کلمه جو
صفحه اصلی

stirring


معنی : بهم زننده، تکان دهنده، پر تحرک، هیجان اور
معانی دیگر : مهیج، شورانگیز، پر شور، فعال، پر کنش، پر مشغله، پر رونق

انگلیسی به فارسی

تکان دهنده، بهم زننده، هیجان اور، پر تحرک


تکان دادن، تکان دهنده، پر تحرک، بهم زننده، هیجان اور


انگلیسی به انگلیسی

صفت ( adjective )
مشتقات: stirringly (adv.)
(1) تعریف: rousing; moving.
متضاد: boring, pedestrian
مشابه: moving

- a stirring plea for peace
[ترجمه ترگمان] یک درخواست پر جنب و جوش برای صلح
[ترجمه گوگل] تقاضای تکان دهنده برای صلح

(2) تعریف: lively; active.
مشابه: active, lively, racy, vivid

- a stirring dance
[ترجمه ترگمان] رقصی در کار بود
[ترجمه گوگل] رقص تکان دهنده

• moving, rousing, exhilarating; lively, spirited
act of making circular movements in a liquid with an object, agitating, mixing; rousing, moving
something that is stirring makes people very excited or enthusiastic.
when there is a stirring of emotion, people begin to feel it.

دیکشنری تخصصی

[نساجی] به هم زدن
[ریاضیات] به هم زدن

مترادف و متضاد

بهم زننده (صفت)
stirring

تکان دهنده (صفت)
convulsive, shocking, stirring, world-shaking

پر تحرک (صفت)
stirring

هیجان اور (صفت)
stirring

moving, rousing


Synonyms: arousing, awakening, dynamic, electrifying, emotional, exhilarating, gripping, heartbreaking, heartrending, inspirational, inspiring, motivating, provoking, stimulating, touching


جملات نمونه

stirring music

موسیقی شورانگیز


1. stirring music
موسیقی شورانگیز

2. once again, the city is stirring
بار دیگر شهر به فعالیت در آمده است.

3. the air was calm and not a leaf was stirring
هوا آرام بود و حتی یک برگ هم تکان نمی خورد.

4. She felt a stirring of anger.
[ترجمه ترگمان]احساس خشم شدیدی کرد
[ترجمه گوگل]احساس خشم را احساس کرد

5. His stirring speech heated the audience's imagination.
[ترجمه ترگمان]حرف زدن او نیروی تخیل حضار را گرم کرد
[ترجمه گوگل]سخنان تلخ او موجب تخیل مخاطب شد

6. The Prime Minister made a stirring speech.
[ترجمه ترگمان]نخست وزیر سخنرانی را ایراد کرد
[ترجمه گوگل]نخست وزیر سخنرانی تکان دهنده ای کرد

7. Heat the mixture until thickened, stirring continuously. WHICH WORD?
[ترجمه ترگمان]مخلوط را آنقدر حرارت دهید تا خشک شود و به طور مداوم تکان بخورد در چه WORD؟
[ترجمه گوگل]مخلوط را حرارت داده و به طور مداوم تکان دهید کدام کلمه؟

8. He was stirring about in the room before she came in.
[ترجمه ترگمان]پیش از آن که وارد شود، در اتاق در حال حرکت بود
[ترجمه گوگل]قبل از اینکه وارد اتاقش شود، اتاق را درگیر کرد

9. Keep stirring until the sauce has thickened.
[ترجمه ترگمان]به حرکت ادامه بده تا وقتی که سس غلیظ بشه
[ترجمه گوگل]هم زدن تا زمانی که سس ضخیم شود

10. Stowe gives a stirring performance as a strong spirited female.
[ترجمه ترگمان]Stowe عملکرد stirring را به عنوان یک زن روحیه قوی می دهد
[ترجمه گوگل]استو عملکرد تکان دهنده ای به عنوان یک زن قوی روحیه می دهد

11. Louise was stirring the soup with half an eye on the baby.
[ترجمه ترگمان]لوئیز با نیم نگاهی به بچه سوپ را تکان می داد
[ترجمه گوگل]لوئیس سوپ را نیمه چشم بر روی کودک تکان داد

12. I thought at first that Jay had been stirring things up.
[ترجمه ترگمان]اول فکر کردم که جی همه چیز را به هم زده
[ترجمه گوگل]من ابتدا فکر کردم که جی چیزها را تحریک کرده است

13. The poem succeeds in stirring the imagination .
[ترجمه ترگمان]این شعر موفق می شود قوه تخیل را به هم بزند
[ترجمه گوگل]شعر موفق به تکان دادن تخیل می شود

14. Many of his patriotic songs have a stirring lilt.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از آهنگ های میهن پرستانه او وزن stirring دارند
[ترجمه گوگل]بسیاری از ترانه های وطن پرستانه خود را تکان داد

پیشنهاد کاربران

جنب و جوش ، سر و صدا

تحرک، تحریک، هیجان، شور، انگیزش، بلوا، شورش

نشانه شروع، علامت نخست

You are a person who is lively and energetic and has a strong will with strong will.
I'm surprised that you do not take action to have a relationship despite the satisfaction of my love and affection
شما فرد ی هستین که پر جنب و جوش و پر تحرک و با اراده راسخ قدرت بالایی برخوردار هستین
در تعجب هستم که برای اقدام با وجود رضایت عشق و مهر من ، اقدامی برای ارتباط رابطه داشتن ، نمیکنید

برانگیختن

هیجان

وقتی درمورد انواع قاشق های مختلف به کار برود یعنی هم زن.
stirring spoon, stirring stick

پلیمر:پراکندگی

شوراندن، انگیزاندن


کلمات دیگر: