کلمه جو
صفحه اصلی

splurge


معنی : خود ستایی، خود فروشی، شادمانی، ریخت و پاش، تفریح و ولخرجی کردن، به رخ دیگران کشیدن
معانی دیگر : ولخرجی کردن، پول هدر دادن، (عامیانه)، نمایش یا تظاهر پر زرق و برق، بریزوبپاش، بریز و بپاش کردن، خوشی، به ر  دیگران کشیدن

انگلیسی به فارسی

شادمانی، خوشی، تفریح و ولخرجی کردن، ریخت وپاش، به رخ دیگران کشیدن


پاره شدن، ریخت و پاش، شادمانی، خود ستایی، خود فروشی، تفریح و ولخرجی کردن، به رخ دیگران کشیدن


انگلیسی به انگلیسی

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: splurges, splurging, splurged
(1) تعریف: to spend money extravagantly or wastefully, esp. on oneself.
متضاد: economize

(2) تعریف: to spend money ostentatiously.

- He splurged on expensive presents for his girlfriends.
[ترجمه آرمان] او برای خرید کادو واسه دوست دخترش ولخرجی کرد
[ترجمه بلابلا] او برای خرید کادوی گرانقیمت برای دوست دخترش ولخرجی کرد
[ترجمه ترگمان] اون یه هدیه گرون برای دوست دخترش خراب کرد
[ترجمه گوگل] او برای هدیه گران برای دوست دخترش تقسیم کرد
فعل گذرا ( transitive verb )
• : تعریف: to spend (money) extravagantly or wastefully, esp. on oneself.
اسم ( noun )
• : تعریف: an act or instance of extravagant spending, often as a display of wealth.

• ostentatious extravagance, showy display; impulsive costly expenditure
make an impression, show off; spend money recklessly
if you splurge on something, you spend a lot of money extravagantly, especially on things that you do not need; an informal word.
if you have a splurge, you spend a lot of money, usually on things that you do not need; an informal word.

مترادف و متضاد

Antonyms: hoard, save


spend lavishly


Synonyms: be extravagant, binge, celebrate, fling, give a party, rampage, spread


خود ستایی (اسم)
flattery, gas, swank, gasconade, self-praise, swagger, braggadocio, buck, gassing, fanfaronade, splurge, flash, rodomontade, jactation, ostent, self-importance, self-applause, self-glorification, self-glory, vainglory

خود فروشی (اسم)
ostentation, bribery, swank, gasconade, self-praise, braggadocio, fanfaronade, splurge, rodomontade

شادمانی (اسم)
jubilation, gaiety, mask, splurge, festival, merrymaking, lustihood

ریخت و پاش (اسم)
splurge

تفریح و ولخرجی کردن (فعل)
splurge

به رخ دیگران کشیدن (فعل)
splurge

جملات نمونه

1. I had a splurge and bought two new suits.
[ترجمه ترگمان]یک ولخرجی داشتم و دو کت و شلوار نو خریدم
[ترجمه گوگل]من دویدم و دو لباس جدید خریدم

2. We'll splurge on a trip in France next year.
[ترجمه ترگمان]سال آینده سفر خود را در فرانسه ادامه خواهیم داد
[ترجمه گوگل]ما در سال آینده سفر به فرانسه خواهیم کرد

3. Blood began to splurge out and her screams pounded Jezrael with a different rhythm.
[ترجمه ترگمان]با ریتم دیگری شروع به بالا رفتن کرد و فریادهای او با ریتم مختلف شروع به تپیدن کرد
[ترجمه گوگل]خون شروع به پاشیدن کرد و فریاد هایش Jezrael را با ریتم دیگری تغییر داد

4. So on your beefy splurge night, enjoy the real thing.
[ترجمه ترگمان]خب، تو اون شب splurge گنده ت از یه چیز واقعی لذت ببر
[ترجمه گوگل]بنابراین در شب پریشانی شما، از چیز واقعی لذت ببرید

5. Osaka has fought back with a splurge of infrastructure projects, most notably a new international airport perched upon a man-made island.
[ترجمه ترگمان]اوساکا با ولخرجی پروژه های زیر ساختی مبارزه کرده است که مهم ترین آن ها یک فرودگاه بین المللی جدید است که بر روی جزیره ای ساخته شده است
[ترجمه گوگل]اوزاکا با پشت سر گذاشتن پروژه های زیربنایی، به ویژه یک فرودگاه بین المللی جدید بر روی یک جزیره ساخته شده است

6. If you want to splurge a little more, a compact-disc changer is available for $ 59
[ترجمه ترگمان]اگر بخواهید کمی بیشتر ولخرجی کنید، یک صراف در یک دیسک فشرده برای ۵۹ دلار در دسترس است
[ترجمه گوگل]اگر میخواهید کمی بیشتر بپوشانید، یک CD changer برای 59 دلار در دسترس است

7. The 11 official sponsors are expected to splurge a further f lOOm between them on marketing.
[ترجمه ترگمان]انتظار می رود که ۱۱ حامی رسمی ولخرجی بیشتر در رابطه با بازاریابی را خرج کنند
[ترجمه گوگل]انتظار میرود 11 تن از حامیان رسمی در میان بازاریابی خود بین آنها شرکت کنند

8. A gene in a splurge - weed cell stands to gain by promoting the reproduction of its cell.
[ترجمه ترگمان]یک ژن در یک سلول پر علف هرز قرار است با ترویج تولید مثل این سلول به دست آید
[ترجمه گوگل]یک ژن در پالورژ - سلول علفهای هرز، با ترویج تولید مثل سلول آن، به دست می آید

9. How to control the politicians'urge to splurge?
[ترجمه ترگمان]چگونه سیاست مداران را کنترل کنیم که ولخرجی کنند؟
[ترجمه گوگل]چگونه می توان سیاستمداران را کنترل کرد؟

10. Splurge on pretty padded hangers so clothes stay in store - bought shape.
[ترجمه ترگمان]از چوب لباسی بود که از چوب لباسی اویزان بود
[ترجمه گوگل]لباسی بسیار پاشنه دار را بشکنید تا لباسها در فروشگاه باقی بمانند - شکل خرید شده

11. Still Gulfs splurge might be better spent if governments were doing even less of the splurging.
[ترجمه ترگمان]با این حال، اگر دولت کم تر از این splurging را انجام می داد، ممکن است ولخرجی کند و ولخرجی کند
[ترجمه گوگل]با این حال، هنوز خلیج فارس ممکن است بهتر از این باشد که دولتها حتی کمتر از این تقسیم بندی انجام دهند

12. The victory meeting should be one without any splurge.
[ترجمه ترگمان]این نشست پیروزی باید بدون هیچ گونه ولخرجی باشد
[ترجمه گوگل]جلسه پیروزی باید بدون هیچ مشکلی باشد

13. Billionaires swarmed into Nice to splurge millions during the summer holidays.
[ترجمه ترگمان]Billionaires در طی تعطیلات تابستان به Nice هجوم بردند تا splurge میلیون ها خرج کنند
[ترجمه گوگل]میلیون ها نفر در طول تعطیلات تابستانی به میلیون ها نفر رسیده اند

He splurged millions of dollars in Paris.

در پاریس میلیون‌ها دلار ولخرجی کرد.


پیشنهاد کاربران

ریخت و پاش، ولخرجی، پول هدر دادن

ولخرجی - هدر دادن الکی پول

ول خرجی
Is it ok to splurge once in a while?


کلمات دیگر: