کلمه جو
صفحه اصلی

cling on

پیشنهاد کاربران

چسبیدن و محکم گرفتن. در رابطه ماندن. با هم در تماس ماندن. تلاش برای نگه داشتن چیزی

He clung on to power for another ten years.


کلمات دیگر: