کلمه جو
صفحه اصلی

straitjacket


معنی : ژاکت ویژه خفت کردن دیوانگان
معانی دیگر : روپوش باز دارنده (که برتن دیوانه های خطرناک و غیره می کنند و جلو حرکت دست و بازوی آنان را می گیرد)، کت بند، ژاکت مهار کننده، هرچیز بازدارنده، بازدار، مانع، straightjacket ژاکت ویژه خفت کردن دیوانگان

انگلیسی به فارسی

( straightjacket ) ژاکت ویژه خفت کردن دیوانگان


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: a restraining device shaped like a jacket, in which the sleeves are bound behind the wearer's back, preventing use of the arms and hands.

(2) تعریف: any severe restraint.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: straightjackets, straitjackets, straightjacketing, straitjacketing, straightjacketed, straitjacketed
• : تعریف: to restrain with or as if with a straitjacket.

• confining jacket with long sleeves used to restrain potentially violent patients or prisoners (also straightjacket)
a strait jacket is a special jacket used to tie the arms of a violent person tightly around his or her body.
if you say that an idea or situation is a strait jacket, you mean that it is very limited and restricting.

مترادف و متضاد

ژاکت ویژه خفت کردن دیوانگان (اسم)
straightjacket, straitjacket

جملات نمونه

1. He refused to be fitted into any ideological straitjacket.
[ترجمه ترگمان]او حاضر نشد به هر گونه وسیله نقلیه ایدئولوژیک مجهز شود
[ترجمه گوگل]او حاضر به تسلیحات ایدئولوژیک نشد

2. John, he put in a straitjacket.
[ترجمه ترگمان] جان \"، اون لباس\" straitjacket \"رو پوشید\"
[ترجمه گوگل]جان، او در یک جلیقه قرار داده است

3. To them, the pound is already in a straitjacket.
[ترجمه ترگمان]به نظر آن ها، پوند در حال پوشیدن لباس مخصوص straitjacket است
[ترجمه گوگل]برای آنها، پوند در حال حاضر در یک جلیقه است

4. I spent that night in a straitjacket of fear.
[ترجمه ترگمان]من آن شب را در a از ترس و وحشت گذراندم
[ترجمه گوگل]من آن شب را در یک تیر انداز ترس سپری کردم

5. People realize that we lived in a straitjacket for along time.
[ترجمه ترگمان]مردم می دانند که ما به مدت طولانی در یک ژاکت ویژه زندگی می کنیم
[ترجمه گوگل]مردم متوجه میشوند که ما در طول زمان در یک جلیقه زندگی می کردیم

6. They defected because russian dance was in a straitjacket.
[ترجمه ترگمان]اونا پناهنده شده بودند چون رقص روسی در لباس مخصوص straitjacket بود
[ترجمه گوگل]آنها شکست خوردند چون رقص روسی در یک جلیقه بود

7. Beijing may have been put a straitjacket for the Games.
[ترجمه ترگمان]پکن ممکن است یک ژاکت ویژه را برای این بازی ها نصب کرده باشد
[ترجمه گوگل]پکن ممکن است یک قاتل برای بازی ها قرار داده است

8. The government is operating in an economic straitjacket.
[ترجمه ترگمان]دولت در یک ژاکت ویژه اقتصادی عمل می کند
[ترجمه گوگل]دولت در یک جلیقه اقتصادی کار می کند

9. the straitjacket of taxation.
[ترجمه ترگمان]لباس رسمی straitjacket
[ترجمه گوگل]قاچاق مالیات

10. Brody was locked in a padded cell and forced to wear a straitjacket.
[ترجمه ترگمان]برودی \"توی یه سلول\" padded \"حبس شده بود و\" مجبور شد که لباس \"straitjacket\" رو بپوشه
[ترجمه گوگل]برودی در یک سلول خالی قفل شد و مجبور به پوشیدن جلیقه شد

11. The national curriculum must be a guide, not a straitjacket.
[ترجمه ترگمان]برنامه درسی ملی باید یک راهنما باشد، نه یک وسیله نقلیه ویژه
[ترجمه گوگل]برنامه درسی ملی باید یک راهنما باشد، نه یک جلیقه

12. The smiling realists are relieved that good old-fashioned national interest may burst out of the straitjacket of Brussels directives.
[ترجمه ترگمان]واقع واقع واقع گرایان لبخند زنان از این موضوع که منافع ملی و مد روز ملی ممکن است از \"بند کردن\" دستورالعمل های بروکسل خارج شود، احساس آسودگی می کنند
[ترجمه گوگل]واقع گرایان لبخند رها شده اند که منافع ملی قدیم می تواند از رعایت دستورالعمل های بروکسل جلوگیری کند

13. Designed for a government of clerks, civil service became a straitjacket in an era of knowledge workers.
[ترجمه ترگمان]خدمات شهری برای دولت کارمندان طراحی شده بود و در دوره ای از کارگران دانش به یک وسیله ویژه تبدیل شده بود
[ترجمه گوگل]خدمات دولتی برای یک دولت کارکنان طراحی شده است و در عصر کارگران دانش بنیان قرار دارد

14. Cameron knew how good his son really was, and encouraged him to break free of the pop straitjacket.
[ترجمه ترگمان]کامرون می دانست که پسرش چقدر خوب است، و او را تشویق کرد تا از دستگاه straitjacket پاپ آزاد شود
[ترجمه گوگل]کامرون می دانست که پسرش واقعا چقدر خوب است و او را تشویق کرد که از جادوگر پاپ آزاد شود

پیشنهاد کاربران

هر گونه مانع شدید، هر نوع بازدارنده سخت

تنگ پوش

( مجازا ) تنگنا، قید و بند

لباس های آستین بلندی که آستین هاش راه خروج نداره و به هم متصله و برای کنترل توی دارالمجانین تن بعضیا میکنن.
۲. قوانین و محدودیت های سخت گیرانه
۳. تنگنا و محدودیت

دست وپاگیر


کلمات دیگر: