کلمه جو
صفحه اصلی

subordination


معنی : تبعیت، مادونی، اطاعت، فرمان برداری، مرئوسی
معانی دیگر : وابسته سازی، پیروسازی، تابع سازی، فرعی سازی، (نادر) استیلا، انتقاد، منکوب سازی

انگلیسی به فارسی

اطاعت، مادونی، مرئوسی، تبعیت، فرمان برداری


وابستگی، تبعیت، اطاعت، مادونی، فرمان برداری، مرئوسي


انگلیسی به انگلیسی

• act of subordinating; state of being inferior to, state of being secondary in importance; subjugation, state of being under the authority of another

مترادف و متضاد

تبعیت (اسم)
amenability, adherence, subordination, allegiance, citizenship, dependence, dependency, vassalage, citizenry

مادونی (اسم)
inferiority, subordination

اطاعت (اسم)
submission, obedience, subordination, subjugation

فرمان برداری (اسم)
submission, obedience, subordination

مرئوسی (اسم)
subordination

جملات نمونه

1. For members of socially subordinate groups, subordination remains salient even though superordinates are not immediately present.
[ترجمه ترگمان]برای اعضای گروه های تابع اجتماعی، این تبعیت هنوز برجسته باقی می ماند اگر چه superordinates در حال حاضر نیستند
[ترجمه گوگل]برای اعضای گروه های اجتماعی تحت تسلط، فرمانروایی همچنان برجسته است، گرچه پرچم ها بلافاصله حضور ندارند

2. Subordination of another kind may be discerned in the works of Thomas Aquinas.
[ترجمه ترگمان]Subordination از نوع دیگر در آثار توماس آکویناس، تشخیص داده می شود
[ترجمه گوگل]وابستگی نوع دیگری ممکن است در آثار توماس آکویناس قابل تشخیص باشد

3. Another method of subordination is a prohibition on repayment of the debt whilst other creditors remain unpaid.
[ترجمه ترگمان]روش دیگر اطاعت، ممنوعیت بازپرداخت بدهی است در حالی که طلبکاران دیگری پرداخت نشده باقی می مانند
[ترجمه گوگل]روش دیگر وابستگی ممنوعیت بازپرداخت بدهی است در حالیکه دیگر طلبکاران باقی نمی ماند

4. In its subordination of character to plot, sentimental comedy moves in the direction of Romantic drama.
[ترجمه ترگمان]در تبعیت از شخصیت نمایشنامه، کمدی احساساتی در جهت درام رمانتیک به حرکت در می آید
[ترجمه گوگل]در وابستگی شخصیت به طرح، کمدی احساسی حرکت می کند به سمت درام رومانتیک

5. None of the overtones of subordination and all the rest of it would have been present to the Hebrew.
[ترجمه ترگمان]هیچ یک از the of و بقیه آن به زبان عبری وجود نداشت
[ترجمه گوگل]هیچکدام از فراز و نشیب های فرمانروایی و تمام بقیه آن به عبری داده نشده است

6. Traditional subordination is arbitrary, exploitative arid alien to the modern values of management by commitment.
[ترجمه ترگمان]تبعیت سنتی نسبت به ارزش های مدرن مدیریت توسط تعهد، اختیاری، exploitative و alien است
[ترجمه گوگل]وابستگی سنتی خودسرانه و استثمارگرانه است که با تعهد به ارزش های مدرن مدیریت بیگانه است

7. This meant the subordination of all individuals and self governing bodies to the Government.
[ترجمه ترگمان]این به معنای تبعیت همه افراد و نهاده ای خودمختار به دولت بود
[ترجمه گوگل]این بدان معنی است که وابستگی همه افراد و دستگاه های خودگردان به دولت

8. Equitable subordination doctrine is a legislative exploration about whether the controlling company's claim should be subordinated when the subsidiary is bankrupt.
[ترجمه ترگمان]اصول فرمانبرداری Equitable، یک اکتشاف قانونی در مورد این موضوع است که آیا ادعای شرکت کنترل باید زمانی که شرکت تابعه ورشکسته است، تابع شود
[ترجمه گوگل]دکترین وابستگی به عدالت، کشف قانونی در مورد اینکه آیا ادعای شرکت کنترل کننده باید زمانی که شرکت تابعه ورشکسته باشد، تابع باشد؟

9. The subordination of one customs establishment to another shall not Be restricted By administrative divisions.
[ترجمه ترگمان]تبعیت از یک نهاد گمرکی به دیگری نباید محدود به تقسیمات اداری شود
[ترجمه گوگل]وابستگی یک واحد گمرکی به دیگری نباید با تقسیم اداری محدود شود

10. The degree of subordination of an item in an hierarchic arrangement.
[ترجمه ترگمان]درجه تبعیت از یک آیتم در یک چیدمان hierarchic
[ترجمه گوگل]درجه وابستگی یک آیتم در یک آرایه سلسله مراتبی

11. Subordination and silence best became their years and capacity.
[ترجمه ترگمان]Subordination و سکوت بهترین سال های عمر و گنجایش آنان بود
[ترجمه گوگل]مستقل بودن و سکوت بهترین سال و ظرفیت آنها بود

12. The old patterns of subordination and domination in an inflexible hierarchy may no longer work well.
[ترجمه ترگمان]الگوهای قدیمی فرمان برداری و سلطه در یک سلسله مراتب انعطاف ناپذیر دیگر ممکن است دیگر کارساز نباشد
[ترجمه گوگل]الگوهای قدیمی وابستگی و سلطه در سلسله مراتب انعطاف پذیر ممکن است دیگر کار خوبی نداشته باشند

13. She claims that society is still characterized by male domination and female subordination.
[ترجمه ترگمان]او ادعا می کند که جامعه هنوز با سلطه مردان و فرمانبرداری زن مشخص است
[ترجمه گوگل]او ادعا می کند که جامعه همچنان با سلطه مردانه و وابستگی زن شناخته می شود

14. Nevertheless, with the growth in the size and power of the public service state he recognized the dangers of subordination.
[ترجمه ترگمان]با این وصف، با رشد اندازه و قدرت خدمات عمومی، او خطرات اطاعت را تشخیص داد
[ترجمه گوگل]با این وجود، با رشد اندازه و قدرت دولت خدمات عمومی، او خطرات زیردستان را به رسمیت شناخت

15. Nevertheless, feminists recognize that women's exclusion from culture and language is an important aspect of their experiences of subordination.
[ترجمه ترگمان]با این حال، feminists می دانند که طرد زنان از فرهنگ و زبان جنبه مهمی از تجارب آن ها از فرمانبرداری است
[ترجمه گوگل]با این وجود، فمینیست ها بر این باورند که محرومیت زنان از فرهنگ و زبان، جنبه مهمی از تجربیات خود در مورد فرمانروایی است

پیشنهاد کاربران

پیروی ( ریاضیات )

انقیاد

در منطق: تداخل

زیر دستی

تفویض

اطاعت

در دستور زبان یا Grammar:
{وابسته سازی/پیروسازی}


در جملات ناهم پایه یا مرکب
( Complex Sentences ) که شامل
جمله واره های اصلی ( main clause ) و فرعی ( subordinate clause ) هستند که به آنها جمله واره های ( پایه و پیرو ) یا
( ناوابسته و وابسته ) =
( independent and depndent ) یا
( مستقل و غیرمستقل ) نیز میگویند به کارمی رود.

( Clause )
جمله واره - شبه جمله - بند

( paragraph ) بند

subordination ( اصطلاح شناسی )
واژه مصوب: فروپایگی
تعریف: رابطة عمودی بین یک مفهوم فروپایه با مفهوم فراپایة بلافصل بالای آن در طبقه بندی سلسله مراتبی


کلمات دیگر: