1. a studious effort
کوشش با تمام وجود،سعی بلیغ
2. a studious student
دانش آموز ساعی
3. She is quiet and studious, in marked contrast to her sister.
[ترجمه Mahsa.d] او در مقایسه با خواهرش ارام تر و درس خوان تر است
[ترجمه Black evil wars] در مقایسه با خواهرش او یک دختر ساکت و درس خوان است
[ترجمه ترگمان]او در مقایسه با خواهرش ساکت و آرام است
[ترجمه گوگل]او آرام و مستحکم است، در مقایسه با خواهر او
4. She was a studious child, happiest when reading.
[ترجمه Fati] او یک بچه درسخوان است به همین خاطر زمانی که درس می خواند خوشحال است
[ترجمه ترگمان]وقتی خواندن را شروع می کرد، او یک بچه studious بود
[ترجمه گوگل]او یک کودک محبوس بود، وقتی که خواندن را خوشحال کرد
5. He always pays studious attention to detail.
[ترجمه ترگمان]او همیشه با دقت به جزئیات توجه می کند
[ترجمه گوگل]او همیشه به جزئیات توجه می کند
6. I was a very quiet, studious little girl.
[ترجمه Ary H.J] من ی دختر بچه ی ساکت و کوشا بودم
[ترجمه Parvaz] من یک دختر کوچک خیلی ارام و درس خوان بودم
[ترجمه ترگمان]من دختر خیلی ساکتی بودم
[ترجمه گوگل]من یک دختر کوچک بسیار آرام و محترم بودم
7. No studious Unitarian cushioned in a Boston study had a chance of winning the West against such a spirit.
[ترجمه ترگمان]هیچ Unitarian از پیروان اونیتاریانیسم در یک مطالعه بوستون شانس برنده شدن غرب علیه چنین روحیه ای را نداشت
[ترجمه گوگل]هیچ یک از دانشجویان تحصیلکرده در یک مطالعه بوستون، توانستند در برابر چنین روحی غرب را برنده شوند
8. There was a more studious side to our visit, too.
[ترجمه ترگمان]به ملاقات ما هم رفته بودیم
[ترجمه گوگل]همچنین به دیدار ما نیز توجه بیشتری داشت
9. He was more studious, more dedicated to doing good and doing more and leading.
[ترجمه ترگمان]او more و بیش از پیش متعهد به انجام کاره ای خوب و پیشرو بود
[ترجمه گوگل]او بیشتر مستبد بود، بیشتر به انجام کارهای خوب و انجام بیشتر و هدایت بیشتر اختصاص یافت
10. Salomon was a studious boy, with no friends, who kept himself to himself.
[ترجمه Ary H.J] سالومون یه پسر کوشا بود ، بدون هیچ دوستی ، کسی ک ( فقط ) خودش رو برای خودش نگه می داشت
[ترجمه ترگمان]سلیمان پسر studious بود با هیچ دوستی که خودش را نزد خودش نگه می داشت
[ترجمه گوگل]سالومون یک پسر مستبد بود، بدون هیچ دوستی، که خود را به خودش نگه می داشت
11. Bill was the studious, bookish type.
[ترجمه ترگمان]بیل the و کتابی با کتابی بود
[ترجمه گوگل]بیل نوعی کارآزموده بود
12. She was studious, read much, and liked to talk about the cosmos.
[ترجمه Ary H.J] اون دختر - زن کوشا بود ، زیاد ( کتاب ) می خواند ، و دوست داشت تا درباره ی هستی صحبت کند
[ترجمه ترگمان]او کتاب می خواند، چیزهای زیادی می خواند و دوست داشت در مورد گیتی حرف بزند
[ترجمه گوگل]او مشغول مطالعه بود، خیلی خواند و دوست داشت در مورد کیهان صحبت کند
13. Angus's round glasses made him look studious.
[ترجمه Ary H.J] عینک گرد آنگوس او را کوشا ( و کتابخوان ) نشان می داد
[ترجمه Mohammad.t] عینک گرد آنگوس او را درس خوان ( تلاشگر ) نمایان کرد
[ترجمه ترگمان]عینک گرد آن گوس او را به دقت برانداز کرد
[ترجمه گوگل]عینک دور Angus ساخته شده او را به دنبال مطالعه
14. Warren's studious attention to detail has made him successful.
[ترجمه ترگمان]توجه دقیق وارن به جزئیات او را موفقیت آمیز ساخته است
[ترجمه گوگل]توجه شدید وارن به جزئیات او را موفق ساخته است