کلمه جو
صفحه اصلی

stickler


معنی : گیج کننده، جدی
معانی دیگر : (معمولا با: for) سختگیر، وسواسی، سخت گیر، لجوج، سمج، خیلی دقیق، مصر

انگلیسی به فارسی

سخت گیر، جدی، لجوج، سمج، خیلی دقیق، مصر، گیج کننده


stickler، گیج کننده، جدی


انگلیسی به انگلیسی

اسم ( noun )
(1) تعریف: one who insists strictly on the observance of or conformity to something (usu. fol. by for).
مترادف: fussbudget, nitpicker

- He won't cut you any slack; he's a stickler for the rules.
[ترجمه ترگمان] او به هیچ وجه تو را ترک نخواهد کرد؛ او در مورد قوانین سخت گیری دارد
[ترجمه گوگل] او هیچ کس را نخواهد شکست او یک قاتل برای قوانین است
- a stickler for details
[ترجمه ترگمان] یک stickler برای جزئیات
[ترجمه گوگل] یک stickler برای جزئیات

(2) تعریف: a problem that is puzzling or difficult to solve.
مترادف: puzzle, stumper
مشابه: riddle

• one who is insistent; something that is difficult or perplexing
if you are a stickler for something, you always insist on it.

مترادف و متضاد

گیج کننده (اسم)
baffler, puzzler, stunner, stickler

جدی (صفت)
rigid, serious, acting, energetic, earnest, solemn, drastic, grand, stickler, uncanny, bona fide, demure, sedate, sobersided

جملات نمونه

1. he is a stickler for discipline
در مورد انضباط وسواس دارد.

2. He has become something of a stickler for the finer observances of royal protocol.
[ترجمه ترگمان]او برای the ظریف پروتکل سلطنتی به چیزی شبیه به یک stickler تبدیل شده است
[ترجمه گوگل]او به عنوان یک چماقدار برای رعایت دقیق پروتکل سلطنتی تبدیل شده است

3. He's a stickler for detail/accuracy/efficiency.
[ترجمه ترگمان]او یک stickler برای جزئیات \/ دقت \/ کارایی است
[ترجمه گوگل]او یک stickler برای جزئیات / دقت / بهره وری است

4. He was a stickler for the correct usage of English.
[ترجمه ترگمان]او یک stickler برای استفاده صحیح از انگلیسی بود
[ترجمه گوگل]او برای استفاده صحیح از زبان انگلیسی بود

5. Lucy was a stickler for perfection, and everything had to be exactly right.
[ترجمه ترگمان]لوسی در مورد کمال در گیر بود و همه چیز باید درست می بود
[ترجمه گوگل]لوسی یک کمپوست برای کمال بود، و همه چیز باید دقیقا درست باشد

6. The chancellor is clearly no stickler for fiscal purity.
[ترجمه ترگمان]صدراعظم به وضوح هیچ توضیحی برای خلوص مالی ندارد
[ترجمه گوگل]صدراعظم صراحتا هیچ خلوص مالی نداشته است

7. Montgomery is a stickler for defense, and Moseley caught on quickly.
[ترجمه ترگمان]مونتگومری یک stickler برای دفاع است، و Moseley به سرعت دستگیر شد
[ترجمه گوگل]مونتگومری یک دفاع شخصی است و موسلی سریعا گرفتار شده است

8. A stickler for realism, he was frustrated by an obstinacy in his models as strong as his own.
[ترجمه ترگمان]او از کله شقی در مدل های خود به اندازه خود او نا امید شده بود
[ترجمه گوگل]او به عنوان یک عصای واقعی برای رئالیسم، او را از یک اشتیاق در مدل های خود را به عنوان قوی خود را ناامید شد

9. The loosest woman is a stickler for etiquette and elocution.
[ترجمه ترگمان]The زن به خاطر آداب و رسوم و سخنوری شهره است
[ترجمه گوگل]لاغرترین زن یک عروسک برای اخلاق و طنز است

10. Charman, a stickler for musical purity, did not relish the idea.
[ترجمه ترگمان]Charman که در خور عفت موسیقی بود از این فکر خوشش نمی آمد
[ترجمه گوگل]چارمان، یک قاتل برای خلوص موسیقی، این ایده را دوست نداشت

11. He is a stickler for formality.
[ترجمه ترگمان] در مورد formality سخت گیره
[ترجمه گوگل]او یک قاتل برای رسمیت است

12. Lucy was a stickler for perfection, and everything had to be exactly right, rehearsed down to a T.
[ترجمه ترگمان]لوسی در مورد کمال در گیر بود و همه چیز باید درست می بود، و همه چیز را با یک تی تمرین کرده بود
[ترجمه گوگل]لوسی یک کمدی برای کمال بود، و همه چیز باید دقیقا درست باشد، به ترتیب به T

13. A stickler for meanings, he liked to be called not internationalist, but cosmopolitan.
[ترجمه ترگمان]از نظر معانی، او دوست داشت که نه internationalist، بلکه بین المللی خوانده شود
[ترجمه گوگل]او به عنوان معشوقه برای معانی، دوست داشت که آن را نه بینالمللی، بلکه جهانگردان نامیده شود

14. You will find Mrs. Carboy a stickler about trifles.
[ترجمه ترگمان]شما خانم carboy را در مورد چیزهای جزیی در گیر خواهید دید
[ترجمه گوگل]شما خانم کاربوی را در مورد چیزهای کوچک پیدا خواهید کرد

He is a stickler for discipline.

در مورد انضباط وسواس دارد.


پیشنهاد کاربران

مقید بودن
مقید به اصولی بودن


قانون مند و سخت گیر
He is a stickler

۱ - کسی که مته به خشخاش می گذارد. ایراد بنی اسرائیلی میگیرد، بهانه گیر, fussy, pedant , nitpicker
someone who stubbornly insists on
something and is highly attentive to detail; 2. a problem or puzzle that is difficult
to solve ( less common

Tips: Think of a person who sticks to an
idea, plan, or specific detail and won't let it go. That person is a stickler.


کلمات دیگر: