• tissue beneath a mucus membrane (anatomy)
submucosa
انگلیسی به انگلیسی
جملات نمونه
1. The proventriculus histological structure was mucosa, submucosa, muscularis and serosa, from the inside to the outside.
[ترجمه ترگمان]ساختار بافت شناختی proventriculus مخاط، submucosa، muscularis و serosa بود، از داخل به بیرون
[ترجمه گوگل]ساختار بافتی پروینتیکولوس مخاطی، زیر موکوسی، ماهیچه ای و سرووز، از داخل و خارج است
[ترجمه گوگل]ساختار بافتی پروینتیکولوس مخاطی، زیر موکوسی، ماهیچه ای و سرووز، از داخل و خارج است
2. Pathology revealed air cysts in submucosa and some cases in subserosa. They mainly located at jejunum, ileum, cecum and ascending colon.
[ترجمه ترگمان]آسیب شناسی cysts هوا را در submucosa و برخی موارد در subserosa آشکار کرد آن ها عمدتا در jejunum، ileum، cecum و ascending واقع شده اند
[ترجمه گوگل]آسیب شناسی کیست های هوایی را در زیربخش و بعضی موارد در Suberosa نشان داد آنها عمدتا در jejunum، ileum، cecum و درشت قاعدگی قرار دارند
[ترجمه گوگل]آسیب شناسی کیست های هوایی را در زیربخش و بعضی موارد در Suberosa نشان داد آنها عمدتا در jejunum، ileum، cecum و درشت قاعدگی قرار دارند
3. The submucosa was found inflammatory edema.
[ترجمه ترگمان]خانواده \"submucosa\" یه تجمع مایع پیدا کردن
[ترجمه گوگل]در زیر موکوئید ادم التهابی یافت شد
[ترجمه گوگل]در زیر موکوئید ادم التهابی یافت شد
4. We consider the mucosa and submucosa carcinoma without lymphatic metastasis as early gastric carcinoma.
[ترجمه ترگمان]ما مخاط و carcinoma submucosa را بدون متاستاز به عنوان سرطان پستان اولیه در نظر می گیریم
[ترجمه گوگل]ما کارسینوم مخاطی و زیر جلدی را بدون متاستاز لنفاوی به عنوان کارسینومای اولیه معده بررسی می کنیم
[ترجمه گوگل]ما کارسینوم مخاطی و زیر جلدی را بدون متاستاز لنفاوی به عنوان کارسینومای اولیه معده بررسی می کنیم
5. The submucosa and muscularis, however, are still intact.
[ترجمه ترگمان]با این حال، submucosa و muscularis هنوز دست نخورده هستند
[ترجمه گوگل]با این حال، submucosa و muscularis هنوز دست نخورده هستند
[ترجمه گوگل]با این حال، submucosa و muscularis هنوز دست نخورده هستند
6. Then, tunica serosa, tunica mucosa and tunica submucosa were striped so that intact tunica muscularis were reserved.
[ترجمه ترگمان]سپس، tunica،، مخاط و submucosa، چنان راه راه بود که muscularis دست نخورده باقی مانده بودند
[ترجمه گوگل]سپس، تونیکس سروا، مخاطی تونیکس و زیر موکوسی تونیکس راه راه یافتند، به طوری که عضلات تونیکا دست نخورده حفظ شدند
[ترجمه گوگل]سپس، تونیکس سروا، مخاطی تونیکس و زیر موکوسی تونیکس راه راه یافتند، به طوری که عضلات تونیکا دست نخورده حفظ شدند
7. The wall of the digestive tract includes mucosa, submucosa muscular layer and adventitia.
[ترجمه ترگمان]دیوار دستگاه گوارش شامل مخاط، لایه عضلانی submucosa و adventitia است
[ترجمه گوگل]دیواره دستگاه گوارش شامل مخاطی، لایه عضلانی زیر موکوسی و آدنویتی است
[ترجمه گوگل]دیواره دستگاه گوارش شامل مخاطی، لایه عضلانی زیر موکوسی و آدنویتی است
8. In the submucosa is a lymphoid nodule.
[ترجمه ترگمان]در the گره lymphoid است
[ترجمه گوگل]در زیر حفره بینی یک گره لنفاوی است
[ترجمه گوگل]در زیر حفره بینی یک گره لنفاوی است
9. Results Ureteral perforation, ureterostoma injury, ureteral submucosa pseudocanal, ureteral rupture, and avulsed ureter injury were found in and 1 patients, respectively.
[ترجمه ترگمان]نتایج مربوط به perforation، آسیب ureterostoma، گسیختگی submucosa، گسیختگی ureteral، و آسیب avulsed ureter به ترتیب در بیماران ۱ و ۱ بیمار یافت شدند
[ترجمه گوگل]نتایج پرفوراسیون مدفوع، آسیب به اورترواستوم، پوسیدوکانال زیرجوشوال مدفوع، پارگی مدفوع، و آسیب یورتور واژینال به ترتیب 1 و 1 بیمار دیده شد
[ترجمه گوگل]نتایج پرفوراسیون مدفوع، آسیب به اورترواستوم، پوسیدوکانال زیرجوشوال مدفوع، پارگی مدفوع، و آسیب یورتور واژینال به ترتیب 1 و 1 بیمار دیده شد
10. The submucosa was focally infiltrated.
[ترجمه ترگمان] The به داخل نفوذ کرده بود
[ترجمه گوگل]Submucosa به طور کانال نفوذ کرد
[ترجمه گوگل]Submucosa به طور کانال نفوذ کرد
11. Some nitrergic nerve ganglions were observed in the muscle layer or in the submucosa along the side of the circular muscle layer.
[ترجمه ترگمان]برخی از ganglions عصبی عصبی در لایه ماهیچه و یا در the در امتداد لایه ماهیچه های دایره ای مشاهده شدند
[ترجمه گوگل]بعضی از گانگلیونهای عصبی نیتریک در لایه عضله یا در زیر شکم در کنار لایه عضله دایره مشاهده می شوند
[ترجمه گوگل]بعضی از گانگلیونهای عصبی نیتریک در لایه عضله یا در زیر شکم در کنار لایه عضله دایره مشاهده می شوند
12. The results show that digestive tract from esophagus through intestinum crassum is made up of four concern tric layers, mucosa, submucosa, muscularis and serosa respectively.
[ترجمه ترگمان]نتایج نشان می دهد که دستگاه گوارش از مری از طریق intestinum crassum از چهار بخش مربوط به لایه های tric، مخاط، submucosa، muscularis و serosa تشکیل شده است
[ترجمه گوگل]نتایج نشان می دهد که دستگاه گوارش از مری به داخل کیستونوم کراسوم از چهار لایه نازک تر، مخاط، زیر موکوسی، ماهیچه ای و سروزا تشکیل شده است
[ترجمه گوگل]نتایج نشان می دهد که دستگاه گوارش از مری به داخل کیستونوم کراسوم از چهار لایه نازک تر، مخاط، زیر موکوسی، ماهیچه ای و سروزا تشکیل شده است
13. Here in the stomach, a stain demonstrates a blue submucosa because of the extensive fibrosis.
[ترجمه ترگمان]در اینجا در معده، لکه نور آبی به خاطر of گسترده، نشان می دهد
[ترجمه گوگل]در اینجا در معده، یک لکه به دلیل فیبروز گسترده ای نشان می دهد که زیر موکوسی آبی است
[ترجمه گوگل]در اینجا در معده، یک لکه به دلیل فیبروز گسترده ای نشان می دهد که زیر موکوسی آبی است
14. Here in the stomach, a trichrome stain demonstrates a blue submucosa because of the extensive fibrosis.
[ترجمه ترگمان]در اینجا در معده، لکه trichrome نشان می دهد که یک لکه آبی به خاطر the گسترده موجود است
[ترجمه گوگل]در اینجا در معده، یک رنگ قرمز رنگ، به دلیل فیبروز گسترده ای، نشاندهنده زیربوسی آبی است
[ترجمه گوگل]در اینجا در معده، یک رنگ قرمز رنگ، به دلیل فیبروز گسترده ای، نشاندهنده زیربوسی آبی است
پیشنهاد کاربران
بافت زیرمخاطی
زیرمخاط
کلمات دیگر: