1. to subjugate a wild horse
اسب وحشی را رام کردن
2. she knew how to subjugate her own feelings
او می دانست که چگونه احساسات خود را مهار کند.
3. Their costly and futile attempt to subjugate the Afghans lasted just 10 years.
[ترجمه ترگمان]تلاش بی هوده و بی هوده آن ها برای مطیع کردن افغان ها تنها ۱۰ سال طول کشید
[ترجمه گوگل]تلاش های بیرحمانه و بی هدف آنها برای متقاعد کردن افغان ها تنها 10 سال طول کشید
4. Imperialism has not been able to subjugate China.
[ترجمه ترگمان]امپریالیسم قادر به کنترل چین نبوده است
[ترجمه گوگل]امپریالیسم نتوانسته است چین را تحت الشعاع قرار دهد
5. She draws on subterranean forces to subjugate and control.
[ترجمه ترگمان]او از نیروهای زیر زمینی برای کنترل و کنترل خود استفاده می کند
[ترجمه گوگل]او به نیروهای زیرزمینی تسلیم می شود تا تحت کنترل و کنترل قرار گیرد
6. And she had thought she could subjugate him!
[ترجمه ترگمان]و او فکر کرده بود که می تواند او را مطیع سازد!
[ترجمه گوگل]و او تصور میکرد او می تواند او را تحت الشعاع قرار دهد!
7. The old Yankees stopped at nothing to subjugate the Irish immigrants.
[ترجمه ترگمان]یانکی ها در هیچ کاری ایستادند تا مهاجرین ایرلندی را مطیع کنند
[ترجمه گوگل]Yankees قدیمی هیچ چیزی را متوقف کرد تا مهاجران ایرلندی را زیر پا بگذارند
8. It'shows mankind's subjectivist wish to subjugate robots to his mastery.
[ترجمه ترگمان]این نشان می دهد که subjectivist بشر تمایل دارند که ربات ها را به تسلط خود در آورند
[ترجمه گوگل]این نشان می دهد که سوبژکتیویسم بشریت برای ربات ها را تحت تسلط خود قرار می دهد
9. In cases concerning children it is often necessary to subjugate justice to the adults to the interests of the children.
[ترجمه ترگمان]در موارد مربوط به کودکان، اغلب برای مطیع کردن عدالت در برابر بزرگسالان برای منافع کودکان ضروری است
[ترجمه گوگل]در موارد مربوط به کودکان، اغلب لازم است که عدالت را به بزرگسالان نسبت به منافع فرزندان تحمیل کنیم
10. Because that power comes so naturally, the elder women may not have felt the need to subjugate men.
[ترجمه ترگمان]چون این قدرت چنان طبیعی است که زنان بزرگ تر نباید مردان را مطیع و مطیع خود احساس کنند
[ترجمه گوگل]از آنجایی که این قدرت به گونه ای طبیعی می آید، زنان سالخورده ممکن است نیاز به تحت الشعاع مردان نداشته باشند
11. That the Japanese, in thrall to China from time immemorial, should try to subjugate their vast neighbor seemed an inversion of the cosmic order.
[ترجمه ترگمان]که ژاپنی ها، که از زمان های خیلی دور به چین آمده بودند، باید سعی کنند همسایه بزرگ خود را به عنوان وارونگی قانون کیهانی به خود بگیرند
[ترجمه گوگل]ژاپنی ها، که از دوران بسیار قدیم به چین چسبیده بودند، باید تلاش کنند که همسایگان بزرگ خود را زیر پا بگذارند، به نظر می رسید که تبدیل به نظم کیهانی هستند
12. Saving the earth does not master the earth and does not subjugate it, which is merely one step from spoliation .
[ترجمه ترگمان]نجات زمین ارباب زمین نیست و آن را subjugate نمی کند، که صرفا یک قدم از spoliation است
[ترجمه گوگل]صرفه جویی در زمین زمین را تسلط نمی دهد و آن را تحمل نمی کند، که فقط یک گام از انجماد است