کلمه جو
صفحه اصلی

sphygmomanometer


رگ فشارسنج، دستگاه سنجش فشار خون در شاهرگ

انگلیسی به فارسی

فشارسنج خون، رگ فشارسنج، دستگاه سنجش فشار خون در شاهرگ


اسپینگومنومتر


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: an instrument that measures blood pressure in the arteries.

• instrument that measures arterial blood pressure

جملات نمونه

1. He even considered fetching his sphygmomanometer and taking his blood pressure, simply out of curiosity.
[ترجمه صبا سلگی] او حتی به این فکر افتاد که فقط از روی کنجکاوی دستگاه فشار خونش را بردارد و فشار خونش را اندازه گیری کند
[ترجمه ترگمان]او حتی به این فکر افتاد که sphygmomanometer را بیاورد و فشار خونش را از روی کنجکاوی بردارد
[ترجمه گوگل]او حتی فکرش را هم کرد که فشار خونش را اندازه گیری کند و فشار خونش را از بین ببرد

2. A random zero sphygmomanometer was used for almost all measurements, and outsize cuffs were used when indicated by arm girth.
[ترجمه ترگمان]تقریبا تمام اندازه گیری ها برای تمام اندازه گیری ها استفاده شد، و آستین outsize وقتی به کمک تنگ بازو نشان داده شد مورد استفاده قرار گرفت
[ترجمه گوگل]برای تقریبا تمام اندازه گیری ها، یک سگ هیومگمنتوم تصادفی صفر به صورت تصادفی استفاده شد، و زمانی که با بازوی بازو نشان داده می شد، از کاف ها استفاده می شد

3. Conclusion Normal sphygmomanometer can effective measure the artifical airway ballonet pressure.
[ترجمه ترگمان]نتیجه گیری sphygmomanometer عادی می تواند برای اندازه گیری فشار airway artifical موثر باشد
[ترجمه گوگل]نتیجه گیری اسپیگمنومتر معمولی می تواند فشار هوایی هوایی را به طور موثر اندازه گیری کند

4. The prototype of the synchronous sphygmomanometer which was developed based on the above results, has been successfully tested on hundreds of patients in many hospitals and sanatoriums.
[ترجمه ترگمان]نمونه اولیه the همگام که براساس نتایج بالا توسعه یافت، به طور موفقیت آمیز بر روی صدها بیمار در بسیاری از بیمارستان ها و sanatoriums آزمایش شد
[ترجمه گوگل]نمونه اولیه اسپیگمومونومتر سنکرون که بر اساس نتایج فوق توسعه یافته است، در صدها بیمار در بسیاری از بیمارستان ها و مراکز بهداشتی و درمانی مورد آزمایش قرار گرفت

5. Wrist sphygmomanometer shows consideration everywhere and solicitude everywhen.
[ترجمه ترگمان]Wrist sphygmomanometer در همه جا توجه و توجه را به خود جلب می کند
[ترجمه گوگل]اسپوفومومومتر مچ دست هر زمان و هر جا مورد توجه قرار می گیرد

6. Computer and electronic sphygmomanometer communicate in USB bulk data transfer. The system samples the electrodes of LCD to get the driving signal, and analyses it to get the measurement results.
[ترجمه ترگمان]سیستم های کامپیوتری و الکترونیکی در انتقال داده حجیم کابل ارتباط برقرار می کنند این سیستم الکترودهای LCD را برای گرفتن سیگنال محرک، و تجزیه و تحلیل آن برای بدست آوردن نتایج اندازه گیری انجام می دهد
[ترجمه گوگل]دستگاه اسپیگمومومنومتر رایانه و الکترونیک در انتقال اطلاعات فله USB ارتباط برقرار می کند این سیستم نمونه های الکتریکی ال سی دی را برای دریافت سیگنال رانندگی، و آن را تجزیه و تحلیل می کند تا نتایج اندازه گیری را بدست آورد

7. All air is expressed from the sphygmomanometer or pneumatic tourniquet before application.
[ترجمه ترگمان]همه هوا قبل از درخواست از the sphygmomanometer یا پنوماتیک مورد استفاده قرار می گیرد
[ترجمه گوگل]قبل از استفاده از تمام هوا، از sphygmomanometer یا تورنیک پنوماتیک بیان می شود

8. SBP and DBP were observed with sphygmomanometer.
[ترجمه ترگمان]بانک دولتی پاکستان و DBP با sphygmomanometer در نظر گرفته شده اند
[ترجمه گوگل]SBP و DBP با اسپیگمومونومتر مشاهده شد

9. Manual measuring uses mercury column type sphygmomanometer or barometric pressure manner sphygmomanometer.
[ترجمه ترگمان]اندازه گیری دستی از نوع زنگ mercury و یا رفتار فشار جوی استفاده می کند
[ترجمه گوگل]اندازه گیری دستی استفاده از sphygmomanometer نوع ستون جیوه یا فشار سنج فشار سنج را انجام می دهد

10. These ranged from a peak flow meter and a sphygmomanometer to oxygen and a defibrillator.
[ترجمه ترگمان]این ranged از یک نورسنج و یک sphygmomanometer تا اکسیژن و دستگاه defibrillator بود
[ترجمه گوگل]این ها از یک جریان پیک پیکسلی و یک اسفیهگممنومتر به اکسیژن و یک defibrillator محدوده بود

11. He is very unhappy because the nurse used a sphygmomanometer to test his blood pressure.
[ترجمه ترگمان]او بسیار ناراضی است، زیرا پرستار از a برای آزمایش فشار خون خود استفاده کرده است
[ترجمه گوگل]او بسیار ناراضی است زیرا پرستار برای اندازه گیری فشار خون خود از یک سنسور فشار سنج استفاده کرد

12. As well as the requirement of repairing - room for sphygmomanometer, and the development trend of Non - tribute sphygmomanometer.
[ترجمه ترگمان]همچنین نیاز تعمیر و نگهداری اتاق برای sphygmomanometer و روند توسعه of -
[ترجمه گوگل]همچنین نیاز به تعمیر و نگهداری - اتاق برای سنسور فشار و روند توسعه ناهماهنگی سنسور

13. The equipment aspect factor includes: The balloon tyre valve leaks air, the sphygmomanometer channel blocks, the inspector hand cool, the stethoscope cool or the environment is cold.
[ترجمه ترگمان]عامل جنبه تجهیزات شامل: سوپاپ کنترل هوا، هوا، بلوک های کانال sphygmomanometer، سرد گوشی گوشی، گوشی موبایل سرد یا محیط سرد است
[ترجمه گوگل]ابعاد مربوط به تجهیزات عبارتند از: شیر هوا یاب بالابر، هوا، بلوک کانال sfygymomanometer، بازرس دست سرد، استتوسکوپ سرد و یا محیط سرد است

14. The instrument error that contributes to the greatest variability is the cuff size of the sphygmomanometer.
[ترجمه ترگمان]خطای ابزار که به بزرگ ترین تغییرپذیری کمک می کند اندازه آستین of است
[ترجمه گوگل]خطای ابزار که به بزرگترین تغییرپذیری کمک می کند، اندازه کاف اندازه گیری سنسور است

پیشنهاد کاربران

اسفیگمومُنومتر، دستگاه اندازه گیری فشار خون که دارای انواعی است اعم از عقربه ای، جیوه ای، الکتریکی ولی اساس کار همه آنها یکسان است.

دستگاه اندازه گیری فشار خون

فشارسنج


کلمات دیگر: