(از روی چیزی) گام برداشتن، شلنگ انداختن، فراتر رفتن، پیشی گرفتن، جلو زدن، برتری یافتن
overstride
(از روی چیزی) گام برداشتن، شلنگ انداختن، فراتر رفتن، پیشی گرفتن، جلو زدن، برتری یافتن
انگلیسی به فارسی
(از روی چیزی) گام برداشتن، شلنگ انداختن
فراتر رفتن
پیشی گرفتن، جلو زدن، برتری یافتن
رجوع شود به: bestride
overstride
انگلیسی به انگلیسی
• pass; surpass in ability; stand in a straddled position; sit in a straddled position on a horse
کلمات دیگر: