کلمه جو
صفحه اصلی

crack up


معنی : خرد شدن، خنده کردن، متلاشی شدن، سقوط، درهم شکستگی
معانی دیگر : 1- خرد و خمیر شدن (مثل هواپیمایی که سقوط کرده)، از هم پاشیدن 2- (جسما یا از نظر روانی) بیمار شدن، درهم شکسته شدن 3-زدن زیر خنده یا گریه، سقوط هواپیما وغیره، درهم شکستگی، ترک خوردگی، (اتومبیل تصادف کرده یا هواپیمای سقوط کرده و غیره) خرد شدگی، داغان شدن، فروپاش، به سر زدگی

انگلیسی به فارسی

با تمام وجود خندیدن


کسی را حسابی خنداندن


مجنون شدن


اغراق گفتن، زیاد ستودن


ترک کردن، متلاشی شدن، خنده کردن، خرد شدن


انگلیسی به انگلیسی

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: (informal) to break into uncontrollable laughter.
مشابه: fracture

(2) تعریف: to break down emotionally.
اسم ( noun )
حالات: crack-ups
(1) تعریف: a collision of a vehicle; crash.
مشابه: crash, smash

(2) تعریف: a mental collapse.

• collapse; crash; laugh; cause another to laugh
if someone has a crack-up, they lose control of themselves and become mentally ill; an informal word.
collapse, mental breakdown

مترادف و متضاد

خرد شدن (فعل)
abate, diminish, wane, dwindle, slacken, relent, pass off, shrink, crush, decrease, lessen, decline, remit, narrow, flag, lower, de-escalate, crack up, depopulate, relax, fall away, grow away, grow down, pink, shrink away

خنده کردن (فعل)
heehaw, jest, chaff, chink, laugh, giggle, chortle, crack up, nicker

متلاشی شدن (فعل)
decompose, fragment, disintegrate, crack up, splinter, disjoint

سقوط (اسم)
drop, decline, downfall, fall, crash, collapse, chute, falling, crackup, prolapse, plumper, tailspin

درهم شکستگی (اسم)
crackup

break down mentally


Synonyms: become demented, become psychotic, blow a fuse, collapse, come apart at seams, decline, derange, deteriorate, fail, flip out, freak out, go bonkers, go crazy, go nuts, go off deep end, go off rocker, go out of mind, go to pieces, have breakdown, schizz out, sicken


Antonyms: be calm


Laugh heartily


Cause to laugh heartily


Cry up, to extol


جملات نمونه

1. I hunched that Rolls - Royce company would crack up.
[ترجمه ترگمان]من اون شرکت \"رویس رویس\" رو پیدا کردم که قاطی می کرد
[ترجمه گوگل]من متعهد شدم که شرکت Rolls-Royce خفه شود

2. Pressure of life caused him to crack up.
[ترجمه ترگمان]فشار زندگی باعث شد که اون به هم بخوره
[ترجمه گوگل]فشار زندگی موجب شد تا او شکسته شود

3. You'll crack up if you go on working so hard.
[ترجمه ترگمان]اگه انقدر سخت کار کنی به هم می زنی
[ترجمه گوگل]اگر کار سختی را انجام دهید، از بین میروی

4. You'll crack up if you carry on working like this.
[ترجمه ترگمان]اگر مثل این کار کنی به هم می زنی
[ترجمه گوگل]اگر کار خود را به این صورت ادامه دهید، از بین میروی

5. Whatever happened she mustn't crack up.
[ترجمه ترگمان]هر اتفاقی که افتاده نباید به هم بخورد
[ترجمه گوگل]هر چه اتفاق افتاد، او نباید از بین برود

6. Family problems made him crack up.
[ترجمه ترگمان]مشکلات خانوادگی او را وادار به ترک کرد
[ترجمه گوگل]مشکلات خانوادگی او را ترک کرد

7. Cyril is going to crack up If he does not stop working so hard.
[ترجمه ترگمان]سی رل گفت: اگر این قدر سخت کار نکند، سی رل از جایش بلند می شود
[ترجمه گوگل]سیریل قصد دارد به سختی کار کند

8. The damaged windshield began to crack up all over.
[ترجمه ترگمان]شیشه جلویی خراب شده شروع به باز شدن کرد
[ترجمه گوگل]شیشه شیشه آسیب دیده شروع به شکستن کرد

9. I think it means one who become crack up caused by some sudden sorrowful news.
[ترجمه ترگمان]فکر می کنم معنیش اینه که کسی که به خاطر یه سری خبر دردناک ناگهانی به هم زده میشه
[ترجمه گوگل]من فکر می کنم این به معنی کسی است که به علت برخی اخبار ناگهانی ناراحت کننده ایجاد شده است

10. If he doesn't rest he'll crack up soon.
[ترجمه ترگمان]اگر استراحت نکند به زودی به هوش خواهد آمد
[ترجمه گوگل]اگر او آرام نخواهد شد، او به زودی شکسته خواهد شد

11. If the does not rest he will crack up soon.
[ترجمه ترگمان]اگر استراحت نکند به زودی به هوش خواهد آمد
[ترجمه گوگل]اگر بیدار نباشد، او به زودی گشاد خواهد شد

12. The car that discovers him by person crack up.
[ترجمه ترگمان]ماشینی که او را از جا به جا می کند ترک می کند
[ترجمه گوگل]خودرویی که او را به وسیله فرد کشف می کند

13. The comedian made his audience crack up with laughter.
[ترجمه ترگمان]این کمدین تماشاچیان را از خنده روده بر کرد
[ترجمه گوگل]کمدین مخاطبانش را با خنده شروع کرد

پیشنهاد کاربران

از خنده روده بر شدن، یا دیگران را از خنده روده بر کردن

از پا در آمدن

درست نتوانستن فکر کردن به خاطر مشکلی. به چیزی خندیدن
She’s so funny. She cracks me up.

I was beginning to think I was
cracking up!

قطع و وصل شدن صدا پشت تلفن همراه

crack someone up
کسی رو خندوندن


کلمات دیگر: