کلمه جو
صفحه اصلی

strabismus


معنی : لوچی، دوبینی، احولی، چپ چشم بودن
معانی دیگر : (چشم پزشکی) لوچی، چپ چشمی، کاژی، انحراف چشم، طب لوچی

انگلیسی به فارسی

(پزشکی) لوچی، احولی، دوبینی، چپ چشم بودن


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
مشتقات: strabismal (adj.), strabismic (adj.), strabismally (adv.)
• : تعریف: an abnormality in which the eye or eyes turn inward, preventing proper focusing; cross-eye; squint.

• abnormality in which the eyes are unable to focus together on the same object due to a muscular imbalance, crossed eyes, squint (ophthalmology)

مترادف و متضاد

لوچی (اسم)
goggle eye, squint, strabismus

دوبینی (اسم)
squint, strabismus

احولی (اسم)
squint, strabismus

چپ چشم بودن (اسم)
strabismus

جملات نمونه

1. Objective:To study the treatment of V pattern strabismus with the overaction of inferior oblique muscles.
[ترجمه ترگمان]هدف: برای مطالعه درمان الگوی V با the از ماهیچه های oblique تحتانی
[ترجمه گوگل]هدف: مطالعهی درمان ستون فقرات V با غربالگری عضلات مچ پا پایین

2. The efficacy of treatment of amblyopic and strabismus are closely related to the age.
[ترجمه ترگمان]اثربخشی درمان of و strabismus رابطه نزدیکی با سن دارد
[ترجمه گوگل]اثربخشی درمان آمبلیوپیک و استرابیسم با سن بسیار نزدیک است

3. Objective To study the effect of screening infant strabismus and ametropia at eye clinic using the MTI photoscreener.
[ترجمه ترگمان]هدف مطالعه تاثیر غربالگری infant و ametropia در کلینیک چشم با استفاده از the photoscreener
[ترجمه گوگل]هدف: بررسی اثر غربالگری استرابیسم نوزاد و آماتروپیا در کلینیک چشم با استفاده از عکس سازنده MTI

4. Results All of strabismus patients got clinical cure and improvement.
[ترجمه ترگمان]نتایج همه بیماران strabismus درمان بالینی و بهبود را دارند
[ترجمه گوگل]نتایج: همه بیماران استرابیسم درمان بالینی و بهبود یافته بودند

5. This instrument provides the marks for focus and strabismus using motor controlled by computer.
[ترجمه ترگمان]این ابزار نشانه تمرکز و استفاده از موتور با استفاده از موتور کنترل شده توسط کامپیوتر است
[ترجمه گوگل]این ابزار علامت هایی برای تمرکز و strabismus با استفاده از موتور کنترل شده توسط کامپیوتر را فراهم می کند

6. To Remedy ametropia and strabismus of children.
[ترجمه ترگمان]برای Remedy ametropia و strabismus کودکان
[ترجمه گوگل]برای درمان آتروپریا و استرابیسم کودکان

7. What disease is child intermittence strabismus?
[ترجمه ترگمان]کدام بیماری کودک intermittence strabismus است؟
[ترجمه گوگل]بیماری بیماری تنباکو در کودکان چیست؟

8. Severe strabismus leads to double vision and can be treated today by surgery.
[ترجمه ترگمان]گرفتگی شدید منجر به بینایی دوگانه می شود و امروزه می تواند با عمل جراحی درمان شود
[ترجمه گوگل]استرابیسم شدید منجر به دو چشم می شود و می تواند امروز با عمل جراحی درمان شود

9. Objective To study the effects of strabismus on the development of the neurons in lateral geniculate nuclei (LGN) and visual cortex in cats.
[ترجمه ترگمان]هدف مطالعه اثرات of بر رشد نورون ها در هسته geniculate جانبی (LGN)و قشر بینایی در گربه ها
[ترجمه گوگل]هدف بررسی اثرات استرابیسم بر رشد نورون ها در هسته های قاعده جانبی جانبی (LGN) و قشر دید در گربه ها

10. Results 11 cases A pattern strabismus got satisfying effect. A pattern disappeared, the superior oblique overaction disappeared as well.
[ترجمه ترگمان]نتایج ۱۱ مورد یک الگوی strabismus تاثیر رضایت بخشی دارد یک الگو ناپدید شد، overaction superior هم ناپدید شد
[ترجمه گوگل]نتایج 11 مورد الگوی استرابیسم اثر رضایت بخش داشت یک الگوی ناپدید شد، غلط املایی عالی نیز ناپدید شد

11. Observation of ocular muscle in concomitant strabismus of cases and unconcomitantstrabismus of 10 cases was made by scanning electron microscopy.
[ترجمه ترگمان]مشاهده ماهیچه چشمی در تعداد زیادی از نمونه ها و unconcomitantstrabismus ۱۰ مورد توسط میکروسکوپ الکترونی روبشی انجام شد
[ترجمه گوگل]تماشای عضلات چشم در همبستگی استرابیسم در موارد و بی اختیاری در 10 مورد توسط میکروسکوپ الکترونی اسکن انجام شد

12. Methods 11 cases of abducens paralytic strabismus caused by orbit injury were treated by partial superior and inferior rectus muscle transposition and antagonist weakening.
[ترجمه ترگمان]روش ها ۱۱ مورد از abducens paralytic ناشی از آسیب در مدار با برتری نسبی و inferior عضلات ضعیف تر و تضعیف شکست مواجه شدند
[ترجمه گوگل]روشها: 11 مورد از اسهال تنگی نفس ناشی از آسیب های مدار را تحت تاثیر قرار دادند و با تجمع عضلانی رکتوس و اندام تحتانی تضعیف شدند

13. Objective To discuss the horizontal concomitant strabismus angle and the operative quantity.
[ترجمه ترگمان]هدف برای بحث در مورد زاویه افقی و مقدار فعال
[ترجمه گوگل]هدف برای بحث در مورد زاویه افقی همجنسگرایی و مقدار عملیاتی

14. Recumbent animals exhibit opisthotonus, head tilt, strabismus and nystagmus.
[ترجمه ترگمان]حیوانات Recumbent، opisthotonus، کج کردن سر، strabismus و nystagmus را نشان می دهند
[ترجمه گوگل]حیوانات بوقلمون نمایشگاه opisthotonus، شیب سر، استرابیسم و ​​نیشنگموس

15. But in postoperative testing, both children were visually alert with full eye movements, although each showed intermittent strabismus.
[ترجمه ترگمان]اما در آزمایش postoperative، هر دو کودک با حرکات چشمی کامل هوشیار بودند، هر چند که هر دوی آن ها strabismus متناوب را نشان می دادند
[ترجمه گوگل]اما در آزمایشات پس از عمل، هر دو کودکان با حرکات چشم کاملا چشمگیر بودند، هرچند هر کدام نشانگر تنبلی متناوب بود

پیشنهاد کاربران

انحراف چشم

Lazy eye
تنبلی چشم

لوچی. دوبینی

strabismus ( پزشکی )
واژه مصوب: لوچی
تعریف: هرگونه انحراف از همسویی کامل چشم ها


کلمات دیگر: