کلمه جو
صفحه اصلی

stubble


معنی : پوشال، کزل، کلش، ته ریش، کاهبن، ریش زبر، موی نتراشیده
معانی دیگر : ساقه ی در زمین مانده (پس از درو گندم و غیره)

انگلیسی به فارسی

کاهبن، کلش، ریش زبر، موی نتراشیده، ته ریش


ستون، کلش، ته ریش، پوشال، کزل، کاهبن، ریش زبر، موی نتراشیده


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
مشتقات: stubbled (adj.), stubbly (adj.)
(1) تعریف: the stubs of crop stalks, as of corn, that remain in the ground after the crop has been cut.

- After the harvest, the farmer lets his cattle graze on the corn stubble.
[ترجمه ترگمان] بعد از برداشت محصول، دهقان به گله های خود اجازه داد که در مزرعه ذرت graze
[ترجمه گوگل] پس از برداشت، کشاورز اجازه می دهد که گاوهای خود را بر روی ذرت کاشته شود

(2) تعریف: a short, rough growth, esp. of a beard.

- He hadn't shaved in two days and his face was covered in stubble.
[ترجمه نگار] او دو روز ریش هاى خود را نزده بود و ته ریش در آورده بود
[ترجمه ترگمان] دو روز بود که صورتش را اصلاح نکرده بود و صورتش از stubble پوشیده شده بود
[ترجمه گوگل] او در دو روز تراشیده نشده بود و صورتش پوشیده شده بود

• short stalks of hay or corn left sticking up from the ground after the harvest; short rough growth of beard
stubble is the short stalks which remain after corn or wheat has been harvested.
stubble is also the very short hairs on a man's face when he has not shaved recently.

مترادف و متضاد

پوشال (اسم)
chaff, straw, dunnage, staffing, sawdust, stubble, halm, haulm

کزل (اسم)
stubble, culm

کلش (اسم)
stubble

ته ریش (اسم)
tuft, stubble

کاهبن (اسم)
stubble

ریش زبر (اسم)
stubble

موی نتراشیده (اسم)
stubble

جملات نمونه

1. a three-day (beard) stubble
یک ته ریش سه روزه

2. The stubble was burning in the fields.
[ترجمه ترگمان]The در مزارع می سوخت
[ترجمه گوگل]حشره در این زمینه سوخته بود

3. He rubbed the gray stubble on his chin.
[ترجمه ترگمان]ریشش را مالید
[ترجمه گوگل]او چاقوی خاکستری را روی چانه اش مالید

4. His chin bore a thick growth of stubble.
[ترجمه ترگمان]چانه اش ورم کرده بود
[ترجمه گوگل]چانه اش رشد ضخیم از خراش را به وجود آورد

5. His face was covered with the stubble of several nights.
[ترجمه ترگمان]صورتش از چند شب پوشیده شده بود
[ترجمه گوگل]چهره اش با چندین شب خورشید پوشیده شده بود

6. He had two days' growth of stubble on his jaw.
[ترجمه ترگمان]دو روز رشد کرده بود
[ترجمه گوگل]او رشد فوری دو روزه را بر روی فک خود داشت

7. The stubble was gone, and he was even wearing a tie - well, nearly.
[ترجمه ترگمان]The از بین رفته بود و او حتی یک کراوات خوب هم به تن کرده بود
[ترجمه گوگل]اصطکاک رفته بود، و حتی پوشیدن یک کراوات - خوب، تقریبا

8. Pests overwintering in stubble or soil are foiled by clearing stubble after harvest or letting the land lie fallow.
[ترجمه ترگمان]آفات در مزارع پوشیده از کاه یا خاک، پس از برداشت محصول و یا اجازه دادن به زمین در آیش، عقیم می شوند
[ترجمه گوگل]پوسته پوسته شدن در خاک یا خاک از طریق پاک کردن خشک بعد از برداشت یا اجازه دادن به زهکش زمین کاشته می شود

9. Kirilenko had light blue eyes, silvery stubble, the beginning of a sag to his lower jaw.
[ترجمه ترگمان]چشمان آبی روشن، stubble نقره فام، شروع یک فرو نشستن بر فک اسفل او
[ترجمه گوگل]کیریلنکو چشمهای آبی روشن داشت، ستارهای قهوه ای، شروع قاعدگی به فک پایینش

10. Spraying crops and burning stubble also provoke outcries from nearby residents.
[ترجمه ترگمان]محصولات کشاورزی و ته ریش او همچنین outcries را از ساکنان اطراف تحریک می کنند
[ترجمه گوگل]سمپاشی محصولات و سوزاندن خردل نیز باعث تکان دادن ساکنان نزدیک می شود

11. The soldier is closer, his boots crush the stubble, his whip splits the air.
[ترجمه ترگمان]سرباز نزدیک تر است، کفش هایش را به هم می زند، و شلاقش را در هوا صاف می کند
[ترجمه گوگل]سرباز نزدیک تر است، چکمه هایش را خرد می کند، شلاق خود را هوا می شکند

12. The stubble is not a superstitious concession to the streak.
[ترجمه ترگمان]موی سر تا پا یک امتیاز خرافاتی نیست
[ترجمه گوگل]اصطکاک یک امتیاز خلوص ناپذیر برای خط است

13. Meanwhile Marcus's face, emerging from beneath the soiled stubble, was looking remarkably clean and young.
[ترجمه ترگمان]در همین حال چهره مارکوس که از زیر موهای خیس و کثیف بیرون آمد، فوق العاده تمیز و جوان به نظر می رسید
[ترجمه گوگل]در عین حال، صورت مارکوس، که از زیر خاکستر آلوده ظاهر شد، به نظر می رسید بسیار تمیز و جوان بود

14. The white stubble on his fleshless jaw was a reproach to my twenty-four years and suddenly I felt an inadequate city-bred softie.
[ترجمه ترگمان]موهای سفیدش از بیست و چهار سال من را سرزنش می کرد و ناگهان احساس کردم که یک سوسول inadequate بزرگ هستم
[ترجمه گوگل]ستون سفید بر روی فکوس بیچاره من بیست و چهار ساله بود و من ناگهان احساس ناخوشایندی داشتم

15. He had a few days growth of stubble but something about him was fundamentally clean cut.
[ترجمه ترگمان]او چند روز پیش ته ریش داشت ولی چیزی راجع به او کاملا تمیز بود
[ترجمه گوگل]او رشد چند روزه از خراش داشت، اما چیزی در مورد او اساسا تمیز بود

a three-day (beard) stubble

ته‌ریشی سه‌روزه


پیشنهاد کاربران

ته ریش - ریش زبر

Stubble= 5 o'clock shadow

I have got stubbles
ته ریش دارم

ته ریش

ته ریش، ته ریشه ( گیاهان )

stubble ( کشاورزی - زراعت و اصلاح نباتات )
واژه مصوب: کُلَش
تعریف: بخش باقی ماندۀ ساقۀ گیاهان علفی که پس از برداشت سر پا می ماند


کلمات دیگر: