کلمه جو
صفحه اصلی

spotless


معنی : بی عیب، بی لکه، بی خال
معانی دیگر : پاک

انگلیسی به فارسی

بی عیب، بی لکه، بی خال


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
مشتقات: spotlessly (adv.), spotlessness (n.)
(1) تعریف: completely without dirt, stain, or spots.
متضاد: dirty
مشابه: immaculate, pure

- She scrubbed the dishes until she was satisfied that they were spotless.
[ترجمه ترگمان] ظرف ها را تمیز کرد تا اینکه قانع شد که هیچ مشکلی ندارند
[ترجمه گوگل] او ظرف ها را تمیز کرد تا اینکه او راضی بود که بی قرار هستند
- The head chef made sure that the kitchen was spotless.
[ترجمه ترگمان] سر آشپز مطمئن شد که آشپزخانه بی لک است
[ترجمه گوگل] سر آشپز سرش را اطمینان داد که آشپزخانه بی نقص بود

(2) تعریف: without flaw; impeccable.
متضاد: impure, spotted, tarnished
مشابه: clean, immaculate

- His reputation is spotless.
[ترجمه ترگمان] شهرتش بی لک است
[ترجمه گوگل] شهرت او بی نظیر است

• unspotted, clean, pure; perfect, flawless
something that is spotless is perfectly clean.

مترادف و متضاد

بی عیب (صفت)
perfect, all right, entire, spotless, flawless, faultless, sound, blameless, intact, fault-free, unexceptionable, indefectible, point-device, serviceable

بی لکه (صفت)
spotless, unspotted

بی خال (صفت)
spotless

very clean; innocent


Synonyms: above reproach, blameless, chaste, clean, decent, faultless, flawless, gleaming, hygienic, immaculate, irreproachable, modest, pure, sanitary, shining, snowy, stainless, unblemished, undefiled, unimpeachable, unsoiled, unstained, unsullied, untarnished


Antonyms: dirty, soiled, spotted, stained


جملات نمونه

1. Whatever your past has been, you have a spotless future.
[ترجمه ترگمان]، هر چی گذشته تو بوده تو یه آینده بی نقصی داری
[ترجمه گوگل]گذشته از گذشته شما آینده ای بی نظیر دارید

2. Each morning cleaners make sure everything is spotless.
[ترجمه ترگمان] هر روز صبح، مطمئن میشم که همه چیز مرتبه
[ترجمه گوگل]هر روز صبح پاک کننده ها مطمئن می شوند که همه چیز بی نظیر است

3. He has a spotless record so far.
[ترجمه ترگمان]تا الان سابقه ای نداره
[ترجمه گوگل]او تا به حال یک رکورد بی نظیر دارد

4. The house was bright and absolutely spotless .
[ترجمه ترگمان]خانه روشن و کام لا تمیز بود
[ترجمه گوگل]خانه روشن و کاملا بی نظیر بود

5. She was young and pretty, with a spotless reputation.
[ترجمه ترگمان]او جوان و خوشگل بود، با یک شهرت پاک و عاری از لکه
[ترجمه گوگل]او جوان و زیبا بود، با شهرت بی نظیر

6. Her home is spotless.
[ترجمه ترگمان]خونه ش هیچ مشکلی نداره
[ترجمه گوگل]خانه اش بی نظیر است

7. A spotless stove told us that his mother is a diligent housekeeper.
[ترجمه ترگمان]یک بخاری تمیز به ما گفت که مادرش کدبانوی زرنگی است
[ترجمه گوگل]یک اجاق بدون چربی به ما گفت که مادرش یک کارمند خانه دار است

8. She keeps the house spotless.
[ترجمه ترگمان]خونه رو تمیز نگه میداره
[ترجمه گوگل]او خانه را بی نظیر نگه می دارد

9. I want this place spotless.
[ترجمه ترگمان] من می خوام این خونه مشکلی نداشته باشه
[ترجمه گوگل]من این مکان را بدون عطا می خواهم

10. The bed was hard and absolutely spotless.
[ترجمه ترگمان]تخت سخت و کام لا تمیز بود
[ترجمه گوگل]تخت سخت و کاملا بی نظیر بود

11. The sink and the faucet are spotless.
[ترجمه ترگمان]سینک و شیر آب هیچ مشکلی ندارن
[ترجمه گوگل]سینک و شیر آب بی نظیر هستند

12. Bed linen should be spotless and pyjamas or nightdresses well cared for.
[ترجمه ترگمان]رخت خواب باید تمیز باشد و پیژامه یا nightdresses به تن داشته باشد
[ترجمه گوگل]تختخواب باید بدون عارضه باشد و لباس خواب یا لباس شب برای مراقبت مناسب باشد

13. The accommodation is cool and spotless and staff pride themselves on offering a warm welcome.
[ترجمه ترگمان]این محل اقامت، خنک و بدون لکه است و کارکنان به خود افتخار می دهند که با استقبال گرمی روبرو شوند
[ترجمه گوگل]مسکن خنک و بی نظیر است و کارکنان با افتخار می توانند از آن لذت ببرند

14. Willow trees bend gently along spotless avenues and ancient canals.
[ترجمه ترگمان]درختان بید به آرامی از راه های تمیز و تمیز عبور می کنند و کانال های قدیمی را تمیز می کنند
[ترجمه گوگل]درختان وحشی به آرامی در امتداد خطوط بیخطر و کانال های باستانی خم می شوند

15. True, the whole place was spotless.
[ترجمه ترگمان] درسته، کل خونه مشکلی نداشت
[ترجمه گوگل]درست است که کل مکان بی نظیر بود

پیشنهاد کاربران

تمیز

آدم با آبرو
انسان معصوم و بی گناه
if someone has a spotless reputation or record, people know or think they have never done anything bad

perfectly clean
immaculate
spotlessly clean


کلمات دیگر: