کلمه جو
صفحه اصلی

switchover


معنی : تعویض، دگرگزینی
معانی دیگر : تعوی­، 1- (تلویزیون) کانال عوض کردن 2- عوض کردن

انگلیسی به فارسی

دگرگزینی، تعویض


سوئیچینگ، تعویض، دگرگزینی


مترادف و متضاد

تعویض (اسم)
adjournment, substitute, replacement, exchange, substitution, switch, shift, turnover, quid pro quo, refill, substituend, substituent, switchover

دگرگزینی (اسم)
switchover

جملات نمونه

1. Can we switch over I'd like to sit in your seat.
[ترجمه ترگمان]میشه جاتو عوض کنی من دوست دارم روی صندلی تو بشینم
[ترجمه گوگل]می توانیم سوئیچ کنیم، من می خواهم در صندلی شما نشسته باشم

2. I just happened to switch over although I haven'tbeen watching the Olympics.
[ترجمه ترگمان]من فقط به خاطر اینکه هنوز المپیک را تماشا نکرده ام، این کار را انجام دادم
[ترجمه گوگل]من فقط اتفاق افتاده است که تغییر بیاورم، گرچه من تماشای المپیک را ندارم

3. We switch over? I'd like to sit in the sun, too.
[ترجمه سام] جابجا شویم؟ من هم می خواهم در آفتاب بنشینم
[ترجمه ترگمان]جامون رو عوض کردیم؟ من هم دوست دارم توی آفتاب بشینم
[ترجمه گوگل]ما سوئیچ می کنیم؟ من هم می خواهم در خورشید بنشینم

4. Switch over to the other side.
[ترجمه ترگمان]به طرف دیگر سوییچ کنید
[ترجمه گوگل]سوئیچ به طرف دیگر

5. Switch over to BBC
[ترجمه ترگمان]تعویض به شبکه بی بی سی
[ترجمه گوگل]تغییر به بی بی سی

6. The only way to switch over in Outlook Express is to re-enter Options.
[ترجمه ترگمان]تنها راه تغییر در چشم انداز اکسپرس، ورود مجدد به گزینه ها است
[ترجمه گوگل]تنها راه برای تغییر در Outlook Express این است که دوباره گزینه ها را وارد کنید

7. He forgot to switch over fuel tanks, so he thought he ran out of petrol when he didn't.
[ترجمه ترگمان]او فراموش کرد که مخازن سوخت را تعویض کند، بنابراین فکر کرد که وقتی این کار را نکرد، از بنزین فرار کرد
[ترجمه گوگل]او فراموش کرد که مخازن سوخت را عوض کند، بنابراین او تصور می کرد که وقتی که نمی توانست از بنزین بیرون بیاید

8. To see what you've taken, switch over to play and browse through your images.
[ترجمه ترگمان]برای دیدن آنچه که گرفته اید، تغییر دهید تا بازی کنید و تصاویر خود را مرور کنید
[ترجمه گوگل]برای دیدن آنچه که انجام داده اید، برای بازی کردن و مرور از طریق تصاویر خود تغییر دهید

9. Please stay in your own lane; don't switch over to the fast lane.
[ترجمه ترگمان]لطفا در راه خود بمانید؛ به طرف کوره راه سریع نروید
[ترجمه گوگل]لطفا در خط خود اقامت داشته باشید به خط سریع تغییر نکنید

10. You drive first and then we'll switch over.
[ترجمه ترگمان]اول رانندگی کن و بعد، همه چیز رو عوض می کنیم
[ترجمه گوگل]شما ابتدا رانندگی می کنید و سپس ما سوئیچ می کنیم

11. You can switch over from one circuit to another without any difficulty.
[ترجمه ترگمان]شما می توانید بدون هیچ مشکلی از یک مدار به یک مدار دیگر بروید
[ترجمه گوگل]شما بدون هیچ مشکلی می توانید از یک مدار به دیگری تغییر دهید

12. Do you mind if we switch over?
[ترجمه ترگمان]اشکالی نداره اگه جامون رو عوض کنیم؟
[ترجمه گوگل]آیا شما فکر می کنید اگر ما را تغییر دهید؟

13. And it describes the software method with board switch over under different instances of fault.
[ترجمه ترگمان]و روش نرم افزاری را با استفاده از سوئیچ تخته بر روی نمونه های مختلف خطا توصیف می کند
[ترجمه گوگل]و این روش نرم افزاری را با سوئیچینگ برد تحت موارد مختلف گسل توصیف می کند

14. You can then unfurl them on train or switch over to the newspaper.
[ترجمه ترگمان]سپس می توانید آن ها را سوار قطار کنید یا به روزنامه سوئیچ کنید
[ترجمه گوگل]بعدا می توانید آنها را در قطار بکشید و یا به روزنامه بروید

15. When exactly does the digital switchover cash switch over?
[ترجمه ترگمان]زمانی که پول نقد دیجیتالی دقیقا به پایان برسد؟
[ترجمه گوگل]هنگامی که دقیقا آیا سوئیچ انتقال دیجیتال سوئیچ بیش از؟

پیشنهاد کاربران

تغییر، جابجایی، جایگزینی

switchover ( مهندسی مخابرات )
واژه مصوب: سوگردانی
تعریف: جابه‏جایی کلید از حالت باز به بسته و برعکس


کلمات دیگر: