کلمه جو
صفحه اصلی

spurn


معنی : رد کردن، لگد زدن، پشت پا زدن
معانی دیگر : (با خشم یا تحقیر) رد کردن، نپذیرفتن، مناعت طبع نشان دادن، (قدیمی) با لگد بیرون کردن، با تیپا راندن، (قدیمی) لگد، تیپا

انگلیسی به فارسی

لگد زدن، پشت پا زدن، رد کردن


چرخش، پشت پا زدن، رد کردن، لگد زدن


انگلیسی به انگلیسی

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: spurns, spurning, spurned
• : تعریف: to reject, refuse, or treat with scorn; disdain; despise.
متضاد: accept, crave, embrace, welcome
مشابه: disdain, flout, reject, repel, repudiate, repulse, scorn, snub

- He spurned all my offers of help.
[ترجمه ترگمان] اون همه پیشنهادها و پیشنهاد منو رد کرد
[ترجمه گوگل] او تمام پیشنهادات من برای کمک را رد کرد
فعل ناگذر ( intransitive verb )
• : تعریف: to show scorn; reject something scornfully (often fol. by at).
مشابه: flout
اسم ( noun )
• : تعریف: a scornful rejection or contemptuous treatment.
متضاد: acceptance, embrace, welcome
مشابه: repulse

• contemptuous rejection, denigrating attitude
reject, repel; treat with contempt
if you spurn something, you refuse to accept it; a formal word.

مترادف و متضاد

رد کردن (فعل)
decline, gainsay, deny, disclaim, repudiate, disown, pass, disapprove, interdict, veto, rebuff, confute, repel, balk, rebut, baulk, reject, throw down, refuse, overrule, pass up, ignore, spurn, disaffirm, disorient, contradict, controvert, refute, disallow, disprove, impugn, disavow, discommend, hand off

لگد زدن (فعل)
kickback, hoof, boot, kick, spurn, poach

پشت پا زدن (فعل)
spurn

turn away; ignore


Synonyms: air, contemn, cut, decline, despise, disapprove, disdain, dismiss, disregard, drop, dump, flout, flush, give the cold shoulder, hold in contempt, look down on, nix, not hear of, pass by, rebuff, refuse, reject, reprobate, repudiate, repulse, scoff, scorn, slight, sneer, sneeze at, snub, steer clear, turn down, turn nose up at


Antonyms: embrace, want, welcome


جملات نمونه

1. She spurned my offers of help.
[ترجمه ترگمان]اون پیشنهاد کمک منو رد کرد
[ترجمه گوگل]او پیشنهادات من برای کمک را رد کرد

2. She spurned his overtures of love.
[ترجمه ترگمان]او پیشنهادش را رد کرد
[ترجمه گوگل]او فراز و نشیبهای عشق خود را برافروخت

3. The president spurned the tight security surrounding him and adopted a more intimate style of campaigning.
[ترجمه ترگمان]رئیس جمهور تدابیر شدید امنیتی پیرامون او را رد کرد و یک سبک ویژه از مبارزات انتخاباتی را به تصویب رساند
[ترجمه گوگل]رئیس جمهور امنیت تنگاتنگی را که اطراف او بود را فاش کرد و سبک ترین شیوه مبارزات انتخابات را تصویب کرد

4. She spurned all offers of help.
[ترجمه ترگمان]او همه پیشنهادها کمک را رد کرد
[ترجمه گوگل]او تمام پیشنهادات کمک را رد کرد

5. We should spurn at the difficulties but not look down upon them.
[ترجمه ترگمان]ما باید از این مشکلات لذت ببریم، اما به آن ها نگاه نمی کنیم
[ترجمه گوگل]ما باید با مشکلات کنار بیاییم، اما به آنها توجه نکنیم

6. He spurned the advice of management consultants.
[ترجمه ترگمان]او پیشنهاد مشاوران مدیریت را رد کرد
[ترجمه گوگل]او توصیه مشاوران مدیریت را رد کرد

7. They spurn all our offers of help.
[ترجمه ترگمان]آن ها تمام پیشنهادها ما را خوار می شمارند
[ترجمه گوگل]آنها همه پیشنهادات ما را برای کمک به ما متوقف کردند

8. Ellis plays the part of the young lover spurned by his mistress.
[ترجمه ترگمان]الیس نقش یک عاشق جوان را بازی می کند که توسط معشوقه او رد شده است
[ترجمه گوگل]الیس بخشی از عاشق جوان را که توسط معشوقه اش رد می شود، بازی می کند

9. Spurn Head has a reputation for rarities.
[ترجمه ترگمان]Spurn هد به این اقلام کمیاب مشهور است
[ترجمه گوگل]Spurhead دارای شهرتی برای نواختن است

10. Eve spurned Mark's invitation.
[ترجمه ترگمان]ای و دعوت مارک را رد کرد
[ترجمه گوگل]حوا دعوت مارک را رد کرد

11. But Dudaev would be foolish to spurn the offer outright.
[ترجمه ترگمان]اما اگر چنین باشد، حماقت محض است که این پیشنهاد را به صراحت قبول کند
[ترجمه گوگل]اما دوودا احمقانه خواهد بود که این پیشنهاد را به طور کامل متوقف کند

12. She spurned his advances.
[ترجمه ترگمان]اون از پیشرفت اون چشم پوشی کرد
[ترجمه گوگل]او پیشرفت های خود را تکذیب کرد

13. What other birds breed on Spurn?
[ترجمه ترگمان]پرندگان دیگر در Spurn چه می کنند؟
[ترجمه گوگل]چه پرندگان دیگری در اسپرینگ نژاد دارند؟

14. As an armyman, I spurn fearlessly at all danger and the enemy.
[ترجمه ترگمان]من بدون ترس و وحشت نسبت به همه خطر و دشمن احساس مسئولیت می کنم
[ترجمه گوگل]به عنوان یک مسلح، بدون تهدید به تمام خطر و دشمن می افتم

Our commander spurned the enemy's offer of unconditional surrender.

فرمانده‌ی ما پیشنهاد دشمن مبنی بر تسلیم بدون قید و شرط را با تحقیر رد کرد.


پیشنهاد کاربران

ریزش، باپاچیزی را ریختن


کلمات دیگر: