1. Suddenly a stentorian voice boomed across the room.
[ترجمه ترگمان]ناگهان صدای بلندی از اتاق به گوش رسید
[ترجمه گوگل]ناگهان یک صدای کنجکاوی در اطراف اتاق رشد کرد
2. He bellowed in a stentorian voice.
[ترجمه ترگمان]او با صدای بلندی نعره زد:
[ترجمه گوگل]او در صدای سنتورانی خفه شد
3. He spoke in stentorian tones.
[ترجمه ترگمان]با لحنی خاص سخن می گفت
[ترجمه گوگل]او در صدای سنتورانی صحبت کرد
4. He frowned and in stentorian fashion summoned a doctor.
[ترجمه ترگمان]چهره درهم کشید و به شیوه خاص خود یک دکتر را احضار کرد
[ترجمه گوگل]او اخم کرد و در مدیای سنتورانی یک دکتر را فراخواند
5. Harriet slept so soundly that even her stentorian snoring did not disrupt her slumber.
[ترجمه ترگمان]هریت چنان خوابیده بود که حتی صدای خروپف بلند او هم خواب او را از هم جدا نکرد
[ترجمه گوگل]هریت به آرامی خواب می برد که حتی خروپف سنتورانی او خواب خود را مختل نمی کرد
6. Perhaps Harriet had been roused by Pringle's stentorian cry.
[ترجمه ترگمان]شاید هریت با فریاد stentorian Pringle از خواب بیدار شده بود
[ترجمه گوگل]شاید هریت از گریه های پرتنگ پشیمان شده بود
7. His stentorian approach and his commanding presence have been influential on the good order of the Assembly.
[ترجمه ترگمان]رویکرد دوم او و حضور آمرانه او بر نظم عمومی مجلس تاثیر گذار بوده است
[ترجمه گوگل]رویکرد روحانیون و حضور فرمانده او در نظم خوب مجمع تأثیرگذار بوده است
8. The stentorian tones of auctioneer, calling out to clear, now announced that the sale to commence.
[ترجمه ترگمان]در این موقع اعلام کرد که فروش باید آغاز شود
[ترجمه گوگل]صدای سنتورانی حراج کننده، خواستار روشن شدن، در حال حاضر اعلام کرد که فروش شروع می شود
9. Now all joined in solemn stentorian accord.
[ترجمه ترگمان]اکنون همه با نظم خاص خود به هم پیوستند
[ترجمه گوگل]اکنون همگی به توافق رسمی صلح آمیز پیوستند
10. Speak softly; you don't need a stentorian voice to be heard in this small room.
[ترجمه ترگمان]به نرمی صحبت کن؛ نیازی به صدای خاص خود نداری که در این اتاق کوچک شنیده شود
[ترجمه گوگل]با نرمی صحبت کنید؛ شما در این اتاق کوچک شنیده اید که صدایی از صدای شما را نمی شنود