کلمه جو
صفحه اصلی

staid


معنی : ارام، ثابت، متین، موقر
معانی دیگر : (قدیمی) زمان گذشته و اسم مفعول: stay، (نادر) ثابت، تغییر گریز، دگرگونی هراس، متنفر از تغییر، زمان گذشته فعل stay، adj : متین، سنگین

انگلیسی به فارسی

متین، موقر، آرام، ثابت، سنگین


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
مشتقات: staidly (adv.), staidness (n.)
• : تعریف: formal, solemn, and reserved in character.
مترادف: reserved, stiff, stuffy
متضاد: daring, frivolous, informal, playful, silly, zany
مشابه: dignified, earnest, grave, saturnine, sedate, serious, sober, solemn, stately, stolid

- She was a cheerful, breezy sort of person and her staid in-laws made her somewhat uncomfortable.
[ترجمه ترگمان] او یک آدم شاد و شاد بود و در میان قوانین، او را کمی ناراحت می کرد
[ترجمه گوگل] او شخصیت شاد و پرطرفدار بود و قوانین سختگیرانه او باعث ناراحتی او شد

• serious, sober, mild, sedate, settled
a staid person is serious, dull, and rather old-fashioned.

مترادف و متضاد

ارام (صفت)
calm, quiet, silent, imperturbable, moderate, gentle, still, stilly, appeasable, peaceful, placid, tranquil, whist, bland, placable, composed, self-composed, daft, sedate, serene, staid, taciturn, irenic, pacific, peaceable, self-possessed, unruffled, waveless

ثابت (صفت)
stable, permanent, firm, constant, lasting, true, loyal, fixed, pat, fiducial, immovable, hard and fast, changeless, invariable, inalterable, steady, resolute, indelible, staid, equable, immobile, incommutable, invariant, irremovable, thetic, thetical

متین (صفت)
firm, sober, placid, steady, steadfast, demure, sedate, serene, staid, self-possessed

موقر (صفت)
solemn, dignified, sober, grave, sedate, staid, personable, sobersided

restrained, set


Synonyms: calm, cold sober, collected, composed, cool, decorous, demure, dignified, earnest, formal, grave, no-nonsense, quiet, sedate, self-restrained, serious, settled, sober, solemn, somber, starchy, steady, stuffy, weighty


Antonyms: adventurous, frivolous, fun, sporting, willing


جملات نمونه

1. He had grown staid and dull.
[ترجمه ترگمان]خشک و ملال آور شده بود
[ترجمه گوگل]او رشد کرده است و خسته کننده است

2. The locals were a very staid lot.
[ترجمه ترگمان]محلی ها بسیار متین بودند
[ترجمه گوگل]مردم محلی خیلی زیاد بودند

3. In an attempt to change its staid image, the newspaper has created a new section aimed at younger readers.
[ترجمه ترگمان]این روزنامه در تلاش برای تغییر چهره جدی خود، بخش جدیدی با هدف جذب خوانندگان جوان ایجاد کرده است
[ترجمه گوگل]در تلاش برای تغییر تصویر پایدار، روزنامه یک بخش جدید برای خوانندگان جوان ایجاد کرده است

4. Dear old staid, conservative, non-violent Britain.
[ترجمه ترگمان]staid محترم، محافظه کار و غیر خشن
[ترجمه گوگل]عزیزم قدیمی بریتانیا استاد، محافظه کار و غیر خشونت آمیز

5. Granted, the staid populations of the Monterey Peninsula might not be so willing to host that kind of event.
[ترجمه ترگمان]درست است، جمعیت ساکن شبه جزیره Monterey ممکن است به حدی مایل به میزبانی این نوع رویداد نباشند
[ترجمه گوگل]با توجه به اینکه جمعیت جمعیت ساحل شبه جزیره مونتری از این نوع رویدادها خوشش نمی آید

6. It was a curious mixture of staid respectability with overtones of holiday fun.
[ترجمه ترگمان]این مخلوطی از احترام و احترام بود که با گذراندن تعطیلات کریسمس به او خوش گذشته بود
[ترجمه گوگل]این مخلوق کنجکاو از احترام متقابل با اتمام تعطیلات سرگرم کننده بود

7. Because I was older and a bit more staid I was going to have a hard time.
[ترجمه ترگمان]چون من بزرگ تر بودم و کمی بیشتر صبر می کردم
[ترجمه گوگل]از آنجا که من مسن تر بودم و کمی ماندگار بودم، زمان زیادی را صرف کردم

8. Edwards was essentially a staid stay-at-home during the revivals.
[ترجمه ترگمان]ادواردز در اصل یک اقامت در خانه در طول the بود
[ترجمه گوگل]ادواردز اساسا در طول احیا زنده ماندن در خانه بود

9. The sentence I had just written in a staid serif typeface suddenly was pushed leeward.
[ترجمه ترگمان]جمله ای که من در آن نوشته بودم ناگهان پشت به باد قرار گرفت
[ترجمه گوگل]جمله ای که من فقط در یک تایپ صریح تایپ شده نوشتم ناگهان تحت فشار قرار دادند

10. The group managed to seem staid in comparison to Rollins' music.
[ترجمه ترگمان]گروه توانست در مقایسه با موسیقی Rollins بماند
[ترجمه گوگل]این گروه در مقایسه با موسیقی رولینز موفق به نظر می رسد

11. At times the Crown Prince swapped the staid dance music for rather, more lively rock and roll.
[ترجمه ترگمان]گاهی کنت کراون موسیقی staid را با صدای بلند و more عوض می کرد
[ترجمه گوگل]در بعضی موارد، شاهزاده تونس موسیقی رقص با استعداد را به جای آن، راک و رول پر جنب و جوش تغییر داد

12. Square-cut and staid to behold, it packs a potent punch quite at odds with its looks.
[ترجمه ترگمان]میدان میدان ده و می ماند تا ببیند، با نگاه کردن به آن ضربه محکمی به او می زند
[ترجمه گوگل]مربع برش داده شده و به نظر می رسد، آن را پانچ قدرتمند کاملا در برابر ظاهر خود را بسته است

13. The staid and once-serious network news has begun to look like glitzy local news operations.
[ترجمه ترگمان]این خبر که یک شبکه جدی و یک ساله است شروع به به نظر گرفتن چندین عملیات خبر محلی است
[ترجمه گوگل]اخبار شبکه های مستقل و یک بار جدی به نظر می رسد مانند فعالیت های خبری محلی جالب است

14. Dear old staid, conservative, non-violent Britain. Soccer fans were its contribution to the global tradition of random violence.
[ترجمه ترگمان]staid محترم، محافظه کار و غیر خشن طرفداران فوتبال در سنت جهانی خشونت تصادفی نقش خود را ایفا کردند
[ترجمه گوگل]عزیزم قدیمی بریتانیا استاد، محافظه کار و غیر خشونت آمیز طرفداران فوتبال سهم خود را در سنت جهانی خشونت تصادفی به خود اختصاص دادند

پیشنهاد کاربران

قدیمی

محافظه کار

رسمی


کلمات دیگر: