کلمه جو
صفحه اصلی

stentorian


معنی : رسا، صدا بلند، خیلی بلند
معانی دیگر : (صدا) بسیار بلند، گوشخراش، خیلی بلند در مورد صدا

انگلیسی به فارسی

خیلی بلند (در مورد صدا)، صدا بلند، رسا


stentorian، رسا، خیلی بلند، صدا بلند


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
• : تعریف: extremely loud and powerful.
متضاد: quiet, soft

- The speaker's stentorian voice shook the room.
[ترجمه ترگمان] صدای بلند و قوی سخنران اتاق را به لرزه درآورد
[ترجمه گوگل] صدای کنجکاوی سخنران اتاق را لرزاند

• very loud, powerful (of voice)
a stentorian voice is very loud and strong; a literary word.

مترادف و متضاد

رسا (صفت)
adequate, expressive, loud, stentorian, audible, orotund

صدا بلند (صفت)
stentorian, big-mouthed

خیلی بلند (صفت)
stentorian

جملات نمونه

1. Suddenly a stentorian voice boomed across the room.
[ترجمه ترگمان]ناگهان صدای بلندی از اتاق به گوش رسید
[ترجمه گوگل]ناگهان یک صدای کنجکاوی در اطراف اتاق رشد کرد

2. He bellowed in a stentorian voice.
[ترجمه ترگمان]او با صدای بلندی نعره زد:
[ترجمه گوگل]او در صدای سنتورانی خفه شد

3. He spoke in stentorian tones.
[ترجمه ترگمان]با لحنی خاص سخن می گفت
[ترجمه گوگل]او در صدای سنتورانی صحبت کرد

4. He frowned and in stentorian fashion summoned a doctor.
[ترجمه ترگمان]چهره درهم کشید و به شیوه خاص خود یک دکتر را احضار کرد
[ترجمه گوگل]او اخم کرد و در مدیای سنتورانی یک دکتر را فراخواند

5. Harriet slept so soundly that even her stentorian snoring did not disrupt her slumber.
[ترجمه ترگمان]هریت چنان خوابیده بود که حتی صدای خروپف بلند او هم خواب او را از هم جدا نکرد
[ترجمه گوگل]هریت به آرامی خواب می برد که حتی خروپف سنتورانی او خواب خود را مختل نمی کرد

6. Perhaps Harriet had been roused by Pringle's stentorian cry.
[ترجمه ترگمان]شاید هریت با فریاد stentorian Pringle از خواب بیدار شده بود
[ترجمه گوگل]شاید هریت از گریه های پرتنگ پشیمان شده بود

7. His stentorian approach and his commanding presence have been influential on the good order of the Assembly.
[ترجمه ترگمان]رویکرد دوم او و حضور آمرانه او بر نظم عمومی مجلس تاثیر گذار بوده است
[ترجمه گوگل]رویکرد روحانیون و حضور فرمانده او در نظم خوب مجمع تأثیرگذار بوده است

8. The stentorian tones of auctioneer, calling out to clear, now announced that the sale to commence.
[ترجمه ترگمان]در این موقع اعلام کرد که فروش باید آغاز شود
[ترجمه گوگل]صدای سنتورانی حراج کننده، خواستار روشن شدن، در حال حاضر اعلام کرد که فروش شروع می شود

9. Now all joined in solemn stentorian accord.
[ترجمه ترگمان]اکنون همه با نظم خاص خود به هم پیوستند
[ترجمه گوگل]اکنون همگی به توافق رسمی صلح آمیز پیوستند

10. Speak softly; you don't need a stentorian voice to be heard in this small room.
[ترجمه ترگمان]به نرمی صحبت کن؛ نیازی به صدای خاص خود نداری که در این اتاق کوچک شنیده شود
[ترجمه گوگل]با نرمی صحبت کنید؛ شما در این اتاق کوچک شنیده اید که صدایی از صدای شما را نمی شنود

پیشنهاد کاربران

صدای تشدید شده. طنین انداز. پیچش صدا


کلمات دیگر: