کلمه جو
صفحه اصلی

draw blood


زخمی کردن، مجروح کردن (جسمی یا روحی)، خون انداختن، ضربه ی خونین زدن

انگلیسی به انگلیسی

• remove blood from someone's veins (as with a syringe); hurt somebody emotionally or physically; cause to bleed (with a weapon, fist, etc.)

پیشنهاد کاربران

خون گرفتن

آزمایش خون گرفتن

خونگیری

خون براه انداختن، خون بپا کردن


کلمات دیگر: