1. My surmise turned out to be right.
[ترجمه ترگمان]حدس من درست بود
[ترجمه گوگل]به نظر من، درست است
2. Charles was glad to have his surmise confirmed.
[ترجمه ترگمان]چارلز خوشحال بود که حدس و گمان او را تایید کرده است
[ترجمه گوگل]چارلز خوشحال شد که تصدیقش را تایید کند
3. He was glad to have his surmise confirmed.
[ترجمه ترگمان]از اینکه حدس زده بود خوشحال شد
[ترجمه گوگل]او خوشحال شد که تصدیقش را تایید کند
4. The article is pure surmise and innuendo.
[ترجمه ترگمان]این مقاله یک حدس و innuendo محض است
[ترجمه گوگل]مقاله خردمندانه و ناخوشایند است
5. This is pure surmise on my part.
[ترجمه ترگمان]این فقط حدس من است
[ترجمه گوگل]این برداشت منحصر به فرد من است
6. It is mere surmise that Bosch had Brant's poem in mind when doing this painting.
[ترجمه ترگمان]این تصور محض است که بوش هنگام انجام این نقاشی شعری سروده است
[ترجمه گوگل]بر این باوریم که بوش در هنگام انجام این نقاشی، شعر برانت را در ذهن داشت
7. We could only surmise that alternative passages must have been worse.
[ترجمه ترگمان]ما فقط می توانستیم حدس بزنیم که راهروهای دیگر باید بدتر از این باشند
[ترجمه گوگل]ما فقط می توانیم تصور کنیم که جایگزین های جایگزین باید بدتر شده باشند
8. One can only surmise that this arrangement was for the programming convenience of the television station which covered the matches.
[ترجمه ترگمان]تنها می توان حدس زد که این آرایش برای راحتی برنامه نویسی ایستگاه تلویزیونی بود که کبریت را پوشاند
[ترجمه گوگل]تنها می توان تصور کرد که این ترتیب برای راحتی برنامه نویسی ایستگاه تلویزیونی که مسابقات را پوشش می دهد، بود
9. Your first surmise was right.
[ترجمه ترگمان] اولین حدس تو درست بود
[ترجمه گوگل]اولین قضاوت شما درست بود
10. At this point, Blue can only surmise what the case is not.
[ترجمه ترگمان]در این نقطه، آبی فقط می تواند حدس بزند که پرونده چه چیزی نیست
[ترجمه گوگل]در این نقطه، آبی تنها می تواند تصور کند که پرونده نیست
11. I could only surmise that she and Lila had met before.
[ترجمه ترگمان]فقط می توانستم حدس بزنم که او و لیلا قبلا همدیگر را دیده بودند
[ترجمه گوگل]من فقط می توانم تصور کنم که او و لیلا پیش از این ملاقات کرده بودند
12. Foresters surmise that the abnormally wet and windy winter probably hastened the toppling of the trees.
[ترجمه ترگمان]حدس می زدم که زمستان به طرز غیر نرمالی مرطوب و باد کرده باشد
[ترجمه گوگل]جنگل ها بر این باورند که زمستان غیرطبیعی و مرطوب احتمالا موجب تسریع درختان می شود
13. This is pure surmise.
[ترجمه ترگمان]این surmise خالص است
[ترجمه گوگل]این برداشت خالص است
14. But his surmise was not without foundation.
[ترجمه ترگمان]اما حدس و گمان او بی پایه و اساس نبود
[ترجمه گوگل]اما پیش بینی او بدون پایه بود