(بیشتر ماهیان) کیسه ی شنا، کیسه هوای ماهی مثانه هوایی
swim bladder
(بیشتر ماهیان) کیسه ی شنا، کیسه هوای ماهی مثانه هوایی
انگلیسی به فارسی
کیسه هوای ماهی مثانه هوایی
انگلیسی به انگلیسی
اسم ( noun )
• : تعریف: an inflated sac that extends lengthwise against the upper side of the body cavity of most bony fishes, its purpose being to regulate hydrostatic pressure.
جملات نمونه
1. Eventually bony fish with swim bladders appeared in the sea.
[ترجمه ترگمان]سرانجام ماهی های استخوانی با bladders شنا در دریا ظاهر شدند
[ترجمه گوگل]در نهایت ماهی های استخوانی با پمپ های شنا در دریا ظاهر شدند
[ترجمه گوگل]در نهایت ماهی های استخوانی با پمپ های شنا در دریا ظاهر شدند
2. Most fish have a closed swim bladder that controls the specific gravity of the fish which allows it to remain at certain depths without using up energy.
[ترجمه ترگمان]بیشتر ماهی ها دارای مثانه شنا هستند که جاذبه ویژه ای ماهی را کنترل می کند که به آن اجازه می دهد در اعماق ویژه ای بدون استفاده از انرژی باقی بماند
[ترجمه گوگل]اکثر ماهی ها دارای یک مثانه شنا است که گرانش ماهی را کنترل می کند که به آن می تواند در عمق خاصی بدون استفاده از انرژی بپردازد
[ترجمه گوگل]اکثر ماهی ها دارای یک مثانه شنا است که گرانش ماهی را کنترل می کند که به آن می تواند در عمق خاصی بدون استفاده از انرژی بپردازد
3. Ranchu There are two swim bladder due to internal or external factors have made one or two contract there can not maintain a balance lead to the disease this view was generally accepted.
[ترجمه ترگمان]Ranchu دو مثانه شنا وجود دارد که به دلیل عوامل داخلی و خارجی یک یا دو قرارداد را ایجاد کرده اند که نمی تواند منجر به ایجاد تعادل بین این بیماری شود این دیدگاه عموما پذیرفته شده است
[ترجمه گوگل]رانچو دو مثانه شنا وجود دارد به دلیل عوامل داخلی یا خارجی یک یا دو قرارداد را ساخته اند که می تواند منجر به تعادل در این بیماری شود این دیدگاه به طور کلی پذیرفته شد
[ترجمه گوگل]رانچو دو مثانه شنا وجود دارد به دلیل عوامل داخلی یا خارجی یک یا دو قرارداد را ساخته اند که می تواند منجر به تعادل در این بیماری شود این دیدگاه به طور کلی پذیرفته شد
4. The tissue of swim bladder membrane provided a perfect micro-environment for glucose oxidase, and adapted to immobilized enzyme.
[ترجمه ترگمان]غشای سلول مثانه یک محیط بسیار کوچک برای گلوکز گلوکز است و با آنزیم immobilized تطبیق داده می شود
[ترجمه گوگل]بافت غشای مثانه شنا، میکرو محیطی کامل برای گلوکز اکسیداز را فراهم می کند و با آنزیم immobilized سازگار است
[ترجمه گوگل]بافت غشای مثانه شنا، میکرو محیطی کامل برای گلوکز اکسیداز را فراهم می کند و با آنزیم immobilized سازگار است
5. ResultsThe physical and mechanical characteristics of the swim bladder are very similar to the dura of human adult.
[ترجمه ترگمان]ویژگی های فیزیکی و مکانیکی مثانه شنا بسیار شبیه به سخت شامه انسان بالغ هستند
[ترجمه گوگل]نتایج: ویژگی های فیزیکی و مکانیکی مثانه شنا بسیار شبیه به طول عمر انسان است
[ترجمه گوگل]نتایج: ویژگی های فیزیکی و مکانیکی مثانه شنا بسیار شبیه به طول عمر انسان است
6. Certain fishes have a swim bladder which aids in diffusion of gases.
[ترجمه ترگمان]ماهی های خاص، مثانه شنا دارند که به انتشار گازها کمک می کند
[ترجمه گوگل]برخی از ماهی ها یک مثانه شنا دارند که در انتشار گاز ها کمک می کند
[ترجمه گوگل]برخی از ماهی ها یک مثانه شنا دارند که در انتشار گاز ها کمک می کند
7. The pressure in the swim bladder is regulated by a gas gland.
[ترجمه ترگمان]فشار در مثانه توسط یک غده گاز تنظیم می شود
[ترجمه گوگل]فشار در مثانه شنا توسط یک غلظت گاز تنظیم می شود
[ترجمه گوگل]فشار در مثانه شنا توسط یک غلظت گاز تنظیم می شود
8. Soak the dry swim bladder in hot water.
[ترجمه ترگمان]مثانه خشک شده را در آب داغ خیس کنید
[ترجمه گوگل]خمیر شناور خشک در آب گرم را خیس کن
[ترجمه گوگل]خمیر شناور خشک در آب گرم را خیس کن
9. The inside reason that"swim bladder bulge"disease took place may be lack of DHA and EPA and higher AA.
[ترجمه ترگمان]دلیل اصلی آن این است که این بیماری \"برآمدگی مثانه\" وجود دارد که ممکن است فاقد مرجع پشتیبانی مسکن و سازمان حفاظت از محیط زیست و AA بالاتر باشد
[ترجمه گوگل]علت درونی این بیماری که ممکن است بویژه مثانه باشد، ممکن است کمبود DHA و EPA و AA بالاتر باشد
[ترجمه گوگل]علت درونی این بیماری که ممکن است بویژه مثانه باشد، ممکن است کمبود DHA و EPA و AA بالاتر باشد
10. The swim bladder is like a balloon.
[ترجمه ترگمان]مثانه شنا مثل یک بادکنک است
[ترجمه گوگل]مثانه شنا مانند یک بالون است
[ترجمه گوگل]مثانه شنا مانند یک بالون است
11. The food nutrient compositions were analyzed in the swim bladder of Muraenesox cinereus and its nutrient liquid was prepared with the swim bladder.
[ترجمه ترگمان]ترکیبات مغذی غذا در مثانه شنا of cinereus آنالیز شدند و مایع مغذی آن با مثانه شنا آماده شد
[ترجمه گوگل]ترکیبات غذایی مواد غذایی در مثانه شناور مورنسکس سینروس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و مایع مغذی آن با پمپ شناور تهیه شد
[ترجمه گوگل]ترکیبات غذایی مواد غذایی در مثانه شناور مورنسکس سینروس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و مایع مغذی آن با پمپ شناور تهیه شد
12. The eye sac, ear vesicle, heart, digestive tract, kidney, swim bladder, pectoral and tail fin were developed preferentially.
[ترجمه ترگمان]کیسه چشم، گوش، قلب، دستگاه گوارش، کلیه، مثانه شنا، pectoral و باله دم ترجیحا توسعه یافته اند
[ترجمه گوگل]کیسه چشم، ویولون گوش، قلب، دستگاه گوارش، کلیه، مثانه شنا، بافت گردن و دم به طور عمده تر توسعه یافته است
[ترجمه گوگل]کیسه چشم، ویولون گوش، قلب، دستگاه گوارش، کلیه، مثانه شنا، بافت گردن و دم به طور عمده تر توسعه یافته است
13. The scientists studied how the fish used muscles to vibrate their swim bladder, creating the sounds.
[ترجمه ترگمان]دانشمندان مطالعه کردند که چگونه ماهی از ماهیچه ها برای نوسان مثانه شنا خود استفاده می کند و صداها را ایجاد می کند
[ترجمه گوگل]دانشمندان چگونگی استفاده از عضلات ماهی را برای ارتعاش مثانه خود، ایجاد صداهای مورد مطالعه قرار دادند
[ترجمه گوگل]دانشمندان چگونگی استفاده از عضلات ماهی را برای ارتعاش مثانه خود، ایجاد صداهای مورد مطالعه قرار دادند
14. It was poised, preadapted by chance, no design, to function as a swim bladder.
[ترجمه ترگمان]آن آماده بود، بدون هیچ طرحی، به عنوان مثانه شنا عمل کند
[ترجمه گوگل]این آماده بود، به طور تصادفی، بدون طراحی، به عنوان یک مثانه شنا عمل کند
[ترجمه گوگل]این آماده بود، به طور تصادفی، بدون طراحی، به عنوان یک مثانه شنا عمل کند
پیشنهاد کاربران
کیسه هوایی ماهی
کلمات دیگر: