کلمه جو
صفحه اصلی

stamen


معنی : پرچم، پود، جرثومه نر گیاه
معانی دیگر : (گیاه شناسی) پرچم

انگلیسی به فارسی

(گیاه‌شناسی) پرچم، جرثومه نر گیاه، پود


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
حالات: stamens, stamina
• : تعریف: the stalklike part of a flower that produces and bears the pollen.

• pollen-bearing organ of a flower (botany)
the stamens of a flower are the small, delicate stalks which grow inside the blossom and produce pollen.

مترادف و متضاد

پرچم (اسم)
blazon, banner, oriflamme, flag, stamen, standard, ensign, vexillum, whiff

پود (اسم)
stamen, woof, weft

جرثومه نر گیاه (اسم)
stamen

جملات نمونه

1. Marathon runners need plenty of stamina.
[ترجمه ترگمان]دوندگان ماراتون به بنیه زیادی نیاز دارند
[ترجمه گوگل]دونده های ماراتن نیاز به مقدار زیادی استقامت دارند

2. She didn't have the stamina to complete the course.
[ترجمه ترگمان]اون بنیه رو نداشت که مسیر رو کامل کنه
[ترجمه گوگل]او خستگی نداشت تا دوره را کامل کند

3. She had the strength and stamina to take the lead and win the gold medal.
[ترجمه ترگمان]او قدرت و استقامت را داشت که سرب را بردارد و مدال طلا را ببرد
[ترجمه گوگل]او قدرت و استقامت را داشت تا رهبری کند و مدال طلا را بردارد

4. You need stamina to be a long-distance runner.
[ترجمه ترگمان]شما به استقامت نیاز دارید تا یک دونده دور از فاصله باشید
[ترجمه گوگل]شما نیاز به استقامت برای یک دونده طولانی

5. These exercises build muscle and increase stamina.
[ترجمه ترگمان]این تمرینات استقامت ماهیچه ای ایجاد می کنند و استقامت و استقامت را افزایش می دهند
[ترجمه گوگل]این تمرینات عضله را ایجاد می کند و استقامت را افزایش می دهد

6. He was a man of stupendous stamina and energy.
[ترجمه ترگمان]او مردی با استقامت و استقامت بود
[ترجمه گوگل]او مردی استثنایی و انرژی فوقالعاده بود

7. Giving up smoking had a magical effect on his stamina.
[ترجمه ترگمان]رها کردن سیگار، تاثیر جادویی در استقامت او داشت
[ترجمه گوگل]ترک سیگار یک اثر جادویی بر استقامت او داشت

8. The long climb tested our fitness and stamina.
[ترجمه ترگمان]صعود طولانی تناسب اندام و بنیه ما را آزمایش کرد
[ترجمه گوگل]صعود طولانی تناسب اندام و استقامت ما را آزمایش کرد

9. It was a test of his stamina and resolve.
[ترجمه ترگمان]اون یه آزمایش از استقامت و تصمیمش بود
[ترجمه گوگل]این آزمون از استقامت و عزم او بود

10. Aerobic exercise helps to build up stamina.
[ترجمه ترگمان]ورزش کردن به استقامت و استقامت کمک می کند
[ترجمه گوگل]ورزش هوازی به ایجاد استقامت کمک می کند

11. You have to have a lot of stamina to be a top-class dancer.
[ترجمه ترگمان]شما باید استقامت و استقامت زیادی داشته باشید تا یک رقاص درجه بالا باشید
[ترجمه گوگل]شما باید دارای استقامت زیادی باشید تا بتوانید رقاص برتر باشید

12. The triathlon is a great test of stamina.
[ترجمه ترگمان]مسابقه سه گانه یک آزمون بزرگ از استقامت است
[ترجمه گوگل]Triathlon یک آزمون عالی از استقامت است

13. It takes stamina to run a marathon.
[ترجمه ترگمان]انجام یک ماراتن به استقامت نیاز دارد
[ترجمه گوگل]برای اجرای یک ماراتن طول می کشد

14. He runs every day to hone his stamina.
[ترجمه ترگمان]اون هر روز راه میره که his رو پرورش بده
[ترجمه گوگل]او هر روز برای استقامت خود کار می کند

15. The husky is unequalled for stamina and endurance.
[ترجمه ترگمان]سگ اسکیمو به خاطر استقامت و استقامت بی همانند است
[ترجمه گوگل]شوخ طبعی برای استقامت و استقامت بی نظیر است

پیشنهاد کاربران

پرچم گل ها که به دو قسمت بساک و میله تقسیم میشود.
منبع: کتاب پایه هشتم

stamen ( زیست‏شناسی )
واژه مصوب: پرچم 2
تعریف: هریک از اندام های تولیدمثلی نر در گیاهان گل دار که درمجموع نافۀ گل را تشکیل می دهند |||* مصوب فرهنگستان اول


کلمات دیگر: