ترگمان]این یه رازه، لوبیا رو به هیچ کس نگو
[ترجمه گوگل]این راز است، لوبیا را به کسی ندهید
[ترجمه گوگل]این راز است، لوبیا را به کسی ندهید
11. OK, it's time for one of you to spill the beans.
[ترجمه ترگمان]بسیار خوب، وقت آن است که یکی از شما لوبیا را بردارید
[ترجمه گوگل]خوب، وقت آن است که یکی از شما نان را از بین ببرد
[ترجمه گوگل]خوب، وقت آن است که یکی از شما نان را از بین ببرد
12. Although they didn't spill the beans, the principal already knew.
[ترجمه ترگمان]اگر چه آن ها لوبیا را لو نداده بودند، مدیر از قبل می دانست
[ترجمه گوگل]اگرچه آنها لوبیا را نشت نکردند، مدیر اصلی هم اکنون می دانست
[ترجمه گوگل]اگرچه آنها لوبیا را نشت نکردند، مدیر اصلی هم اکنون می دانست
13. He is sure to spill the beans before long.
[ترجمه ترگمان]او مطمئنا قبل از مدتی لوبیا را می ریزد
[ترجمه گوگل]او مطمئن است که قبل از مدت طولانی، لوبیا را از بین ببرد
[ترجمه گوگل]او مطمئن است که قبل از مدت طولانی، لوبیا را از بین ببرد
14. I won't spill the beans.
[ترجمه ترگمان]من لوبیا بر نمی دارم
[ترجمه گوگل]من نخود را نخواهم ریخت
[ترجمه گوگل]من نخود را نخواهم ریخت
پیشنهاد کاربران
بند را آب دادن
Give away a secret
افشای راز
افشای راز
پته شو رو اب ریخت
علاوه بر بند را به آب دادن، به معنای در دسترسی گذاشتن جزئیات را هم می دهد. مثال:
Come on, tell us how was your first date. spill the beans
Come on, tell us how was your first date. spill the beans
توضیح درباره اصطلاح spill the beans
در یونان باستان، و در جلسات مخفی برای رای دادن به قانون یا عضویت فردی در کاسه ای لوبیا می انداختند. لوبیای سفید رای مثبت و لوبیای سیاه رای منفی بود. اگر زودتر از هنگام کسی اتفاقی کاسه را می انداخت تعداد رای ها لو می رفت و زودتر از موعد مشخص می شد. به همین منظور ریختن لوبیاها اصطلاحا به معنای لو دادن و فاش کردن است.
منبع: سایت بیاموز
در یونان باستان، و در جلسات مخفی برای رای دادن به قانون یا عضویت فردی در کاسه ای لوبیا می انداختند. لوبیای سفید رای مثبت و لوبیای سیاه رای منفی بود. اگر زودتر از هنگام کسی اتفاقی کاسه را می انداخت تعداد رای ها لو می رفت و زودتر از موعد مشخص می شد. به همین منظور ریختن لوبیاها اصطلاحا به معنای لو دادن و فاش کردن است.
منبع: سایت بیاموز
کلمات دیگر: