کلمه جو
صفحه اصلی

crop up


معنی : سردرآوردن از
معانی دیگر : 1- (عامیانه - به ویژه چیزهای ناخوشایند) ناگهان ظاهر شدن یا به وجود آمدن، 2- (در مورد لایه های سنگی در زیرزمین) به سطح آمدن، در رویه پدیدار شدن

انگلیسی به فارسی

بالا بردن، سردرآوردن از


انگلیسی به انگلیسی

• emerge, appear

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to appear or occur unexpectedly.
مشابه: arise, come up, spring

- A visitor cropped up at our house.
[ترجمه ترگمان] یه مهمون اومده خونه ما
[ترجمه گوگل] یک بازدیدکننده در خانه ما به نمایش گذاشت

مترادف و متضاد

سردرآوردن از (فعل)
understand, start up, crop up, orientate, sort out

جملات نمونه

1. Misprints often crop up in the papers.
[ترجمه ترگمان]misprints معمولا در روزنامه ها کار می کنند
[ترجمه گوگل]اشتباهات اغلب در مقالات رخ می دهد

2. Apples crop up everywhere from the dinner table to our most ancient myths and legends.
[ترجمه ترگمان]سیب را همه جا از میز شام به most و افسانه های باستانی ما می رساند
[ترجمه گوگل]سیب ها در همه جا از میز شام تا اسطوره ها و افسانه های قدیمی ما می آیند

3. Then problems began to crop up.
[ترجمه ترگمان]سپس مشکلات شروع به کراپ کردن کردند
[ترجمه گوگل]سپس مشکلات شروع شد

4. Jim Baxter's name would crop up more often than Ronnie Biggs.
[ترجمه ترگمان]نام جیم باکستر اینترنشنال بیشتر از رانی بیگز است
[ترجمه گوگل]نام جیم بکستر بیشتر از رونی بیگز به حساب می آید

5. Examples of brilliance crop up in one in ten autistic children.
[ترجمه ترگمان]مثال هایی از درخشش در یک در ده کودک اوتیسمی به چشم می خورد
[ترجمه گوگل]نمونه هایی از درخشش در یکی از ده کودک مبتلا به اوتیسم رخ می دهد

6. The same species seem to crop up repeatedly.
[ترجمه ترگمان]همان گونه به نظر می رسد که به طور مکرر محصول را کراپ می کند
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد این گونه گونه ها بارها و بارها به وجود آمده اند

7. However, business lunches may crop up from time to time - and also evening invitations which involve dining at restaurants.
[ترجمه ترگمان]با این حال، نهار تجاری ممکن است از زمان به زمان و همچنین دعوت شب که شامل صرف شام در رستوران ها می شوند، محصول را به خود اختصاص دهند
[ترجمه گوگل]با این حال، ناهار کسب و کار ممکن است از زمان به زمان - و همچنین دعوت نامه های شبانه که شامل غذا خوردن در رستوران ها

8. The same problem will crop up again after the first conference, though less acutely since the cleaning times are reduced.
[ترجمه ترگمان]همین مساله بعد از اولین کنفرانس، با وجود اینکه زمان تمیز کردن کاهش یافته است، به شدت کاهش خواهد یافت
[ترجمه گوگل]همین مشکل بعد از اولین کنفرانس دوباره مطرح خواهد شد، هرچند که زمان اتلاف وقت کم است

9. Some unexpected expense always seems to crop up when you least want it to and throws your careful calculations out of the window.
[ترجمه ترگمان]بعضی از هزینه های پیش بینی نشده همیشه وقتی به نظر می رسد که شما می خواهید آن را کراپ کنید و محاسبات دقیق خود را از پنجره به بیرون پرت کنید
[ترجمه گوگل]برخی از هزینه های غیر منتظره همیشه به نظر می رسد زمانی که شما حداقل آن را می خواهید و محاسبات دقیق خود را خارج از پنجره است

10. Flavor-of-the-month or program-du-jour comments crop up like weeds.
[ترجمه ترگمان]طعم و مزه - یک ماه یا برنامه - هر روز مثل علف هرز پیش می رود
[ترجمه گوگل]عطر و طعم ماه یا برنامه du-jour نظرات مانند علف های هرز را می سازد

11. A number of players crop up with alarming regularity.
[ترجمه ترگمان]تعدادی از بازیکنان با نظم و ترتیب هشدار دهنده سر و کار دارند
[ترجمه گوگل]تعدادی از بازیکنان با نظم هشدار دهنده مواجه می شوند

12. Where problems do crop up in the records they are often of the type that are familiar to all families with teenagers.
[ترجمه ترگمان]در شرایطی که مشکلات در سوابق رخ می دهند، اغلب از نوع افرادی هستند که با تمام خانواده ها و نوجوانان آشنا هستند
[ترجمه گوگل]در مواردی که مشکلات در پرونده ها رخ می دهد اغلب از نوعی است که برای همه خانواده ها با نوجوانان آشنا است

13. After that-barring any snags that may crop up in the meantime-it will be donated to the museum.
[ترجمه ترگمان]پس از آن - هر گونه مانع که ممکن است در این بین ایجاد شود - به موزه اهدا خواهد شد
[ترجمه گوگل]پس از آن، ممنوعیت هر گونه ضایعاتی که ممکن است در همین حال ایجاد شود، به موزه اهدا خواهد شد

14. Tensions crop up too between the short term and long term.
[ترجمه ترگمان]تنش ها بین کوتاه مدت و دراز مدت نیز بالا می رود
[ترجمه گوگل]تنش ها بین کوتاهمدت و بلند مدت نیز زیاد می شود

پیشنهاد کاربران

Happen or appear, especially when it is not expected.

اتفاق افتادن
پیش آمدن
سربرآوردن
پدیدار شدن
از راه رسیدن
نمایان شدن
پیشامد کردن

به مشکل برخوردن، چیزی پیش آمدن
Something has cropped up at home, i can't see you today, sorry.


مشکل ناگهانی یا پیش بینی نشده

ظاهر شدن ( بویژه بصورت ناگهانی ) ، پدیدار شدن
Pop up
Appear unexpectedly


کلمات دیگر: