زندگی شیک و پر تجمل، زندگی پر ریخت و پاش
high life
زندگی شیک و پر تجمل، زندگی پر ریخت و پاش
انگلیسی به فارسی
زندگی شیک و پر تجمل، زندگی پر ریخت و پاش
نوعی رقص تند
انگلیسی به انگلیسی
اسم ( noun )
• : تعریف: a sophisticated, showy, luxurious way of living.
• the high life is an exciting and luxurious way of living involving a great deal of entertainment, going to parties, and eating good food.
luxurious lifestyle, opulent way of life; music style characterized by a quick beat and the use of brass instruments (developed in ghana during the 1920s)
luxurious lifestyle, opulent way of life; music style characterized by a quick beat and the use of brass instruments (developed in ghana during the 1920s)
جملات نمونه
1. Japanese people have a very high life expectancy.
[ترجمه ترگمان]مردم ژاپن امید به زندگی بسیار بالایی دارند
[ترجمه گوگل]مردم ژاپنی امید به زندگی بسیار بالا دارند
[ترجمه گوگل]مردم ژاپنی امید به زندگی بسیار بالا دارند
2. It looked like the high life, but it was life on borrowed time.
[ترجمه ترگمان]شبیه زندگی بلند بود، اما وقت گرفتن زمان بود
[ترجمه گوگل]به نظر می رسید که زندگی عالی است، اما زندگی در زمان قرض گرفته شده بود
[ترجمه گوگل]به نظر می رسید که زندگی عالی است، اما زندگی در زمان قرض گرفته شده بود
3. She enjoyed the high life.
[ترجمه ترگمان]از زندگی high لذت می برد
[ترجمه گوگل]او از زندگی عالی لذت برد
[ترجمه گوگل]او از زندگی عالی لذت برد
4. As in Shakespeare, there are scenes of high life and scenes of low life.
[ترجمه ترگمان]همانطور که در آثار شکسپیر، صحنه هایی از زندگی و زندگی بسیار پایین وجود دارد
[ترجمه گوگل]همانطور که در شکسپیر وجود دارد صحنه های زندگی بالا و صحنه های زندگی کم است
[ترجمه گوگل]همانطور که در شکسپیر وجود دارد صحنه های زندگی بالا و صحنه های زندگی کم است
5. She celebrates the high life, he writes a column called Low Life.
[ترجمه ترگمان]او زندگی عالی خود را جشن می گیرد و ستونی به نام زندگی پایین می نویسد
[ترجمه گوگل]او زندگی عالی را جشن می گیرد، او یک ستون به نام Low Life می نویسد
[ترجمه گوگل]او زندگی عالی را جشن می گیرد، او یک ستون به نام Low Life می نویسد
6. They want those babies to have a high life and health expectancy.
[ترجمه ترگمان]آن ها می خواهند این نوزادان زندگی بالایی داشته باشند و امید به سلامتی داشته باشند
[ترجمه گوگل]آنها می خواهند این نوزادان زندگی و امید به سلامتی داشته باشند
[ترجمه گوگل]آنها می خواهند این نوزادان زندگی و امید به سلامتی داشته باشند
7. Most large cities are good for business and high life, but not for families on holiday.
[ترجمه ترگمان]اکثر شهرهای بزرگ برای تجارت و زندگی عالی خوب هستند، اما برای خانواده ها در تعطیلات مناسب نیستند
[ترجمه گوگل]اکثر شهرهای بزرگ برای کسب و کار و زندگی عالی هستند، اما نه برای خانواده های تعطیلات
[ترجمه گوگل]اکثر شهرهای بزرگ برای کسب و کار و زندگی عالی هستند، اما نه برای خانواده های تعطیلات
8. She is living the high life in the city.
[ترجمه ترگمان]او در زندگی بالای شهر زندگی می کند
[ترجمه گوگل]او در زندگی شهر زندگی می کند
[ترجمه گوگل]او در زندگی شهر زندگی می کند
9. High Speed operation and High Life.
[ترجمه ترگمان]عملیات سرعت بالا و زندگی بالا
[ترجمه گوگل]عملیات با سرعت بالا و زندگی روزمره
[ترجمه گوگل]عملیات با سرعت بالا و زندگی روزمره
10. I've always thought high life doesn't agree with us.
[ترجمه ترگمان]من همیشه فکر می کردم که زندگی بلند با ما موافق نیست
[ترجمه گوگل]من همیشه فکر می کنم زندگی با ما موافق نیست
[ترجمه گوگل]من همیشه فکر می کنم زندگی با ما موافق نیست
11. Live the Bangkok high life, literally, with a cocktail or two at the open-air Sirocco Restaurant, located at the State Tower.
[ترجمه ترگمان]زندگی بالای بانکوک، به معنای واقعی، با کوکتل و یا دو ساعت در رستوران sirocco هوای آزاد، که در برج دولتی قرار دارد، زندگی کنید
[ترجمه گوگل]زنده باد بانکوک، به معنای واقعی کلمه، با یک کوکتل یا دو در رستوران سیرکوکو در فضای باز، واقع در برج ایالت
[ترجمه گوگل]زنده باد بانکوک، به معنای واقعی کلمه، با یک کوکتل یا دو در رستوران سیرکوکو در فضای باز، واقع در برج ایالت
12. The high life with luxury and high tech thats for you?
[ترجمه ترگمان]زندگی با شکوه و تجملی که مال توست؟
[ترجمه گوگل]زندگی با لوکس و با تکنولوژی بالا برای شما؟
[ترجمه گوگل]زندگی با لوکس و با تکنولوژی بالا برای شما؟
13. She accused him of ruining her financially with his taste for the high life.
[ترجمه ترگمان]او را متهم به خراب کردن زندگی اش با سلیقه خود کرد
[ترجمه گوگل]او او را متهم به خراب کردن او از لحاظ مالی با طعم و مزه اش برای زندگی عالی
[ترجمه گوگل]او او را متهم به خراب کردن او از لحاظ مالی با طعم و مزه اش برای زندگی عالی
14. We're all stuck here, while he's off living the high life in New York.
[ترجمه ترگمان]همه ما اینجا گیر افتادیم، در حالی که اون داره تو نیویورک زندگی می کنه
[ترجمه گوگل]ما همه اینجا گیر افتاده ایم، در حالیکه او در زندگی نیویورک زندگی می کند
[ترجمه گوگل]ما همه اینجا گیر افتاده ایم، در حالیکه او در زندگی نیویورک زندگی می کند
پیشنهاد کاربران
زندگی شیک جذاب
زندگی تجملاتی، زندگی که ریخت و پاش زیادی دارد، زندگی پر دردسر، زندگی که بیشتر پولدار ها تشکیل میدهند
Luxurious Lifestyle
کلمات دیگر: