1. stirring music
موسیقی شورانگیز
2. once again, the city is stirring
بار دیگر شهر به فعالیت در آمده است.
3. the air was calm and not a leaf was stirring
هوا آرام بود و حتی یک برگ هم تکان نمی خورد.
4. She felt a stirring of anger.
[ترجمه ترگمان]احساس خشم شدیدی کرد
[ترجمه گوگل]احساس خشم را احساس کرد
5. His stirring speech heated the audience's imagination.
[ترجمه ترگمان]حرف زدن او نیروی تخیل حضار را گرم کرد
[ترجمه گوگل]سخنان تلخ او موجب تخیل مخاطب شد
6. The Prime Minister made a stirring speech.
[ترجمه ترگمان]نخست وزیر سخنرانی را ایراد کرد
[ترجمه گوگل]نخست وزیر سخنرانی تکان دهنده ای کرد
7. Heat the mixture until thickened, stirring continuously. WHICH WORD?
[ترجمه ترگمان]مخلوط را آنقدر حرارت دهید تا خشک شود و به طور مداوم تکان بخورد در چه WORD؟
[ترجمه گوگل]مخلوط را حرارت داده و به طور مداوم تکان دهید کدام کلمه؟
8. He was stirring about in the room before she came in.
[ترجمه ترگمان]پیش از آن که وارد شود، در اتاق در حال حرکت بود
[ترجمه گوگل]قبل از اینکه وارد اتاقش شود، اتاق را درگیر کرد
9. Keep stirring until the sauce has thickened.
[ترجمه ترگمان]به حرکت ادامه بده تا وقتی که سس غلیظ بشه
[ترجمه گوگل]هم زدن تا زمانی که سس ضخیم شود
10. Stowe gives a stirring performance as a strong spirited female.
[ترجمه ترگمان]Stowe عملکرد stirring را به عنوان یک زن روحیه قوی می دهد
[ترجمه گوگل]استو عملکرد تکان دهنده ای به عنوان یک زن قوی روحیه می دهد
11. Louise was stirring the soup with half an eye on the baby.
[ترجمه ترگمان]لوئیز با نیم نگاهی به بچه سوپ را تکان می داد
[ترجمه گوگل]لوئیس سوپ را نیمه چشم بر روی کودک تکان داد
12. I thought at first that Jay had been stirring things up.
[ترجمه ترگمان]اول فکر کردم که جی همه چیز را به هم زده
[ترجمه گوگل]من ابتدا فکر کردم که جی چیزها را تحریک کرده است
13. The poem succeeds in stirring the imagination .
[ترجمه ترگمان]این شعر موفق می شود قوه تخیل را به هم بزند
[ترجمه گوگل]شعر موفق به تکان دادن تخیل می شود
14. Many of his patriotic songs have a stirring lilt.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از آهنگ های میهن پرستانه او وزن stirring دارند
[ترجمه گوگل]بسیاری از ترانه های وطن پرستانه خود را تکان داد