کلمه جو
صفحه اصلی

subsoil


معنی : زیر خاک، شخم عمیق زدن، خاک زیر را شخم زدن، خیش زدن، خیش کشیدن
معانی دیگر : (کشاورزی)، خاک نما

انگلیسی به فارسی

زیر خاک، خاک زیر را شخم زدن، شخم عمیق زدن


زیر خاک، خیش زدن، شخم عمیق زدن، خیش کشیدن، خاک زیر را شخم زدن


انگلیسی به انگلیسی

• layer of earth that lies beneath the topsoil

اسم ( noun )
• : تعریف: the layer of earth or weathered material lying just beneath the surface soil.

دیکشنری تخصصی

[عمران و معماری] خاک زیرین - خاک زیری - زیر خاک - خاک زیر سطحی
[زمین شناسی] خاک زیرین، واژه ای که در مورد افقb از نیمرخ خاک به کار می رود.
[خاک شناسی] خاک زیرین
[آب و خاک] خاک ریزی،خاک تحت الارضی

مترادف و متضاد

زیر خاک (اسم)
subsoil

شخم عمیق زدن (فعل)
subsoil

خاک زیر را شخم زدن (فعل)
subsoil

خیش زدن (فعل)
reclaim, turn, plow, furrow, cultivate, till, subsoil, fallow, fall-plough, trench-plough

خیش کشیدن (فعل)
reclaim, turn, turn up, plow, furrow, cultivate, till, subsoil, fallow

جملات نمونه

1. Earthworms burrow deep into the subsoil.
[ترجمه ترگمان]earthworms در اعماق زمین فرو می روند
[ترجمه گوگل]کرم های خاکی عمیق به زیر زمین

2. They embedded the pilings deep into the subsoil.
[ترجمه ترگمان]آن ها the را در عمق خاک زیرین جای دادند
[ترجمه گوگل]آنها حفره های عمیق را در زیر زمین جاسازی کردند

3. He embedded the pilings deep into the subsoil.
[ترجمه ترگمان] اون چوب رو توی اعماق زمین فرو کرده
[ترجمه گوگل]او زبانه ها را عمیق به زیر زمین تعبیه کرد

4. Subsoil Principally Belemnite chalk on the upper slopes, with Micraster chalk on the lower slopes.
[ترجمه ترگمان]با گچ دیوارها را پوشانده بودند با گچ روی شیب های بالایی، با گچ و گچ روی شیب های پایین تر
[ترجمه گوگل]گودال عمدتا Belemnite در دامنه های بالا، با گچ Micraster در دامنه های پایین تر

5. Downtown businesses operated sump pumps as the subsoil water level rose.
[ترجمه ترگمان]کسب و کاره ای مرکز شهر پمپ sump را به عنوان سطح آب زیر خاک اجرا کردند
[ترجمه گوگل]کارخانه های مرکز شهر، پمپ های شلنگ را به عنوان سطح آب زیرزمینی افزایش دادند

6. The type of subsoil upon which the foundations are built is a very influential factor.
[ترجمه ترگمان]نوع خاک زیرین که اساس آن بر روی آن ساخته شده است عامل بسیار تاثیرگذار است
[ترجمه گوگل]نوع زیرزمینی که بر پایه بنیاد ساخته می شود، یک عامل بسیار تاثیرگذار است

7. Deep ploughing puts subsoil on top and buries the living topsoil below the optimum depth.
[ترجمه ترگمان]شخم عمیق خاک زیرین خاک را در بالا قرار می دهد و خاک سطحی زنده را زیر عمق بهینه دفن می کند
[ترجمه گوگل]شخم عمیق زمین را زیر و رو می کند و خاک زیرزمینی زندگی را زیر عمق مطلوب نگه می دارد

8. Below this is the subsoil which is relatively inert.
[ترجمه ترگمان]زیر این زیر خاک زیرین است که نسبتا بی اثر است
[ترجمه گوگل]در زیر این زیرزمینی است که نسبتا بی اثر است

9. Soft subsoil at the back storage yard was treated by vacuum combined with water surcharge preloading.
[ترجمه ترگمان]خاک زیرین نرم در حیاط پشتی به وسیله خلا همراه با preloading آب اضافه شد
[ترجمه گوگل]زیرزمینی نرم در حیاط ذخیره پشت با خلاء همراه با پیش بارگیری اضافی آب درمان می شود

10. The frozen subsoil prevents roots from growing deep enough to support them.
[ترجمه ترگمان]خاک زیرین منجمد از رشد ریشه ها به اندازه کافی برای حمایت از آن ها جلوگیری می کند
[ترجمه گوگل]زیرزمینی یخ زده از ریشه ها جلوگیری می کند تا به اندازه کافی عمیق برای حمایت از آنها رشد کند

11. You mean meteorological, geological, and subsoil conditions?
[ترجمه ترگمان]منظورتان شرایط جوی، زمین شناسی، و خاک زیرین است؟
[ترجمه گوگل]منظور شما از شرایط هواشناسی، زمین شناسی و زیر زمین چیست؟

12. A thick porous chalk subsoil covered with marl, clay or sand.
[ترجمه ترگمان]خاک آمیخته با ماسه، خاک رس، خاک رس، خاک رس، پوشیده از خاک رس، خاک رس، و ماسه است
[ترجمه گوگل]یک زیر خاکستر غلیظ متخلخل گندم پوشیده شده با مارل، خاک رس یا شن و ماسه

13. A Study on Density Measuring of Soft Subsoil by Instant Hammering Method.
[ترجمه ترگمان]مطالعه بر روی چگالی احتمال of نرم با روش hammering فوری
[ترجمه گوگل]مطالعه ای در مورد اندازه گیری تراکم زیر خاک نرم توسط روش فورا چکش

14. With ample moisture stored in the subsoil, the crops matured rapidly.
[ترجمه ترگمان]با رطوبت کافی که در خاک زیرین ذخیره شده بود، محصولات به سرعت رشد یافتند
[ترجمه گوگل]با رطوبت زیادی که در زیر زمین ذخیره می شود، محصولات به سرعت رشد می کنند

15. The subsoil resources occur at widely scattered locations.
[ترجمه ترگمان]منابع زیر خاک در مکان های بسیار پراکنده رخ می دهند
[ترجمه گوگل]منابع زیرزمینی در مکانهای پراکنده به وجود می آیند

پیشنهاد کاربران

خاک تحت الارضی

subsoil ( کشاورزی - زراعت و اصلاح نباتات )
واژه مصوب: زیرخاک
تعریف: بخشی از خاک که زیر خاک زراعی قرار می‏گیرد


کلمات دیگر: