1. We stayed in a swanky hotel.
[ترجمه ترگمان]ما در یک هتل swanky اقامت داشتیم
[ترجمه گوگل]ما در یک هتل باشکوه اقامت داشتیم
2. I'm sick of his swanky talk.
[ترجمه Shirinbahari] از حرف های خود خواهانه اش حالم بهم می خورد.
[ترجمه ترگمان] از حرف swanky خسته شدم
[ترجمه گوگل]من از صحبت های شگفت انگیزم مریض هستم
3. The leading lorry was a large and swanky affair.
[ترجمه ترگمان]این کامیون بزرگ یک کار بزرگ و پر زرق و برق بود
[ترجمه گوگل]کامیون پیشرو یک رویا بزرگ بود
4. The same deal in the swanky Old Istanbul Ramada Hotel with all comforts and casino is £32
[ترجمه ترگمان]همین قرارداد در هتل swanky Ramada Istanbul با تمام امکانات رفاهی و کازینو ۳۲ پوند است
[ترجمه گوگل]همان قرارداد در Ramada هتل قدیمی قدیمی استانبول با تمام امکانات و کازینو 32 پوند است
5. Swanky Art Deco desk fan can also be wall mounted to save space.
[ترجمه ترگمان]پنکه میز آرت دکو آرت دکو نیز می تواند برای صرفه جویی در فضا نصب شود
[ترجمه گوگل]فن دسکتاپ هنر Deco Swanky همچنین می تواند برای محافظت از فضای دیوار نصب شده باشد
6. Beijing's Hottest Latin Party Hits the Swanky Loong Bar!
[ترجمه ترگمان]Hottest s گرم ترین حزب در پکن به swanky loong بار می زند!
[ترجمه گوگل]پرطرفدارترین حزب لاتین در پکن، بارک Swanky Loong را ببینید!
7. So could some swanky offices and shopping centres eventually sufferthe subprime fate?
[ترجمه ترگمان]بنابراین آیا برخی مراکز خرید و مراکز خرید در نهایت منجر به سرنوشت subprime می شوند؟
[ترجمه گوگل]بنابراین بعضی از دفاتر و مراکز خرید شگفت انگیز در نهایت سرنوشت خود را از دست دادند؟
8. Tabitha: Wow, what a swanky wedding! Who are the happy couple?
[ترجمه ترگمان]\"واو، چه عروسی\" swanky این زوج خوشبخت کی هستند؟
[ترجمه گوگل]Tabitha وای، چه عروسی swanky! چه زن و شوهر خوشحال هستند؟
9. Swanky It was a really swanky party.
[ترجمه ترگمان] عجب مهمونی swanky بود
[ترجمه گوگل]Swanky این یک مهمانی واقعا شیک بود
10. Jill and her swanky friends.
[ترجمه ترگمان] جیل \"و دوستان swanky\"
[ترجمه گوگل]جیل و دوستانش باهوش
11. My mother colluded in the myth of him as the swanky businessman.
[ترجمه ترگمان]مادرم در افسانه او به عنوان تاجر swanky، تبانی می کند
[ترجمه گوگل]مادر من در اسطوره ی او به عنوان یک تاجر عجیب و غریب مخالفت کرد
12. Luckily, singer Suggs, scowling at his beer in a swanky West End joint, reckons I didn't miss anything.
[ترجمه ترگمان]خوشبختانه، Suggs، که به آبجو خود در یک شرکت swanky غربی اخم کرده بود، فکر می کرد که من هیچ چیزی را از دست نداده ام
[ترجمه گوگل]خوشبختانه، خواننده Suggs، در حال جوشیدن در آبجو خود را در جناح راست غرب End، معتقد است که من چیزی را از دست ندهید
13. He is often seen around Hollywood, driving his jeep or eating meals poolside at swanky hotels.
[ترجمه ترگمان]او اغلب در اطراف هالیوود، رانندگی جیپ یا خوردن وعده های غذایی در هتل های swanky دیده می شود
[ترجمه گوگل]او اغلب در اطراف هالیوود دیده می شود، جیپ خود را رانندگی می کند و یا غذا های کنار استخر در هتل های سوپراستار
14. Escargot in puff pastry, Maine lobster soup and a 10-ounce prime filet mignon are among the swanky choices.
[ترجمه ترگمان]در یک شیرینی چینی، سوپ خرچنگ مین و یک prime filet ۱۰ اونس یکی از گزینه های swanky هستند
[ترجمه گوگل]Escargot در شیرینی پزی، سوپ لوبیای Maine و Mignon اصلی پروتئین 10 اونس از جمله گزینه های شگفت انگیز هستند