کلمه جو
صفحه اصلی

crotch


معنی : محل انشعاب بدن انسان، دو شاخه، نقطه انشعاب
معانی دیگر : (محل انشعاب دو پا از تنه ی انسان) کشال، کشاله، (شلوار) فاق، خشتک، میان پاچه، نیفه، (چوبی که سرش دو شقه است) دو شقه، چوب دو سر، (محل انشعاب: مثلا جایی که تنه ی درخت دو یا چند شاخه می شود) دو شاخه، چند شاخه، پخش گاه، شاخ پخشان، محل انشعاب شاخه از بدنه درخت، نقطه انشعاب مثل محل انشعاب بدن انسان بدو پا

انگلیسی به فارسی

محل انشعاب شاخه از بدنه درخت، دو شاخه، نقطه انشعاب (مثل محل انشعاب بدن انسان به دو پا)


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
مشتقات: crotched (adj.)
• : تعریف: the place where two linear parts, such as human legs, come together.

- the crotch of a pair of pants
[ترجمه ترگمان] جفت شلوار یه جفت شلوار
[ترجمه گوگل] شکم یک جفت شلوار
- the crotch of a tree trunk
[ترجمه ترگمان] تنه یک تنه درخت
[ترجمه گوگل] لگن تنه درخت

• forking, branching; place where something forks (i.e. area between the legs, etc.)
your crotch is the part of your body between the tops of your legs.
the crotch of a pair of trousers or pants is the part that covers the area between the tops of your legs.

دیکشنری تخصصی

[عمران و معماری] نقطه تبدیل
[زمین شناسی] نقطه تبدیل

مترادف و متضاد

Synonyms: fork, corner, elbow, curve


loins


Synonyms: pubic area, groin, pelvic girdle, lap


محل انشعاب بدن انسان (اسم)
crotch

دو شاخه (اسم)
knee, fork, plug, pitchfork, crotch, crutch, diapason

نقطه انشعاب (اسم)
crotch

angle


جملات نمونه

1. he has a sore in his crotch
کشاله ی رانش زخم است.

2. there is a tear in the crotch of his pants
نیفه ی شلوارش پاره است.

3. Glover kicked him hard in the crotch.
[ترجمه ح.ع] گلاور یک لگد محکم زد توی کونش
[ترجمه ترگمان]گلاور \"بهش ضربه زد\"
[ترجمه گوگل]گولور او را در لگن سخت لگد زد

4. There's a hole in the crotch.
[ترجمه ترگمان]یه سوراخ تو the هست
[ترجمه گوگل]سوراخ در لگن وجود دارد

5. They were too long in the crotch.
[ترجمه ح.ع] فاقش خیلی بلند بود.
[ترجمه ترگمان]بیش از حد وسط دو شاخه بودند
[ترجمه گوگل]آنها در لگن بیش از حد بلند بودند

6. The young almond trees were crotch deep in river water.
[ترجمه ح.ع] تنه درخت بادام تا نصفه زیر آب رودخانه بود.
[ترجمه ترگمان]درختان بادام جوان در آب رودخانه فرورفته بودند
[ترجمه گوگل]درختان بادام جوان، عمیق در آب رودخانه بود

7. E-e started kissing her crotch, very gently, his lips barely touching the fabric.
[ترجمه ترگمان]بیل - ای شروع به بوسیدن پاهای او کرد، خیلی آرام، لب هایش به سختی به پارچه چسبیده بودند
[ترجمه گوگل]E شروع به بوسیدن شکم بند خود کرد، بسیار آرام، لب هایش به سختی با لمس کردن پارچه

8. There was a dark stain around the crotch of the trousers.
[ترجمه ترگمان]لکه سیاهی بر روی نوک شلوار دیده می شد
[ترجمه گوگل]یک لکه تیره در اطراف شکاف شلوار وجود داشت

9. His wool-blend slacks are creased at the crotch.
[ترجمه ترگمان]شلوار گشاد و مخلوط پشمی او روی دو شاخه چین و چروک افتاده
[ترجمه گوگل]شلوار مخلوط پشم خود را در شکاف پهن کرده است

10. Scalzo tugged at his crotch, looking the man right in the eye.
[ترجمه ترگمان]Scalzo پای چپش را کشید و به سمت راست چشم به مرد نگاه کرد
[ترجمه گوگل]اسکالوزو در لگن او تنگ می شود، به دنبال انسان به سمت راست در چشم است

11. The crotch is a notched stick which holds both harpoons.
[ترجمه ترگمان]این شاخه یک چوب گره دار است که هر دو زوبین را نگه می دارد
[ترجمه گوگل]لگن یک چوب براق است که هر دو هارپون را نگه می دارد

12. He actually heard it slosh around in his crotch.
[ترجمه ترگمان] اون واقعا صدای slosh رو توی crotch شنید
[ترجمه گوگل]او در واقع شنیده بود که در اطراف آن شکسته است

13. He has a dull heavy ache in the crotch.
[ترجمه ترگمان]درد سنگینی در دو شاخه دارد
[ترجمه گوگل]او دارای درد شدید در ناحیه شکم است

14. The child was sitting on a crotch of a tree.
[ترجمه ترگمان]بچه روی شاخه درختی نشسته بود
[ترجمه گوگل]کودک روی یک درختی نشسته بود

15. I see a Renaissance at his crotch under your splayed legs.
[ترجمه ترگمان]یک رنسانس را در دو پای خود می بینم که روی پاهای splayed افتاده است
[ترجمه گوگل]من رنسانس را در زیر پاهایشان می بینم

He has a sore in his crotch.

کشاله‌ی رانش زخم است.


There is a tear in the crotch of his pants.

نیفه‌ی شلوارش پاره است.


پیشنهاد کاربران

ناحیه تناسلی، ناحیه ژنیتال،
He groped her crotch

crotch talk
حرف های خاک بر سری

لای پا - قسمت بالا و وسط پا - اشاره به قسمتی که آلت تناسلی انسان قرار گرفته


کلمات دیگر: