کلمه جو
صفحه اصلی

cumin


معنی : زیره، زیره سبز
معانی دیگر : (گیاه شناسی - از ریشه ی عبری یا عربی) زیره ی سبز (cuminum cyminum از خانواده ی umbel)، دانه ی معطر این گیاه که جزو ادویه است (cummin هم می نویسند)

انگلیسی به فارسی

(گیاه‌شناسی) زیره سبز


زیره، زیره سبز


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: a plant of the umbel family that bears pink or white flowers.

(2) تعریف: the aromatic fruit or seeds of this plant, used in food and medicine.

• type of plant used as a seasoning
cumin is a sweet-smelling spice used in cooking, especially indian cooking.

مترادف و متضاد

زیره (اسم)
caraway, cumin

زیره سبز (اسم)
cumin

جملات نمونه

1. Add one tsp each of ground cumin and ground coriander.
[ترجمه ترگمان]یک قاشق چایخوری زیره سبز و گشنیز را اضافه کنید
[ترجمه گوگل]یک قاشق چای خوری را اضافه کنید یک قاشق سوپخوری و یک قاشق زمین

2. Combine the garlic, salt, oregano, cumin, pepper and fruit juices.
[ترجمه ترگمان]سیر، نمک، پونه کوهی، زیره سبز، فلفل و آب میوه را ترکیب کنید
[ترجمه گوگل]ترکیب سیر، نمک، سرکه، زیره سبز، فلفل و آب میوه ها

3. Mix the yogurt, coriander, cumin, turmeric, paprika, ginger, garlic salt and chilli powder.
[ترجمه ترگمان]ماست، گشنیز، زیره سبز، زرد چوبه، زنجبیل، زنجبیل، پودر سیر و پودر فلفل قرمز را مخلوط کنید
[ترجمه گوگل]ماست، گشنیز، زیره، زردچوبه، پاپریکا، زنجبیل، نمک سیر و پودر چیلی را مخلوط کنید

4. Stir in the salt to taste, cumin seeds and coriander leaves.
[ترجمه ترگمان]نمک را بریزید و نمک و زیره سبز و برگ های گشنیز را بریزید
[ترجمه گوگل]نمک را به طعم و مزه، دانه های زیره سبز و برگ های گشنیز اضافه کنید

5. Fry the onions, garlic, chilli, ginger, coriander, cumin and turmeric in the oil.
[ترجمه ترگمان]پیاز، سیر، فلفل، زنجبیل، زیره سبز و زرد چوبه را در روغن سرخ کنید
[ترجمه گوگل]پیاز، سیر، چیلی، زنجبیل، گشنیز، زیره و زردچوبه را در روغن سرخ کنید

6. Add wine, vinegar, peppercorns, and whole cumin and coriander seed, and reduce over medium-high heat to a glaze.
[ترجمه ترگمان]سرکه، سرکه، peppercorns و کل زیره سبز و دانه گشنیز را اضافه کرده و از حرارت متوسط تا بالا به چپ کاهش دهید
[ترجمه گوگل]شراب، سرکه، فلفل قرمز و کل زیره سبز و دانه گندم را اضافه کنید و گرمای زیاد متوسط ​​را به لعاب ببرید

7. I added ginger and cumin to give the rice a spicy flavour.
[ترجمه ترگمان]زنجبیل و زیره سبز را برای دادن طعم تند به برنج اضافه کردم
[ترجمه گوگل]من زنجبیل و زیره را اضافه کردم تا برنج طعم تند را بدهد

8. Cumin makes the significant point that employers appoint school leavers to posts before examination results are known in any case.
[ترجمه ترگمان]Cumin این نکته مهم را مطرح می کند که کارفرمایان قبل از اینکه نتایج آزمایش در هر مورد مشخص شوند، مدیران مدرسه را به پست های بازرسی منصوب می کنند
[ترجمه گوگل]زیره سبز نقطه قابل توجهی را نشان می دهد که کارفرمایان مهاجرین مدرسه را به پست هایی که قبل از انجام معاینه ها در هر مورد شناخته شده است، انتخاب می کنند

9. Add the chilli powder, coriander, cumin, garam masala and turmeric, stirring all the time.
[ترجمه ترگمان]پودر فلفل چیلی، گشنیز، زیره سبز، garam چانا ماسالا و زرد را اضافه کنید
[ترجمه گوگل]پودر چیلی، گشنیز، زیره سبز، مروارید گارم و زردچوبه را اضافه کنید، همیشه هم زدن کنید

10. Stir in reserved ground cumin and coriander, reserved orange zest, and salt and pepper.
[ترجمه ترگمان]زیره سبز ذخیره شده و گشنیز، تراشه پوست پرتقال، نمک و فلفل را اضافه کنید
[ترجمه گوگل]مخلوط زیره سبز و گشنیز، مخلوط نارنجی و نمک و فلفل را مخلوط کنید

11. Add garlic, cumin, coriander, and allspice and saute lightly until spices become aromatic.
[ترجمه ترگمان]سیر، زیره و گشنیز را اضافه کنید تا اینکه ادویه معطر شود
[ترجمه گوگل]اضافه کردن سیر، زیره سبز، گشنیز و کلم بروکلی و کمی صبحانه تا زمانی که ادویه جات ترشح شود

12. Add the cinnamon, cumin, chopped pepper, tomatoes and wine or stock.
[ترجمه ترگمان]دارچین، زیره سبز، فلفل خرد شده، گوجه فرنگی و یا سهام اضافه کنید
[ترجمه گوگل]دارچین، زیره، فلفل خرد شده، گوجه فرنگی و شراب یا سهام را اضافه کنید

13. Combine cumin, chili powder, cardamom, cinnamon, nutmeg and cloves in large bowl.
[ترجمه ترگمان]زیره سبز، پودر فلفل چیلی، هل، دارچین، جوز و میخک در کاسه بزرگ مخلوط کنید
[ترجمه گوگل]زیره سبز، پودر چیلی، هل نارنج، دارچین، ماکارونی و میخک را در کاسه بزرگ ترکیب کنید

14. Season duck with salt, pepper, and cumin.
[ترجمه ترگمان]اردک با نمک، فلفل و زیره سبز می شود
[ترجمه گوگل]اردک فصل با نمک، فلفل و زیره

15. Add the ginger, coriander and cumin and cook for a further 5 minutes, adding a little water if necessary.
[ترجمه ترگمان]زنجبیل، گشنیز و زیره سبز را برای ۵ دقیقه بیشتر اضافه کنید و در صورت نیاز کمی آب اضافه کنید
[ترجمه گوگل]زنجبیل، گشنیز و زیره را اضافه کنید و برای 5 دقیقه بیشتر بخورید، در صورت لزوم کمی آب اضافه کنید

پیشنهاد کاربران

زیره سبز


کلمات دیگر: