صفحه اصلی
running around
بستن
پیشنهاد کاربران
پیشنهاد کاربران
to be very busy doing a lot of different things
گرفتار بودن
بازیگوشی کردن بچه ها.
Running the kids around the school
بچه رو به مدرسه بردن
کلمات دیگر: