1. He refused to be fitted into any ideological straitjacket.
[ترجمه ترگمان]او حاضر نشد به هر گونه وسیله نقلیه ایدئولوژیک مجهز شود
[ترجمه گوگل]او حاضر به تسلیحات ایدئولوژیک نشد
2. John, he put in a straitjacket.
[ترجمه ترگمان] جان \"، اون لباس\" straitjacket \"رو پوشید\"
[ترجمه گوگل]جان، او در یک جلیقه قرار داده است
3. To them, the pound is already in a straitjacket.
[ترجمه ترگمان]به نظر آن ها، پوند در حال پوشیدن لباس مخصوص straitjacket است
[ترجمه گوگل]برای آنها، پوند در حال حاضر در یک جلیقه است
4. I spent that night in a straitjacket of fear.
[ترجمه ترگمان]من آن شب را در a از ترس و وحشت گذراندم
[ترجمه گوگل]من آن شب را در یک تیر انداز ترس سپری کردم
5. People realize that we lived in a straitjacket for along time.
[ترجمه ترگمان]مردم می دانند که ما به مدت طولانی در یک ژاکت ویژه زندگی می کنیم
[ترجمه گوگل]مردم متوجه میشوند که ما در طول زمان در یک جلیقه زندگی می کردیم
6. They defected because russian dance was in a straitjacket.
[ترجمه ترگمان]اونا پناهنده شده بودند چون رقص روسی در لباس مخصوص straitjacket بود
[ترجمه گوگل]آنها شکست خوردند چون رقص روسی در یک جلیقه بود
7. Beijing may have been put a straitjacket for the Games.
[ترجمه ترگمان]پکن ممکن است یک ژاکت ویژه را برای این بازی ها نصب کرده باشد
[ترجمه گوگل]پکن ممکن است یک قاتل برای بازی ها قرار داده است
8. The government is operating in an economic straitjacket.
[ترجمه ترگمان]دولت در یک ژاکت ویژه اقتصادی عمل می کند
[ترجمه گوگل]دولت در یک جلیقه اقتصادی کار می کند
9. the straitjacket of taxation.
[ترجمه ترگمان]لباس رسمی straitjacket
[ترجمه گوگل]قاچاق مالیات
10. Brody was locked in a padded cell and forced to wear a straitjacket.
[ترجمه ترگمان]برودی \"توی یه سلول\" padded \"حبس شده بود و\" مجبور شد که لباس \"straitjacket\" رو بپوشه
[ترجمه گوگل]برودی در یک سلول خالی قفل شد و مجبور به پوشیدن جلیقه شد
11. The national curriculum must be a guide, not a straitjacket.
[ترجمه ترگمان]برنامه درسی ملی باید یک راهنما باشد، نه یک وسیله نقلیه ویژه
[ترجمه گوگل]برنامه درسی ملی باید یک راهنما باشد، نه یک جلیقه
12. The smiling realists are relieved that good old-fashioned national interest may burst out of the straitjacket of Brussels directives.
[ترجمه ترگمان]واقع واقع واقع گرایان لبخند زنان از این موضوع که منافع ملی و مد روز ملی ممکن است از \"بند کردن\" دستورالعمل های بروکسل خارج شود، احساس آسودگی می کنند
[ترجمه گوگل]واقع گرایان لبخند رها شده اند که منافع ملی قدیم می تواند از رعایت دستورالعمل های بروکسل جلوگیری کند
13. Designed for a government of clerks, civil service became a straitjacket in an era of knowledge workers.
[ترجمه ترگمان]خدمات شهری برای دولت کارمندان طراحی شده بود و در دوره ای از کارگران دانش به یک وسیله ویژه تبدیل شده بود
[ترجمه گوگل]خدمات دولتی برای یک دولت کارکنان طراحی شده است و در عصر کارگران دانش بنیان قرار دارد
14. Cameron knew how good his son really was, and encouraged him to break free of the pop straitjacket.
[ترجمه ترگمان]کامرون می دانست که پسرش چقدر خوب است، و او را تشویق کرد تا از دستگاه straitjacket پاپ آزاد شود
[ترجمه گوگل]کامرون می دانست که پسرش واقعا چقدر خوب است و او را تشویق کرد که از جادوگر پاپ آزاد شود