کلمه جو
صفحه اصلی

superman


معنی : ابر مرد، موجود مافوق انسان
معانی دیگر : زبرمرد، مافوق انسان

انگلیسی به فارسی

موجود مافوق انسان، ابر مرد


سوپرمن، ابر مرد، موجود مافوق انسان


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
حالات: supermen
(1) تعریف: a man with physical or mental powers beyond normal human capacity.

(2) تعریف: (cap.) the hero of an American radio and comic book series.

• comic strip character with superhuman strength and ability; comic book about superman; television cartoon series about superman; series of movies about superman
person of extraordinary strength or abilities; superior being that has evolved from man (philosophy)
a superman is a man who has extraordinarily great physical or mental powers.

مترادف و متضاد

ابر مرد (اسم)
superman

موجود مافوق انسان (اسم)
superman

جملات نمونه

1. He's a kind of intellectual superman.
[ترجمه ترگمان] اون یه جورایی یه سوپرمن فکری - ه
[ترجمه گوگل]او نوعی سوپرمن فکری است

2. The film portrays Gandhi as a kind of superman.
[ترجمه ترگمان]این فیلم، گاندی را به عنوان نوعی از سوپرمن به تصویر می کشد
[ترجمه گوگل]این فیلم گاندی را به عنوان نوعی سوپرمن ترسیم می کند

3. They classed him as a superman.
[ترجمه ترگمان] اونا اونو به عنوان سوپرمن دسته بندی کردن
[ترجمه گوگل]آنها او را به عنوان یک سوپرمن طبقه بندی کردند

4. Joe loved to read "Superman" comics.
[ترجمه ترگمان]جو عاشق خواندن \"سوپرمن\" بود
[ترجمه گوگل]جو دوست داشت که کمیک های سوپرمن را بخواند

5. The superman testing himself with an ax, crushing the skulls of old women.
[ترجمه ترگمان]سوپرمن خودش رو با تبر آزمایش می کنه و جمجمه زن های پیر رو له می کنه
[ترجمه گوگل]سوپرمن خود را با یک تبر تکان می دهد و جمجمه های زنان قدیمی را خرد می کند

6. Superman can leap tall buildings in a single bound.
[ترجمه ترگمان]سوپرمن می تواند به تنهایی ساختمان های بلند را پرتاب کند
[ترجمه گوگل]سوپرمن می تواند ساختمان های بلند را در یک محدودیت خیره کند

7. Joe Shuster, cartoonist who developed the original Superman comic character, died Los Angeles, aged seventy-eight.
[ترجمه ترگمان]جو Shuster، کاریکاتوریست، که شخصیت کمدی سوپرمن را پرورش داده بود، در سن هفتاد و هشت سالگی، در لس آنجلس درگذشت
[ترجمه گوگل]جو شوشر، کاریکاتوریست که شخصیت کمدی اصلی سوپرمن را توسعه داد، در لس آنجلس، هفتاد و هشت ساله فوت کرد

8. So Superman, once the most recognized and revered hero in comic books, was sent back to the drawing board.
[ترجمه ترگمان]بنابراین سوپرمن که مشهورترین و مشهورترین قهرمان در کتاب های کمیک بود به تابلوی نقاشی فرستاده شد
[ترجمه گوگل]بنابراین سوپرمن، زمانی که قهرمان ترین و شناخته شده ترین کتاب های کمیک بود، به هیئت مدیره طراحی فرستاده شد

9. Superman never would have injured his knee in the first place.
[ترجمه ترگمان]سوپرمن هرگز در وهله اول زانوهایش را زخمی نمی کرد
[ترجمه گوگل]سوپرمن هرگز زانو خود را در ابتدا زخمی نمی کند

10. His costume had the Superman logo across the chest.
[ترجمه ترگمان] لباسش لوگوی \"سوپرمن\" رو روی سینه داشت
[ترجمه گوگل]لباس او لوگوی سوپرمن را در سینه قرار داد

11. Superman and Batman have become a part of popular culture.
[ترجمه ترگمان]سوپرمن و بتمن به بخشی از فرهنگ محبوب تبدیل شده اند
[ترجمه گوگل]سوپرمن و بتمن بخشی از فرهنگ محبوب هستند

12. Superman was also to prove very influential at stud.
[ترجمه ترگمان]سوپرمن هم برای اثبات این موضوع بسیار تاثیرگذار بود
[ترجمه گوگل]سوپرمن نیز در اثبات بسیار تاثیرگذار بود

13. You're not Superman or Wonder Woman. If you are, you don't need to do everything yourself.
[ترجمه ترگمان]تو سوپرمن یا زن شگفت انگیز نیستی اگر هم باشی، لازم نیست همه کارها را خودت انجام بدهی
[ترجمه گوگل]تو Superman یا Wonder Woman نیستی اگر شما هستید، لازم نیست همه کارها را انجام دهید

پیشنهاد کاربران

ابر مرد

ابرانسان
ابرمرد
سوپرمن

قویترین مرد



کلمات دیگر: