خویشتندار، بردبار، بی توجه به لذات و آلام دنیوی، بی توجه به مال و منال
stoical
خویشتندار، بردبار، بی توجه به لذات و آلام دنیوی، بی توجه به مال و منال
انگلیسی به فارسی
خویشتندار، بردبار، بی توجه به لذات و آلام دنیوی، بی توجه به مال و منال
استئوکیک
انگلیسی به انگلیسی
صفت ( adjective )
مشتقات: stoically (adv.)
مشتقات: stoically (adv.)
• : تعریف: showing little or no emotion in reaction to painful or pleasant experiences; stoic.
- He remained stoical even when he received the news that his son had also been killed.
[ترجمه مادلین] حتی زمانی که خبر آوردند پسرش هم کشته شده، او همچنان خویشتنداری کرد
[ترجمه ترگمان] حتی هنگامی که خبر کشته شدن پسرش را شنید، خونسردی خود را حفظ کرد[ترجمه گوگل] او حتی زمانی که اخبار دریافت کرد که پسرش نیز کشته شده بود، باقی ماند
• unemotional, impassive, unaffected by strong emotions
مترادف و متضاد
philosophic, calm
Synonyms: aloof, apathetic, cool, cool as cucumber, detached, dispassionate, dry, enduring, impassive, imperturbable, indifferent, indomitable, long-suffering, matter-of-fact, patient, phlegmatic, resigned, rolling with punches, self-controlled, sober, stolid, unconcerned, unemotional, unflappable, unmoved
Antonyms: anxious, depressed, stressed, upset
جملات نمونه
1. She never ceased to admire the stoical courage of those in Northern Ireland.
[ترجمه ترگمان]او هرگز شهامت stoical کسانی را که در شمال ایرلند بودند تحسین نمی کرد
[ترجمه گوگل]او هرگز متوقف به شجاعت استئوکی از کسانی که در ایرلند شمالی را تحسین کرده بودند، متوقف نشد
[ترجمه گوگل]او هرگز متوقف به شجاعت استئوکی از کسانی که در ایرلند شمالی را تحسین کرده بودند، متوقف نشد
2. Her great-grandfather had clearly been a dedicated and stoical traveller.
[ترجمه ترگمان]پدر بزرگ پدربزرگش به وضوح یک مسافر سرسخت و stoical بود
[ترجمه گوگل]بزرگ پدربزرگش به وضوح مسافری اختصاصی و استئوئیک بود
[ترجمه گوگل]بزرگ پدربزرگش به وضوح مسافری اختصاصی و استئوئیک بود
3. Local people were stoical about the damage caused by the hurricane.
[ترجمه ترگمان]مردم محلی نسبت به صدمات ناشی از طوفان شکاک بودند
[ترجمه گوگل]مردم محلی درمورد آسیب های ناشی از طوفان درگیر شدند
[ترجمه گوگل]مردم محلی درمورد آسیب های ناشی از طوفان درگیر شدند
4. For a time he adopted a Stoical attitude to outface suffering, but this only brought on middle age prematurely.
[ترجمه ترگمان]برای مدتی او یک نگرش stoical نسبت به رنج روحی اتخاذ کرد، اما این مورد فقط در میانه پیش از موعد آورده شد
[ترجمه گوگل]برای یک زمان او موضع استئوکیک را به دردسر بیرون کشید، اما این تنها در اواسط سنین پیش از موعد به ارمغان آورد
[ترجمه گوگل]برای یک زمان او موضع استئوکیک را به دردسر بیرون کشید، اما این تنها در اواسط سنین پیش از موعد به ارمغان آورد
5. He is stoical and resigned, while his father is emotional.
[ترجمه ترگمان]او خونسرد است و استعفا می دهد، در حالی که پدرش احساساتی است
[ترجمه گوگل]او stoical است و استعفا داد، در حالی که پدر او عاطفی است
[ترجمه گوگل]او stoical است و استعفا داد، در حالی که پدر او عاطفی است
6. The actual doctoring I've become pretty stoical about.
[ترجمه ترگمان]طبابت واقعی در این مورد کاملا stoical
[ترجمه گوگل]دکتر واقعی من در مورد بسیار stoical تبدیل شده است
[ترجمه گوگل]دکتر واقعی من در مورد بسیار stoical تبدیل شده است
7. He hadn't answered, just existed, staying there, stoical, not crying because you didn't cry.
[ترجمه ترگمان]او پاسخ نداده بود، فقط وجود داشت، در آنجا باقی می ماند، نه گریه می کرد، نه گریه می کرد، چون گریه نمی کردی
[ترجمه گوگل]او پاسخ نداد، فقط وجود داشت، در آنجا باقی می ماند، غم انگیز بود، گریه نمی کرد، زیرا گریه نکردید
[ترجمه گوگل]او پاسخ نداد، فقط وجود داشت، در آنجا باقی می ماند، غم انگیز بود، گریه نمی کرد، زیرا گریه نکردید
8. A stoical metronome, she moves only to brush a hand across her brow from time to time.
[ترجمه ترگمان]metronome stoical، فقط با یک دست حرکت می کند و گاه گاهی یک دستش را روی پیشانی اش می کشد
[ترجمه گوگل]Metronome stoical، او تنها حرکت می کند تا از دست بر روی سینه اش دور باشد
[ترجمه گوگل]Metronome stoical، او تنها حرکت می کند تا از دست بر روی سینه اش دور باشد
9. The story is narrated by Eva, a stoical woman who is constantly surprised at what life throws at her.
[ترجمه ترگمان]داستان توسط اوا، زن stoical که پیوسته از چیزی که زندگی به او می ریزد، متعجب می شود
[ترجمه گوگل]این داستان توسط ایوا، یک زن استئوکی است که به طور مداوم در آنچه زندگی در او پرتاب می شود تعجب می کند
[ترجمه گوگل]این داستان توسط ایوا، یک زن استئوکی است که به طور مداوم در آنچه زندگی در او پرتاب می شود تعجب می کند
10. But Gandhi was stoical in his bearing, cheerful, and confident in his conversations, and had a kindly eye.
[ترجمه ترگمان]اما گاندی با این روحیه، شاد و بااعتماد به نفسی که در مکالمات او بود، stoical بود و چشم مهربانی داشت
[ترجمه گوگل]اما گاندی در تحمل خود، خوش شانس و با اعتماد به نفس در گفتگوهایش غم انگیز بود و چشمهای مهربان داشت
[ترجمه گوگل]اما گاندی در تحمل خود، خوش شانس و با اعتماد به نفس در گفتگوهایش غم انگیز بود و چشمهای مهربان داشت
11. Thus you trudge along, stoical, uncomplaining.
[ترجمه ترگمان]از این رو به راه خود ادامه می دهید
[ترجمه گوگل]بنابراین شما در کنار هم قرار دادن، stoical، uncomplaining
[ترجمه گوگل]بنابراین شما در کنار هم قرار دادن، stoical، uncomplaining
12. I have foun that you can be as stoical as any one, when you please.
[ترجمه ترگمان]من خیال کردم که شما مثل هر کسی که هستید، مثل هر کسی که هستید، خونسرد و خونسرد باشید
[ترجمه گوگل]من فون می دهم که شما می توانید هر زمان که شما می خواهید به همان اندازه استئوکی باشد
[ترجمه گوگل]من فون می دهم که شما می توانید هر زمان که شما می خواهید به همان اندازه استئوکی باشد
13. He had been stoical at their parting.
[ترجمه ترگمان]پس از وداع خود را حفظ کرده بود
[ترجمه گوگل]او در حال از بین بردن گناه بود
[ترجمه گوگل]او در حال از بین بردن گناه بود
14. By contrast, Asia is stoical.
[ترجمه ترگمان]در مقابل، آسیا stoical است
[ترجمه گوگل]در مقابل، آسیا غم انگیز است
[ترجمه گوگل]در مقابل، آسیا غم انگیز است
پیشنهاد کاربران
تحمل درد بدون شکایت
he taught a stoical acceptance of suffering
he taught a stoical acceptance of suffering
کلمات دیگر: