1. In the interests of conservation, stiletto heels are not permitted in the house.
[ترجمه ترگمان]در راستای حفاظت از نگهداری، پاشنه پا در خانه مجاز نیست
[ترجمه گوگل]در منافع حفاظت، پاشنه پا در خانه مجاز نیست
2. Popular songs and stiletto heels are examples.
[ترجمه ترگمان]آوازهای مردمی و پاشنه های پا، مثال هایی هستند
[ترجمه گوگل]آهنگ های محبوب و پاشنه های دندانه دار نمونه هایی هستند
3. Alert, she stalked the jackrabbit, her stiletto poised for a deft jab.
[ترجمه ترگمان]او با چاقو تیز کرد و گفت: هشدار بده
[ترجمه گوگل]هشدار داد، او جک خرچنگ را می زد، لباس هایش را برای جابجایی مناسب آماده می کرد
4. There were thick bulbous calf muscles teetering on stiletto heels.
[ترجمه ترگمان]عضلات درشت هیکلی درشت و درشت به پا داشتند و روی پاشنه stiletto حرکت می کردند
[ترجمه گوگل]عضلات گوساله ضخیم لوب بر روی پاشنه های دندانه دار وجود داشت
5. Aside from the engine failure Stiletto suffered a tyre blow out.
[ترجمه ترگمان]علاوه بر عدم موفقیت موتور، stiletto به شدت آسیب دیده است
[ترجمه گوگل]علاوه بر خرابی موتور، Stiletto رانده شده است
6. Cute as lace pants, sharp as a stiletto and hungry as a Bengal tiger.
[ترجمه ترگمان]با شلوار تنگ، تیز مثل چاقو و گرسنه مثل یه ببر بنگال
[ترجمه گوگل]شلوار نازک به عنوان توری، تیز به عنوان یک قلاب و گرسنه به عنوان یک ببر بنگلادش
7. Contemporary sterling silver stiletto earrings with links forged to represent connection.
[ترجمه ترگمان]گوشواره های طلا استرلینگ با لینک هایی که برای نشان دادن ارتباط جعلی هستند
[ترجمه گوگل]گوشواره نقره ای نقره ای معاصر با لینک های جعلی برای نشان دادن اتصال
8. Widely used in art, stiletto, lineation, cutting margin.
[ترجمه ترگمان]بطور گسترده در هنر، stiletto، lineation، حاشیه برش استفاده می شود
[ترجمه گوگل]به طور گسترده ای در هنر، stiletto، lineation، حاشیه برش استفاده می شود
9. She wore black stiletto heels, dark stockings, a short, flared skirt, and a tight-fitting blouse with a plunging neckline.
[ترجمه ترگمان]کفش پاشنه بلند مشکی، جوراب های تیره، یک دامن کوتاه، یک بلوز تنگ و تنگ با یقه باز که یقه باز داشت
[ترجمه گوگل]او پاشنه سیاه و سفید، جوراب های تیره، کوتاه، دامن گشاد و بلوز تنگ با گردن خط کشیدنی پوشید
10. Our specialty in stiletto embroidery of cotton, polyester, linen, wool fabric and cotton blends!
[ترجمه ترگمان]تخصص ما در استفاده از گلدوزی پنبه، پلی استر، کتان، پارچه پشمی و الیاف پنبه ای است
[ترجمه گوگل]تخصص ما در گلدوزی پنبه، پلی استر، پارچه کتانی، پارچه پشمی و پنبه!
11. 'pillar', he invented the stiletto heel.
[ترجمه ترگمان]ستون، اون پاشنه stiletto را اختراع کرد
[ترجمه گوگل]'ستون'، او پاشنه پا را اختراع کرد
12. The race on the P. C. Hooft street called the "Stiletto Run" is only three years old but has quickly grown in popularity and spawned imitation races in Germany, Sweden, Poland and Russia.
[ترجمه ترگمان]مسابقه روی P ج خیابان Hooft به نام \"تیزرو تیزرو\" تنها سه سال قدمت دارد اما به سرعت محبوبیت پیدا کرده و نژاد تقلید را در آلمان، سوئد، لهستان و روسیه تولید کرده است
[ترجمه گوگل]مسابقه در خیابان P C Hooft به نام Stiletto Run تنها سه ساله است اما به سرعت در محبوبیت رشد کرده و نژادهای تقلیدی را در آلمان، سوئد، لهستان و روسیه ایجاد کرده است
13. When he turned the stiletto was in his band.
[ترجمه ترگمان]وقتی چاقو رو زد توی گروه اون بود
[ترجمه گوگل]هنگامی که دندانه دار شد، در گروهش بود
14. Hummingbirds have stiletto - like bills to probe the deepest nectar - bearing flowers.
[ترجمه ترگمان]Hummingbirds برای بررسی عمیق ترین گل حامل شهد، stiletto را دارند
[ترجمه گوگل]Hummingbirds دارای اسکناس هایی مانند اسکناس برای بررسی عمیق ترین شهد - تحمل گل
15. No one noticed the dark stain of blood that spread from the tip of a razor sharp stiletto knife in his coat pocket.
[ترجمه ترگمان]هیچ کس متوجه لکه تیره خون نشده بود که از نوک چاقوی خنجری تیز در جیب کتش پخش شد
[ترجمه گوگل]هیچ کس متوجه لکه تاریک خون که از نوک یک چاقوی تیز چاقوی تی شرت در جیب کتش پخش می شود