(شیمی)، با نیتروژن یا ترکیب نیتروژنی آمیختن، (به خاک کشاورزی) نیترات زدن، به نیترات آغشتن، تبدیل به نمک کردن شوره کردن، شوره زدن به، تیزاب زدن
nitrify
(شیمی)، با نیتروژن یا ترکیب نیتروژنی آمیختن، (به خاک کشاورزی) نیترات زدن، به نیترات آغشتن، تبدیل به نمک کردن شوره کردن، شوره زدن به، تیزاب زدن
انگلیسی به فارسی
(شیمی) با نیتروژن یا ترکیب نیتروژنی آمیختن
(شیمی) (به خاک کشاورزی) نیترات زدن، به نیترات آغشتن
(شیمی) (به کمک ترکیزهها) نیتراتها و نیتریتها را اکسید کردن، شوره زدن به
نیتریفی
انگلیسی به انگلیسی
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: nitrifies, nitrifying, nitrified
مشتقات: nitrifiable (adj.), nitrification (n.), nitrifier (n.)
حالات: nitrifies, nitrifying, nitrified
مشتقات: nitrifiable (adj.), nitrification (n.), nitrifier (n.)
• (1) تعریف: to oxidize into nitrous or nitric acid or a nitrite or nitrate, as by bacterial action in soil.
• (2) تعریف: to treat or impregnate with nitrogen or a nitrogen compound.
• add nitrogen; make into a nitrate
کلمات دیگر: