کلمه جو
صفحه اصلی

just then


در همان هنگام، درست همان وقت، همان دم

انگلیسی به فارسی

فقط پس از آن


انگلیسی به انگلیسی

• at a particular time in the past

جملات نمونه

1. Just then, his mobile phone rang.
[ترجمه اسماعیل] درست همان دم تلفن همراهش رنگ خورد
[ترجمه مریم] همان لحظه تلفنش زنگ خورد
[ترجمه ترگمان]در همان لحظه تلفن همراهش زنگ زد
[ترجمه گوگل]درست بعد، تلفن همراهش زنگ زد

2. Just then the door opened and the cat whipped out, with the dog chasing it.
[ترجمه ترگمان]درست در همین موقع در باز شد و گربه با سگ دنبالش کرد
[ترجمه گوگل]درست بعد از آن درب باز شد و گربه شلاق زد، با سگ آن را تعقیب

3. Just then a friend drove up and gave me a ride.
[ترجمه ترگمان]فقط یه دوست اومد و منو رسوند
[ترجمه گوگل]فقط پس از آن دوستان سوار و من سوار شد

4. Just then a bus came by so we got on and rode home.
[ترجمه ترگمان]فقط بعدش یه اتوبوس اومد و ما سوار شدیم و رفتیم خونه
[ترجمه گوگل]درست بعد از اتمام یک اتوبوس، ما وارد خانه شدیم و رفتیم

5. Just then there was a knock at the door.
[ترجمه ترگمان]درست در همان لحظه ضربه ای به در نواخته شد
[ترجمه گوگل]درست بعد از آن، در درب افتادن وجود داشت

6. Just then, someone knocked at the front door.
[ترجمه ترگمان]درست در همان لحظه، یکی از در جلویی ضربه زد
[ترجمه گوگل]درست بعدا، کسی در درب جلو افتاد

7. Just then, a watery sun broke through the clouds.
[ترجمه ترگمان]در همان وقت خورشید از میان ابرها طلوع کرد
[ترجمه گوگل]درست بعد از آن، یک آفتاب آبی از طریق ابرها شکست

8. Just then Mrs Robovitch appeared at the bedroom door.
[ترجمه ترگمان]درست در همان وقت خانم Robovitch در اتاق خواب ظاهر شد
[ترجمه گوگل]درست بعد خانم Robovitch در درب اتاق خواب ظاهر شد

9. Mike was a bit short of cash just then.
[ترجمه ترگمان]مایک در آن موقع کمی پول نقد داشت
[ترجمه گوگل]مایک کمی بعد از پول نقد بود

10. Just then, the lights went out.
[ترجمه ترگمان]پس از آن، چراغ ها خاموش شدند
[ترجمه گوگل]درست بعد از آن، چراغ ها خارج شدند

11. Silently she closed the door. Just then she heard a noise.
[ترجمه ترگمان]در سکوت در را بست درست در همان لحظه صدایی شنید
[ترجمه گوگل]سکوت او درب را بست درست بعد از آن او یک سر و صدا شنید

12. Just then my girlfriend drove up and gave me a ride.
[ترجمه ترگمان] بعدش دوست دخترم اومد و منو رسوند
[ترجمه گوگل]بعدا دوست دخترم سوار شد و به من سوار کرد

13. It was just then that I chanced to look round.
[ترجمه ترگمان]درست همان موقع بود که تصادفا به اطراف نگاه کردم
[ترجمه گوگل]فقط آن موقع بود که مرا به دور نگاه کرد

14. Just then, she heard Mr Evan's bellow of rage.
[ترجمه ترگمان]درست در همان لحظه صدای نعره و فریاد آقای اوان را شنید
[ترجمه گوگل]درست بعد از آن او شنیده آقای Evan پایین از خشم

پیشنهاد کاربران

پس از آن

درست همون موقع

به معنای همون موقع و همون وقت هست و فقط برای اشاره به یک زمان خاص در گذشته مورد استفاده قرار می گیرد


کلمات دیگر: