1. a surfeit of compliments
افراط در تعارف
2. a surfeit of fatty foods
زیاده روی در غذاهای پر چربی
3. A surfeit of rich food is bad for you.
[ترجمه ترگمان]بیش از حد غذای غنی برای شما بد است
[ترجمه گوگل]غلط غذای غنی برای شما بد است
4. Indigestion can be brought on by a surfeit of rich food.
[ترجمه ترگمان]Indigestion را می توان با بیش از حد مواد غذایی غنی به ارمغان آورد
[ترجمه گوگل]سوء هاضمه را می توان با سوء مصرف مواد غذایی غنی به ارمغان آورد
5. It's no good for your health to surfeit yourself.
[ترجمه ترگمان]برای سلامتیت خوب نیست که به surfeit بری
[ترجمه گوگل]سلامتی شما برای سلامتی شما مناسب نیست
6. Rationing had put an end to a surfeit of biscuits long ago.
[ترجمه ترگمان]Rationing خیلی وقت پیش به آن surfeit رسیده بود
[ترجمه گوگل]مقادیر زیادی از بیسکویت ها را از دست داده بود
7. There has been a surfeit of plays about divorce on the television recently.
[ترجمه ترگمان]اخیرا تعداد زیادی از نمایش ها در مورد طلاق در تلویزیون وجود داشته است
[ترجمه گوگل]اخیرا در مورد تلویزیون طلاق در تلویزیون پخش شده است
8. Both have been suffering from a surfeit of squash, according to the man who manages them, Norman Norrington.
[ترجمه ترگمان]براساس اظهارات مردی که آن ها را مدیریت می کند، Norman Norrington هر دو از بیش از حد اسکواش رنج برده اند
[ترجمه گوگل]به گفته مردی که آنها را اداره می کند، هر دو از یک سوسک پیچ خورده رنج می برند، نورمن نورینگتون
9. The world has a surfeit of mediocre drummers.
[ترجمه ترگمان]جهان بیش از حد از drummers متوسط برخوردار است
[ترجمه گوگل]دنیای غرق درامرهای متوسط است
10. There can never be a surfeit of the propagation of that fundamental message of grace.
[ترجمه ترگمان]هرگز امکان ندارد که انتشار آن پیام بنیادی گریس را بیش از حد به خاطر داشته باشد
[ترجمه گوگل]هرگز نباید فراموش شود که این پیام بنیادین فضیلت منتشر شود
11. There is a surfeit of managers in the company.
[ترجمه ترگمان]تعداد زیادی از مدیران در این شرکت وجود دارند
[ترجمه گوگل]مدیران شرکت در این زمینه هستند
12. This was about surfeit of the senses.
[ترجمه ترگمان]این به خاطر بیش از حد حواس بود
[ترجمه گوگل]این در مورد غفلت از حواس بود
13. Boardsailors could find a surfeit of interest for them in hall two.
[ترجمه ترگمان]Boardsailors می توانستند برای آن ها در سالن دوم یک نوع surfeit پیدا کنند
[ترجمه گوگل]مدیران صندوق می توانند برای آنها در سالن دو، مورد توجه قرار بگیرند
14. He's already had a surfeit of wives.
[ترجمه ترگمان]همین الانش هم یه عالمه زن به بار آورده
[ترجمه گوگل]او قبلا همسران زیادی داشته است
15. A surfeit of rock dust blocked their vision and irritated their throats.
[ترجمه ترگمان]یک نوع گرد و خاک سنگ جلوی دید آن ها را گرفته بود و throats را به هم می زد
[ترجمه گوگل]غبار غبار سنگی چشمشان را از بین می برد و گلویشان را تحریک می کند