1. There always seemed to be a superfluity of men at the dances!
[ترجمه ترگمان]همیشه چنین می نمود که مردان دیگر در مجالس رقص بیش از حد افراط می کنند
[ترجمه گوگل]همیشه به نظر میرسید که مردم در حال رقصیدن هستند!
2. The city has a superfluity of five-star hotels.
[ترجمه ترگمان]این شهر دارای یک هتل پنج ستاره اضافی است
[ترجمه گوگل]این شهر دارای هتل های پنج ستاره است
3. In superfluity, it now became apparent, they had found satisfaction.
[ترجمه ترگمان]دیگر به نظر می رسید که دیگر چیزی دیگر وجود ندارد، و حالا معلوم شده بود که آن ها را راضی کرده اند
[ترجمه گوگل]در حال حاضر، آشکار شد، آنها رضایت پیدا کردند
4. There are superfluity of amusements here theaters, theatres, concerts, sport matches, and so above.
[ترجمه ترگمان]در تئاتر، تئاترها، کنسرت ها، بازی های ورزشی و غیره زیاد است
[ترجمه گوگل]در اینجا تئاترها، تئاتر ها، کنسرت ها، مسابقات ورزشی و غیره بیش از حد سرگرمی وجود دارد
5. There is also a superfluity of stop signals.
[ترجمه ترگمان]همچنین اشارات توقف اضافی نیز وجود دارد
[ترجمه گوگل]همچنین یک سیگنال توقف وجود دارد
6. "Leisure and hobbies" is another superfluity.
[ترجمه ترگمان]سرگرمی و سرگرمی ها \" یک چیز اضافی دیگر است
[ترجمه گوگل]'اوقات فراغت و سرگرمی' یکی دیگر از سوءاستفاده است
7. Wealth is simply a superfluity of what we don't need.
[ترجمه ترگمان]ثروت فقط چیزی است که ما لازم نداریم
[ترجمه گوگل]ثروت به سادگی فوق العاده بودن چیزی است که ما نمی خواهیم
8. To place wit above sense is to place superfluity above utility. -Mad. de.
[ترجمه ترگمان]جایی که عقل و شعور بیش از حد عقل و عقل را در خود جای دهد، خالی از منفعت است - Mad دی
[ترجمه گوگل]برای قرار دادن عقلانیت فوقالعاده، قرار دادن ابعاد بالاتر از ابزار ضروری است مادرم د
9. So far, the principle of superfluity establishing needs to be further completed and developed.
[ترجمه ترگمان]تا کنون، اصل استقرار اضافی نیاز به تکمیل و توسعه دارد
[ترجمه گوگل]تا کنون، اصل برابری ایجاد نیاز به بیشتر تکمیل و توسعه یافته است
10. This book has a superfluity of introductions and summaries.
[ترجمه ترگمان]این کتاب چیز دیگری برای معرفی و summaries وجود دارد
[ترجمه گوگل]این کتاب فوق العاده ای از معرفی و خلاصه است
11. Wherefore lay apart all filthiness and superfluity of naughtiness, and receive with meekness the engrafted word, which is able to save your souls.
[ترجمه ترگمان]و از این جهت است که تمام گناهان و superfluity را از هم جدا می کند و با فروتنی یک کلمه engrafted که می تواند روح شما را نجات دهد دریافت خواهد کرد
[ترجمه گوگل]به همین دلیل تمام کثرت و ناپایداری ناباوری را کنار بگذارید و با آرامش حرف زده شده را که قادر به نجات جان شماست، دریافت کنید
12. The new director has said that there is a superfluity of staff in the organization, and that cuts must be made.
[ترجمه ترگمان]مدیر جدید گفته است که تعداد زیادی پرسنل در این سازمان وجود دارد و این کاهش باید انجام شود
[ترجمه گوگل]مدیر جدید گفته است که کارکنانی در سازمان وجود دارد و این کاهش باید انجام شود
13. There were the Station dances, the weekly cinema shows, and a superfluity of men.
[ترجمه ترگمان]رقص های ایستگاه، نمایش های هفتگی سینما، و بسیاری از مردان را به خود اختصاص می داد
[ترجمه گوگل]رقص های ایستگاه، نشان می دهد سینما هفتگی و سرشار از مردان وجود دارد
14. In this sense, daydreaming is purposeful - not merely a random response to a superfluity of mentally unoccupied time: Daydreaming?
[ترجمه ترگمان]در این حالت، خیال بافی هدفمند است - نه صرفا یک پاسخ تصادفی به یک پاسخ تصادفی از یک زمان خالی ذهنی: Daydreaming؟
[ترجمه گوگل]در این معنا، افکار پوچ هدفمند است - نه صرفا یک پاسخ تصادفی به سرگردان بودن زمان ذهنی بدون درک روزمره؟
15. "And there were as many counsellors there as here, . . . " he went on, returning to the superfluity of advisers, a subject which evidently occupied his mind.
[ترجمه ترگمان]او ادامه داد: و آنجا هم مانند اینجا، مشاوران زیادی وجود داشت که در اینجا حضور داشت، موضوعی که ظاهرا ذهنش را مشغول کرده بود
[ترجمه گوگل]'و آنجا به عنوان مشاوران بسیاری وجود دارد به عنوان در اینجا، 'او ادامه داد، بازگشت به سوپر استاد مشاوران، موضوعی است که به وضوح ذهن او را اشغال کرده است