کلمه جو
صفحه اصلی

crackpot


معنی : خل، دیوانه بی ازار
معانی دیگر : (عامیانه)، دیوانه، روانی

انگلیسی به فارسی

(عامیانه) دیوانه بی‌آزار، خل


خرابکاری، خل، دیوانه بی ازار


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
• : تعریف: (informal) a person whose behavior or ideas are considered bizarre.
مشابه: erratic
صفت ( adjective )
• : تعریف: (informal) of an eccentric, bizarre, or impractical nature.
مشابه: oddball, wild

- His crackpot schemes came to nothing.
[ترجمه ترگمان] نقشه بی عقل او به هیچ چیز نمی رسید
[ترجمه گوگل] طرح های شکنجه او به هیچ وجه نمی آمد

• crazy, nut, weirdo (slang)
a crackpot is someone who has strange and crazy ideas; an informal word.

مترادف و متضاد

خل (صفت)
light, abnormal, crackpot, mad, nuts, dotty, flighty, strange, queer, half-baked, light-minded, off-beat, off-color, off-colour, queerish, screwy

دیوانه بی ازار (صفت)
crackpot

جملات نمونه

1. She was no more a crackpot than the rest of us.
[ترجمه ترگمان]او بیش از بقیه ما ابله نبود
[ترجمه گوگل]او بیشتر از بقیه ی ما نبود

2. I am amazed that such a crackpot scheme could be seriously entertained.
[ترجمه ترگمان]تعجب می کنم که چنین طرحی را می توان به طور جدی سرگرم کرد
[ترجمه گوگل]من شگفت زده می شوم که چنین طرح مهیجی می تواند به طور جدی سرگرم شود

3. Los Angeles was a sunny, easygoing mecca for crackpot religions and fantasies endorsed by the movie industry.
[ترجمه ترگمان]لس انجلس مکانی آفتابی و آرام برای crackpot ادیان و تخیلات و تخیلات بود که صنعت سینما آن را تایید می کرد
[ترجمه گوگل]لس آنجلس یک مکه آبی و آرام بود برای ادیان و فانتزی های فریب خورده تایید شده توسط صنعت فیلم

4. Maybe it was a crackpot theory, but it was a good one.
[ترجمه ترگمان]شاید یه تئوری احمقانه بود ولی خوب بود
[ترجمه گوگل]شاید این یک نظریه کراپوت بود، اما این خوب بود

5. You get these crackpot ideas about helping people who come along to you with a mournful tale.
[ترجمه ترگمان]تو این افکار احمقانه را درباره کمک به مردمی که با یک داستان غم انگیز میان پیش تو می آیند درک می کنی
[ترجمه گوگل]شما دریافت می کنید این ایده خل مورد کمک به مردم که همراه با یک داستان غمگین به شما می آیند

6. That crackpot thinks his neighbors are aliens.
[ترجمه ترگمان]اون ابله فکر می کنه که همسایه هاش آدم فضایی هستن
[ترجمه گوگل]این حادثه فکر می کند که همسایگانش بیگانگان هستند

7. Brooks's original crackpot idea has now evolved into an official NASA program.
[ترجمه ترگمان]ایده اصلی بروکس در حال حاضر تبدیل به یک برنامه رسمی ناسا شده است
[ترجمه گوگل]ایده اصلی کراپوت بروکس در حال حاضر به یک برنامه رسمی ناسا تبدیل شده است

8. He got the crackpot that the president is a Communist.
[ترجمه ترگمان]او crackpot را که رئیس جمهور یک کمونیست است، بدست آورد
[ترجمه گوگل]او رکوردی را که رئیس جمهور یک کمونیست است، دریافت کرد

9. But they were also the crackpot idealist, even the blind overly self - assured person.
[ترجمه ترگمان]اما آن ها همچنین the idealist بودند، حتی افراد نابینا که خود را کاملا مطمئن ساخته بودند
[ترجمه گوگل]اما آنها نیز آرمانی گرایانه بودند، حتی کورکورانه که بیش از حد مصمم بود

10. That's not the way to do it, you crackpot.
[ترجمه ترگمان]احمق احمق، این راهی نیست که بتونی انجامش بدی
[ترجمه گوگل]این راه برای انجام این کار نیست، شما خرابکاری

11. To all of my crackpot friends, have a great day and remember to smell the flowers.
[ترجمه ترگمان]به سلامتی دوستان crackpot، روز خوبی داشته باشید و به یاد آوردن گل ها باشید
[ترجمه گوگل]به تمام دوستان من، روز خوبی داشته باشید و به یاد داشته باشید که گل ها را بو می کنید

12. That changed the world's perception of Fuller from crackpot to " authentic American genius "
[ترجمه ترگمان]این امر درک جهان از فولر را از \"نبوغ حقیقی آمریکایی\" تغییر داد
[ترجمه گوگل]این تغییر ادراک جهان از فولر را از هراس به 'نبوغ معتبر آمریکایی'

13. A crackpot, Graham thought.
[ترجمه ترگمان]گراه ام فکر کرد: یک احمق!
[ترجمه گوگل]گراهام فکر کرد

14. They called him a crackpot.
[ترجمه ترگمان]او را یک ابله صدا می زدند
[ترجمه گوگل]آنها او را صدا زدند

15. Nevertheless, Levin helped make the world safe for Jeffries by establishing a symmetry of crackpot ideas.
[ترجمه ترگمان]با وجود این، له وین کمک کرد تا جهان را برای ایجاد یک رشته افکار پوچ در امان نگه دارد
[ترجمه گوگل]با این وجود، لویین با ایجاد یک تقارن ایده های تروریستی، برای جهان را برای جفری ها به خطر انداخت

پیشنهاد کاربران

کسخل

خل های بی آزار


کلمات دیگر: